پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
دقّ مصری: ردای مصری ، جامه ی پشمین مصری رفت و برداشت یک به یک سلبش دق مصری عمامه قصبش ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 531 )
گمان به نیکی بردن به چیزی : درباره ی آن نیک اندیشی کردن ، تعبیر نیک کردن. من به نیکی بدو گمان بردم نیک من نیک بود و جان بردم ( هفت پیکر نظامی، تصحی ...
درفش گره گشاه : سوزن گره گشای کفشگران ، کنایه است از باریک بینی و نکته گیری . گفت کان گربزی ورایت کو وان درفش گره گشایت کو ( هفت پیکر نظامی، تصحیح ...
گُربُز : زیرک ، کسی که حیله ی او از اندازه بگذرد. گفت کان گربزی ورایت کو وان درفش گره گشایت کو ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 531 )
نگونه خصال: وارونه خوی ، دیو وارونه و بدکار ترسم این چرگن نگونه خصال آرد آلودگی به آب زلال ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 530 )
سر بر سر چیزی نهادن :به خاطر آن سر از دست دادن و مردن غرقه ای دید جان او شده گم سر چون خم نهاده بر سر خم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ...
مساحت گران دریایی: کسانی که عمق دریا را اندازه می گیرند. چون مساحت گران دریائی زد در آن خم به آب پیمائی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ...
طعمه ی شور : گیاه و علف شور تا چو غرم و گوزن و آهو و گور در بیابان خورند طعمه شور تشنه گردند و قصد آب کنند سوی این آبخور شتاب کنند ( هفت پیکر نظامی، ...
دُرفام : مرواریدگون ، سفید آبدار مانند مروارید وابر کو شیرگون و در فامست در مزاجش رطوبتی خامست ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 528 )
دخان محترق :دود سوخته ، دوده ی سوخته ، بخار و دود حاصل از سوختن اجسام ابر تیره دخان محترقست بر چنین نکته عقل متفقست ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثرو ...
خام : نوعی پارچه ی سیاه رنگ ، کتان ، لفافه ، جامه . دکتر ثروتیان در مورد واژه ی خام می نویسد : " خام در اصطلاح امروزی به نوعی پارچه ی کتانی سفید گفت ...
در نظر نشاندن کسی را : عزیز داشتن ، بر چشم جای دادن مردمان در نظر نشاندندش بشر پرهیزگار خواندندش ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 526 )
از در تو: شایسته و سزاوار تو تاج را سربلندی از سر تست بخت را پایگاهی از در تست ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 526 )
سبز آرنگ : سبز رنگ بالکنایه سبز پوش ؛ سبز آرنج بالکنایه سبزه پوست زان خرامنده سرو سبز آرنگ خواست تا از شکر گشاید تنگ ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثر ...
مزوَّر :آ انچه از غذا برای مریض دهند ، طعام موافق طبع بیمار به دروغم مزوری فرمود داشت ناخورده آن مزور سود مزوردی فرمودن کسی را : عمل و کار همراه با ن ...
گرفته ای باختن با کسی : با رمز و کنایه با او سخن گفتن ، کنایه ای آمیخته با طنز و طعن به کار بردن . شاه با او تکلفی در ساخت به تکلف گرفته ای می باخت ...
تکلفی ساختن با کسی: وانمود کردن کاری که حقیقت دارد. شاه با او تکلفی در ساخت به تکلف گرفته ای می باخت ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص ...
به رفق خاریدن: نوازش کردن، تیمارکردن اسب کره رام کرده را دو سه بار پیش او زین کن و به رفق بخار ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 522 )
فسون پیر آموز: افسونی که پیران بر دیگران یاد می دهند. در مکافات آن جهان افروز خواند بر شه فسون پیرآموز ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ...
عیبه : در زبان آذری به آن هیبه گفته می شود . که یک نوع کیسه ی کوچک دسته دار بود که به جای زنبیل استفاده می شد .
پوست از چیزی برگشادن: آن را آشکار کردن من که جان دوستم نه جانان دوست با تو از عیبه برگشادم پوست ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 521 )
زهر در تسدیس : دوست زهره ستاره ی زحل است ، چنانچه زاویه ی این دو از نظر ناظر زمینی 60 درجه باشد در حال تسدیس اند و نظر نیمه دوستی نسبت به هم دارند . ...
غور : نهایت و علت کار شاه از آن احتراز کو می ساخت غور دیگر کنیزکان بشناخت ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 520 )
سیم در پای کسی کشیدن : سیم و زر نثار پای او کردن و زیر پای او ریختن سیم در پای سیم ساق کشید گنبد سیم را به سیم خرید گنبد سیم در اینجا کنایه از تن سفی ...
سرگرایی کردن: سرسختی و سرکشی کردن ، غلبه کردن . عاقبت عشق سر گرائی کرد خاک در چشم کدخدائی کرد معنی بیت : سرانجام عشق غالب آمد و چشم او را بست و او ر ...
شهد لبان : شهد لب ، آنکه لب شیرین دارد. خواجه چین گشاده کرد زبان گفت کین نوش بخشِ شهد لبان ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 517 )
نخّاس: برده فروش ، آنکه با انگشتان ، تن دیگران را می فشارد تا لاغری و فربهی او بداند. شاه فرمود کاورد نخاس بردگان را به شاه برده شناس ( هفت پیکر نظ ...
بخور مجمره کردن دم: نفس خود را چون بوی خوش آتشدان کردن . بالکنایه سخن دلپسند گفتن چون دعا را گزارشی سره کرد دم خود را بخور مجمره کرد ( هفت پیکر نظا ...
بخور مجمره کردن دم: نفس خود را چون بوی خوش آتشدان کردن . بالکنایه سخن دلپسند گفتن چون دعا را گزارشی سره کرد دم خود را بخور مجمره کرد ( هفت پیکر نظا ...
سبیل پای کردن چیزی: آن را پیش پای انداختن و پی سپر کردن هرکه جز بندگیت رای کند سر خود را سبیل پای کند ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص ...
سبیل پای کردن چیزی: آن را پیش پای انداختن و پی سپر کردن هرکه جز بندگیت رای کند سر خود را سبیل پای کند ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص ...
عَزَّ نَصرُهُ: پیروزی او بزرگ و گرامی باد تو شدی زنده دار جان ملوک عز نصره خدایگان ملوک ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 517 )
دست کور آویز :دستی که کور از کسی یا جایی آویزد ، کنایه است از رها نکردن دست و محکم گرفتن آن چیز ( کور چیزی را که می گیرد رها نمی کند . او همی گفت و ...
خواب از بهر خویش گفتن :رویا و آرزویی بیهوده در سر پروردن این نه کامست کز تو می جویم خوابی از بهر خویش می گویم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ...
دست داشتن: دست بر اشتن ، دست کشیدن ، و ترک گفتن من که پایم فروشداست به گنج دست چون دارم ارچه بینم رنج ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص ...
پلنگی : گستردنی گیاه بافت مانند حصیر و بوریا ، گستردنی از پوست پلنگ شیر گیرانه سوی من تازد چون پلنگی به زیرم اندازد معنی بیت می ترسم که ( دنیا ) شیر ...
پیر گرگ روبه باز: در بیت زیر کنایه از دنیای فریبکار ِ َجان ستان ترسم این پیر گرگ روبه باز گرگی و روبهی کند آغاز ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان ...
بار افتادن یا افتادن بار افتادن بار از پشت خر ، کنایه از ناتوانی و بیچارگی است . کار ازین صعب تر که بار افتاد؟ وارهان وارهان که کار افتاد معنی : آیا ...
آب دندان مزیدن : آب به دهان افتادن و همان را مزیدن ، بالکنایه اشتهای چیزی نایافته و غیر ممکن را داشتن ، هوسناک شدن . لب به دندان گزیدنم تا چند و آب ...
لب به دندان گزیدن: حسرت خوردن لب به دندان گزیدنم تا چند وآب دندان مزیدنم تا چند ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 513 )
راوندی : ریوندی ، ریواسی ، به رنگ گیاه ترشک و ریواس شد رونده مَیِ چو راوندی خوشتر از شیره ی نهاوندی ظاهراً شاعر نظری دارد به می بهشتی و شراب طهور ة ...
گامه : مرجان ، در بیت زیر مجازاً شراب قرمز ، مروارید مجازاً شراب زرد از کف ساقیان دریا کف درفشان گشت گامه های صدف صدف : در اینجا مراد ظرف بلورین شرا ...
کوپ : [ اصطلاح سنگ بری] قطعه ای از سنگ که جهت تهیه پلاک در کارخانجات سنگبری مورد استفاده قرار می گیرد وزن کوپ به طور معمول بیش از چند تن است و تا حدو ...
سنگهای کربناتی : [ اصطلاح سنگ بری] این سنگها بر حسب منشأ به دو دسته تقسیم می شوند : ۱ - به صورت شیمیائی تشکیل شده اند مثل تراورتن و مرمریت ۲ - به صور ...
مرمر :[ اصطلاح سنگ بری] واژه مرمر در اصطلاح سنگبری به طور معمولی به کلیه سنگهای کربناته ، که قابل برش و صیقل باشند و به عنوان سنگ نما استفاده می شود ...
استراتیگرافی ( چینه شناسی ) : علمی که موضوع آنرا بررسی لایه های پوسته جامد زمین و چگونگی تشکیل آنها و تغییراتشان را در ادوار مختلف زمین شناسی مورد بر ...
فتیش برگرفته از واژه ی انگلیسی Fetish است که در پارسی به آن یادگارخواهی گفته می شود و وضعیتی روان شناختی است که در آن یک شیء سبب برانگیختگی جنسی و حت ...
روزمرِگی : روزمرِگی به معنای تکرار کارهای روزمره به صورت یکنواخت و کسل کننده بدون هیچگونه تغییر و پیشرفتی است. اگر حس کنیم، همه چیز سر جای خودش است ...
میک آپ :میک آپ یا Makeup به معنای آرایش و گریم می باشد. به آرایش کردن میک آپ گفته می شود و به شخصی که این کار را انجام می دهد، میک آپ آرتیست می گوین ...
سِرتیفیکیت برگرفته از واژۀ انگلیسی certificate است و به معنای گواهی نامه، تصدیق و پایان دوره می باشد. در واقع سرتیفیکیت گواهی و تضمینی است که بیان م ...