پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
کاریزماتیک در واقع شخصیت و جذابیت یک فرد است که می تواند در مردم نفوذ کند و آنان را به شور و فداکاری وادار سازد. به شخصی که چنین ویژگی هایی دارد افر ...
پولشویی : پولشویی هر نوع عمل یا اقدام برای مخفی کردن یا تغییر ظاهر هویت درآمدهای نامشروع است به طوری که وانمود شود از منابع نامرئی سرچشمه گرفته است. ...
خشم شب :خشم شب اقدامی است که به جهت شبیه سازی حمله ناگهانی دشمن برای سربازها انجام می شود و در دوره آموزشی رخ می دهد. معمولا خشم شب را هر چند شب یک ...
طره ی ماه : ایوان و طاقچه ی ماه ، بالکنایه فلک ماه ، تخت ماه عنبرین طره سرای سپهر طره ماه درکشید به مهر یعنی :شب عنبرین زلف ، تخت ماه را به بلند تری ...
به مهر کشیدن چیزی یا جایی: به جای بلند بردن آن عنبرین طره سرای سپهر طره ماه درکشید به مهر یعنی :شب عنبرین زلف ، تخت ماه را به بلند ترین جای سرای سپهر ...
عنبرین طرّه ی سرای سپهر: شب، آنکه در سرای آسمان زلفی سیاه و خوشبو دارد. عنبرین طره سرای سپهر طره ماه درکشید به مهر یعنی :شب عنبرین زلف ، تخت ماه را ...
جهان را بر کسی سیاه کردن : روزگار او را تیره کردن و او را کشتن چون به سی شب رسید وعده ماه شب جهان بر ستاره کرد سیاه ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثر ...
زاده شد ز قیاس: بیش از شمار و اندازه شد. چون در آن نعمتم نبود سپاس حق نعمت زیاده شد ز قیاس ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 511 )
حق نعمت: حقی که نعمت بر گردن کسی دارد ، سپاسی که می باید در مقابل نعمت به جای آورد . چون در آن نعمتم نبود سپاس حق نعمت زیاده شد ز قیاس ( هفت پیکر ن ...
شیر مرغ جستن : آرزوی محال کردن باغ داری به ترک زاغ بگوی مرغ با تست شیر مرغ مجوی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 511 )
شیر مرغ جستن : آرزوی محال کردن باغ داری به ترک زاغ بگوی مرغ با تست شیر مرغ مجوی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 511 )
نعل در آتش انداختن و بودن : معشوق را طلب کردن و طالب او بودن است . پاسخم داد کامشبی خوش باش نعل شبدیز گو در آتش باش ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثر ...
نعل شبدیز در آتش بودن:در طلب معشوق و آرزومند وصال او بودن پاسخم داد کامشبی خوش باش نعل شبدیز گو در آتش باش ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸ ...
سازگار شدن بم و زیر: به هم ساختن آهنگ ها ، در بیت زیر بالکنایه هم آغوش شدن چون در آن قصر تنگبار شدیم چون بم و زیر سازگار شدیم ( هفت پیکر نظامی، تصح ...
سازگار شدن بم و زیر: به هم ساختن آهنگ ها ، در بیت زیر بالکنایه هم آغوش شدن چون در آن قصر تنگبار شدیم چون بم و زیر سازگار شدیم ( هفت پیکر نظامی، تصح ...
قصر تنگبار :قصری که راه یافتن به آن دشوار است . در بیت زیر بالکنایه خلوت . چون در آن قصر تنگبار شدیم چون بم و زیر سازگار شدیم ( هفت پیکر نظامی، تصح ...
قصر تنگبار :قصری که راه یافتن به آن دشوار است . در بیت زیر بالکنایه خلوت . چون در آن قصر تنگبار شدیم چون بم و زیر سازگار شدیم ( هفت پیکر نظامی، تصح ...
کشی : خوشی و رعنایی . کز شگرفی و دلبری و کشی بود یاری سزای نازکشی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 508 ) به نظر می رسد که کشی یا کئش ...
خالی کردن کسی از خود وی : او را بیخود کردن ، ایهاماً تنها در خلوت گذاشتن زین کنیزان که هر یکی ماهیست شب عشاق را سحرگاهیست آنکه در چشم خوبتر یابی وار ...
رنگ آسمان تراشیدن: کار بیهوده و تمنای غیر ممکن کردن ، در بیت زیر ایهاماً رنگ و آبروی آن ماه رخسار را از میان بردن . گفت امشب به بوسه قانع باش بیش از ...
رنگ آسمان تراشیدن: کار بیهوده و تمنای غیر ممکن کردن ، در بیت زیر ایهاماً رنگ و آبروی آن ماه رخسار را از میان بردن . گفت امشب به بوسه قانع باش بیش از ...
به دلی : با جرأتی و جسارتی عشق می باختم ببوس و به می به دلی و هزار جان با وی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 507 )
در باقی شدن : نماندن مطرب آمد روانه شد ساقی شد طرب را بهانه در باقی دکتر ثروتیان در مورد واژه ی در باقی شدن می نویسد : ( ( در باقی اصطلاح علم استیفا ...
رایض هنر :آنکه ریاضت پارسایی و تقوا می دهد ، پارسا پرور خاصه خوبی و آشنا نظری دست پرورد رایض هنری ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 50 ...
گنج پیما: آنکه گنج را می سنجد ، و آنکه بر سر گنج راه می پیماید. من که دریافتم چنین جایی شاد گشتم چو گنج پیمایی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان ...
گنج پیما: آنکه گنج را می سنجد ، و آنکه بر سر گنج راه می پیماید. من که دریافتم چنین جایی شاد گشتم چو گنج پیمایی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان ...
به گاز بردن چیزی: بریدن آن با قیچی و مقراض ، مانند بریدن سر شمع . لب گل را به گاز برده سمن ارغوان را زبان بریده چمن ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثر ...
به گاز بردن چیزی: بریدن آن با قیچی و مقراض ، مانند بریدن سر شمع . لب گل را به گاز برده سمن ارغوان را زبان بریده چمن ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثر ...
آب خفته:یخ ، کنایه از سردی و خنکی آب است. صدهزاران گل شکفته درو سبزه بیدار و آب خفته درو ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 505 )
لخلخه کردن : به هم آمیختن بویهای خوش . بر زمین سبزه ای به رنگ حریر لخلخه کرده از گلاب و عبیر ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 505 )
نیزه بالایی :به اندازه ی طول یک نیزه ، به بلندی یک نیزه ، مراد فاصله کم تا بدانجای کز چنان جائی تا زمین بود نیزه بالائی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکت ...
نیزه بالایی :به اندازه ی طول یک نیزه ، به بلندی یک نیزه ، مراد فاصله کم تا بدانجای کز چنان جائی تا زمین بود نیزه بالائی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکت ...
مهجور از بخت بد : دور افتاده از بد بختی ، آنکه به سوی خوشبختی می رود چون اسیری ز بخت خود مهجور رسن از گردنم نمی شد دور ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ...
مهجور از بخت بد : دور افتاده از بد بختی ، انکه به سوی خوشبختی می رود چون اسیری ز بخت خود مهجور رسن از گردنم نمی شد دور ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ...
در نقاب شدن : پنهان شدن در نقاب شدن چون پری :از دیده ها پنهان شدن چون در آن منزل خراب شدیم چون پری هردو در نقاب شدیم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ث ...
دست بر پادشاهی افشاندن :آن را ترک گفتن و دور شدن از سلطنت. کز چه معنی بدین طرف راندم دست بر پادشاهی افشاندم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱ ...
در نورد آوردن خدمت :در گردش آوردن خدمت ، به جای آوردن خدمت اولم خوان نهاد و خورد آورد خدمتی خوب در نورد آورد ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ...
کمر به کله داری کسی بستن : او را سرور خود کردن و خدمت بجای آوردن . چون بهم صحبتش پیوستم به کله داریش کمر بستم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ...
برنهادن:روی هم چیدن، افکندن و گستردن در سرائی فرو نهادم رخت بر نهادم ز جامه تخت به تخت ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص ۵۰۳ )
تخت به تخت :تخته تخته و بسته بسته ( تخته و تخت از اقلام پارچه و جامه است: پنج تخته حریر ، دو تخته کتان . . . ) در سرائی فرو نهادم رخت بر نهادم ز جام ...
فرزین بند کردن کردن قلعه: بستن قلعه به روی مهره های طرف مقابل و پیاده و وزیر حریف، و یا محکم کردن قلعه با وزیر و پیاده ی خود. بیش از آن کرده بود فرز ...
بیدق از از هر سویی فرو کردن:کوشیدن و در صدد چاره ی فتح و پیروزی بر آمدن چند ازین قصه جستجو کردم بیدق از هر سوئی فرو کردم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکت ...
در پرند سیاه بودن : جامه و لباس سیاه بر تن داشتن ماه در پرند سیاه بودن:اشاره به طلوع ماه در هنگام شب مردمانی همه به صورت ماه همه چون ماه در پرند سیا ...
تعزیت نامه: نامه ای که سیاه پوشان را به صبر و شکیبایی دعوت می کند ، حکم و فرمان عزاداری ، نشان و علامت عزاداری. نام آن شهر شهر مدهوشان تعزیت نامه سی ...
سگالیدن پاسخ:به پاسخ گفتن اندیشیدن ، اندیشیدن به آماده کردن پاسخ پاسخ شاه را سگالیدم روی در پای شاه مالیدم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸ ...
سپیدکار شدن چیزی را:آن را آشکار کردن و گزارش نمودن. بِه که ما را سپید کار شوی وین سیه را سپید کار شوی یعنی :راز این سیاه پوشیدن خود را برای ما آشکا ...
سبیکه ی سیم:ماده مذاب نقره ، نقره ی خالص ، مجازا پاک و پارسا و بی غش بازجستند کز چه ترس و چه بیم؟ در سوادی تو ای سبیکه سیم؟ معنی بیت:پرسیدند ای پارسا ...
خرده کاران:باریک بینان، نکته جویان و نکته بینان ، اهل نظر. که شنیدم به خردی از خویشان خرده کاران و چابک اندیشان ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیا ...
گوارش عود:جوارش و شربت خوشبو گوارش عود از شکر برگشادن :شربت خوشبو از شکر ساختن ، بالکنایه سخن دلپذیر از دهان شیرین باز گفتن ، لب گشادن به سخن شیرین و ...
ممکن است:وجود دارد، بالکنایه موجود است. تا جهان ممکنست جانش باد همه سرها بر آستانش باد ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص ۵۰۰ )