پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٦٤١
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

صندلی : صندل نوعی چوب از درختی به همین نام است احتمالا صندلی را بیشتر از چوب این درخت می ساخته اند به این نام نامیده شده و معنی کلی یافته و بعضی گفته ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

صابون : تحریف سابان به معنای سابنده فارسی در اصطلاح چهارمحالی کیسه کشیدن به بدن و شستن آنرا سویدن یا سابیدن می گفتند که این کلمه ریشه در باستان دارد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

ستون : تحریف ایستان به معنای سنگ ایستاده بوده وبا کلمه استون انگلیسی به معنای سنگ از یک ریشه است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

قدح : تحریف قدَک به معنای ظرف اندازه گیری کوچکتر از ظرف قَد می باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

سبو : تحریف کلمه سابو به معنای ظرفی که در آن کشک را می سائیدند .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

کاسه : کاسه از واژه ی کاس به معنای تاقدیس و ناودیس می باشد این کلمه با واژه قوس عربی و کلمه کُرس باستان از یک ریشه هستند . کاسه ابتدا کاس اک بوده به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

کاشی : تحریف کاسی به معنای کاسه لُعابدار یا ظرف چینی بوده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

کوزه : کوز تحریف کلمه کاس به معنای تاقدیس و ناودیس می باشد این کلمه با واژه قوس عربی و کلمه کُرس باستان از یک ریشه بوده و حرف ه آخر نیز تحریف اَک آخر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

دیزی : تحریف کلمه دیگی و به معنای دیگ کوچک بوده دیگ در زبان انگلیسی دیش و در زبان فرانسوی دیس تلفظ شده همچنین کلمه تاس فارسی نیز با کلمه دیس فرانسوی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

میدان : به ظرف گلی مدور شبیه تقار که در آن شراب را نگه می داشتند میدان می گفتند و کم کم به محوطه وسط آبادی نیز اصطلاحاً میدان گفته شده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

زنبور : در قدیم مور به معنای حشره بوده این کلمه در انگلیسی بیر ( beer ) به معنای زنبور و در ترکی بیره به معنای کَک تغییر معنی پیدا کرده است و درفارسی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

زندان : تحریف شده ی زنده دان به معنای محل نگهداری افراد اسیری بوده که پس از جنگ زنده مانده اند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

رنگرز : تحریف رنگ رش و به معنای رنگ کننده بوده است خود کلمه رش نیز در قدیم به معنای رنگ بوده .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

زنگوله :تحریف زنگ گونه در قدیم به ناقوس زنگ و به شئ مشابه کوچکتر از آن زنگ گونه می گفتند .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

کره : همریشه کلمه کُره عربی به معنای محصولی که شکل کروی دارد لازم به توضیح است که هنوز هم در مناطق عشایر نشین دامداران کره های تولیدی خود را بصورت کر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

خامه : به معنای چربی روی شیر خام می باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

لنگر : لنج یا لنگه به معنای کشتی کوچک بوده و لنگر نیز تحریف لنگ گیر ( به معنای گیرنده و نگهدارنده کشتی )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

لیمو : واژه لیمو از واژه لم گرفته شده که به معنی نرم می باشد لم با لوم عربی و لیم فارسی قدیم و لمه به معنی نرمی هم ریشه می باشند که به معنای نرمی هست ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

لمیدن : لم به معنای نرمی می باشد و با کلمه لوم عربی و لیم فارسی قدیم و لمه به معنای نرمی و کلمه لیمو به معنای میوه ی نرم از یک ریشه است و پسوند ایدن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

نوسان : واژه سان پیش از آنکه به یک پسوند فارسی تبدیل شود به معنای هماهنگی و نظم بوده است چنانکه در ارتش سان دیدن به معنای نظم وترتیب می باشد همچنین خ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

نازک : تحریف نازیک ناز به معنای ظریف و ایک یک پسوند باستانی به معنای ی نسبت می شد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

ناگهان : تحریف نا / آگاهان به معنای رویدادن اتفاقی در حال نا آگاهی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

نیش گون : نیش به معنای گزش است و گون نیز پسوند کلمه نیشگون یعنی مانند گزش - بجز پسوند گون در زبان فارسی پسوندهای سا - سان - سانه - مان مانه - مونک - ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

رنده : تحریف کلمه اَرَنده به معنای اره کننده می باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

از سر پای: زود فوراً دست خود را به من ده از سر پای دیده برهم ببند و باز گشای ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 563 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

مبصَِر : صراف ، خزانه دار و عیار سنج گوهر ها ( اهل بصیرت در جوهر شناسی ) بس مبصر که مار مهره خرید مهره پنداشت مار در سله دید ( هفت پیکر نظامی، تصحی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

مار در سله دیدن : کنایه است از فریب خوردن و مغبون شدن ، در خطر افتادن . بس مبصر که مار مهره خرید مهره پنداشت مار در سله دید ( هفت پیکر نظامی، تصحیح ...

پیشنهاد
٣

مار در سله دیدن : کنایه است از فریب خوردن و مغبون شدن ، در خطر افتادن . بس مبصر که مار مهره خرید مهره پنداشت مار در سله دید ( هفت پیکر نظامی، تصحیح ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

طفل زهره شکاف : طفلی که ترسیده و کیسه ی صفرای وی شکافته شده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

خانه به مزد گرفتن: اجاره کردن خانه ، بالکنایه پنهان شدن . خانه در کوچه ای مگیر به مزد که دران کوچه شحنه باشد دزد ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتی ...

پیشنهاد
١

خانه به مزد گرفتن: اجاره کردن خانه ، بالکنایه پنهان شدن . خانه در کوچه ای مگیر به مزد که دران کوچه شحنه باشد دزد ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٥

زلال : زلال از واژه زَل در زبان سومری گرفته شده که به معنای روشنی بوده این کلمه در یکی از گویشهای ایرانی به زال تبدیل شده ومعنای زال نیز سفید است .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

سودان :در زبان عربی به رنگ سیاه اَسود گفته می شود و کلمه سودان به معنای سرزمین سیاهان نیز از همین کلمه گرفته شده است هرچند ( ان ) آخر سودان همان علام ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٨

یَقه : تحریف یوقه به معنای چیزی شبیه توقیا توقه است و منظور حالت گرد دور پیراهن بوده است. یوق یا یوغ هم به معنی چیزی بوده که دور گردن انداخته می شد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

کوره: این کلمه تحریف گوره می باشد زیرا کوره های آهنگری قدیم شبیه گور ساخته می شدند این کلمه با واژه های غور عربی و غار فارسی از یک ریشه می باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

کاویدن : تحریف کُویدن پهلوی و همریشه کلمه کُوِر انگلیسی به معنای کاونده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١١

کرباس : تحریف تاربافت یا کاربافت به معنای پارچه ای که با دستگاه کار بافته شده است و کلمه کارتون انگلیسی که در اصل به معنای پرده بوده وتغییر معنی داده ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١٣

کلان : به معنای بزرگ بوده و باکلمه کالین ترکی با همین معنا و کِلِر لری به معنای بزرگ و زرنگ شده وکِلِور انگلیس به معنای زرنگ از یک ریشه می باشد .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

food :فود برگردانده کود فارسی است . کود در فارسی باستان به معنی غذا بوده است و منظور از کود دادن به درخت غذا دادن به آن بوده است کلمه کود در عربی قوت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

کود : در فارسی باستان این کلمه به معنای غذا بوده است و منظور از کود دادن به درخت غذا دادن به آن بوده است کلمه کود در عربی قوت و در انگلیسی فود تلفظ م ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

گرم : این کلمه از دو بخش تشکیل شده است بخش نخست گر که تحریف گُر به معنای گرما می باشد و ( م ) آخر پسوند این کلمه است که مشابه آنرا در کلمه سرد ( تحری ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خزنده : خَز یا کِز در زبان فارسی به معنای جمع کردن بوده وخزنده نیز به معنای جمع کننده بدن می باشد همچنین کلمه خزان به معنای فصل جمع کردن و بدست آوردن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

خمیازه : تحریف کامبازه به معنای دهان دره بوده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خاکستر : به معنای خاک حاصله از شعله آتش می باشد زیرا اِستر یا اختر یا اژدر به معنای آتش می باشد و خاک حاصله از سوختن شعله را خاکشتر یا خاکستر گفته ان ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

پدر :اصل این کلمه اَب یا ابای عربی می باشد و در زبان سومری این کلمه آدا و درترکی آتا در انگلیسی دَدی در زبان چینی و فارسی بابا در زبان کره ای بابوجی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

غار : تحریف غور عربی به معنای عمق و گور فارسی و گور سومری به معنای دیار مردگان .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

هنگ کردن : هنگ در فارسی باستان به معنای الاغ بوده و منظور از هنگ کردن مغز کند شدن ذهن و یا خر شدن آدم می باشد .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

هوخشتره : نام سومین پادشاه ماد - این نام از دو بخش تشکیل شده است بخش نخست ( هوَ ) که در زبان اوستایی به معنای خوب و بخش دیگر شتره که آن هم به معنای ش ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

استخوان : تحریف استوان ( ایست بان ) و به معنای عامل سرپا نگهدارنده بدن بوده و در زبان پهلوی استوان تلفظ می شده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

آشیانه : تحریف آسیانه به معنای مکان آسودن یا محل آسایش بوده و با کلمه هوس ( hose ) انگلیسی و هُوش لری فیلی از یک ریشه می باشد.