پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٣٠)

بازدید
٣٥,١٢٢
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

شب خوش کردن:شب خوش گفتن ، کنایه از ترک کردن ، خدا حافظی گفتن ( ( جز به چنان شب طربم خوش نبود تا شب خوش کرد شبم خوش نبود ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بر کار شدن:به هدف رسیدن ، به هدف زدن ( ( شست کرشمه چو کماندار شد تیر نینداخته بر کار شد ) ) معنی بیت : وقتی که کرشمه مجهز به کمان ابرو شد نظر نیند ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

سر انداختن:سر را باختن ، جان فدا کردن ( ( خواب چو پروانه پرانداخته شمع به شکرانه سرانداخته ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

پرانداختن:پر افکندن ، عاجز شدن ( ( خواب چو پروانه پرانداخته شمع به شکرانه سرانداخته ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 275 . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

در زبان ترکی اصطلاحی است که می گویند:: قورخودان تؤک توکور " معنی تحت الفظی می شود " از ترس مو می ریزد :" ولی در اصطلاح یعنی : بسیار می ترسد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

پر ریختن:عاجز ماندن ( ( شحنه شب خون عسس ریخته بر شکرش پر مگس ریخته ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 273 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

نفس روزن:هوای پنجره ، هواکش پنجره ، شبکه ی پنجره ( ( آه بخور از نفس روزنش شرح ده یوسف و پیراهنش ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

تمنای جنس:طلب کردن همدرد ( ( خواجه یکی شب به تمنای جنس زد دو سه دم با دو سه ابنای جنس ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 272 ...

پیشنهاد
٢

سر رشته به دست آمدن:آگاهی یافتن ، معرفت یافتن . ( ( بسکه سرم بر سر زانو نشست تا سر این رشته بیامد بدست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زن ...

پیشنهاد
٢

سر بر سر زانو نشستن :کنایه از به فکر فرو رفتن ، اندیشیدن ( ( بسکه سرم بر سر زانو نشست تا سر این رشته بیامد بدست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر ...

پیشنهاد
٢

نقره به آن رسیدن:دیوانه شدن و به زنجیر کشیده شدن. ( ( عقل عزیمت گرما دیو دید نقره آن کار به آهن کشید ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

دیو دیدن:جن زده شدن، پری زده شدن ( ( عقل عزیمت گرما دیو دید نقره آن کار به آهن کشید ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 271 . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

با انظباط

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

با اطلاع

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

باارزش

پیشنهاد
١

بوالعجبی کردن:شعبده بازی کردن ( ( عشق چو آن حقه و آن مهره دید بلعجبی کرد و بساطی کشید ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 270 ...

پیشنهاد
١

نفس افکندن بر چیزی:زندگی بخشیدن ، روح دادن بر چیزی. ( ( گل نفسی دید شکر خنده ای بر گل و شکر نفس افکنده ای ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ...

پیشنهاد
٤

میدان فراخ یافتن:گسترده شدن ( ( نور سحر یافته میدان فراخ سایه روی را به صبا داده شاخ ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 268 . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

علم آراستن:علم بر پا کردن ( ( چون فلک آنجا علم آراسته سبزه ز گلزار مدد خواسته ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 265 . )

پیشنهاد
١

نعل بخون آمدن:بسرعت آمدن ، با عجله آمدن ( ( گل به شکر خنده برون آمده زرده گل نعل به خون آمده ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

عنبر اشهب:نوعی از عنبر بسیار خوشبو ( ( خیری منثور مرکب شده مروحه عنبر اشهب شده ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 263 . )

پیشنهاد
١

پر زبان ریختن:خاموش ماندن ( ( مرغ لبم با نفس گرم او پر زبان ریخته از شرم او ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 259 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

سکندر روش:اسکندر رفتار ( ( خضر سکندر روش چشمه رای قطب رصد بند مجسطی گشای ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 218 . )

پیشنهاد
١

روضه پیروز رنگ:کنایه از آسمان و فلک ( ( شاه قوی طالع فیروز چنگ گلبن این روضه پیروزه رنگ ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 21 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

قوی طالع:خوشبخت ( ( شاه قوی طالع فیروز چنگ گلبن این روضه فیروزه رنگ ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 218 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

فیروز چنگ:قوی دست ( ( شاه قوی طالع فیروز چنگ گلبن این روضه فیروزه رنگ ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 218 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

( بازار ) 1 - کارگزاری، نمایندگی 2 - کار، کارگزار ، نماینده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نام آهنگی در موسیقی ترک

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ناشیگری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بی تجربه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

1 - ناشی ، تازه کار ، 2 - ناشناس ، غریبه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نام آهنگی در موسیقی ترک

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

عجولانه ، به شتاب ، شتابان ، بسعی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ایرانی ، عجم ، فارس

پیشنهاد
١

تازه ترین صبح:صبح صادق ( ( تازه ترین صبح نجاتی مرا خاک توام کاب حیاتی مرا ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 216 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

پِست:آرد ، گرد چیزی ( ( پست شکر گشت غبار درت پسته و عناب شده شکرت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 216 . )

پیشنهاد
٠

عجله کردن کار شیطان است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

عجله کردن ، شتاب گرفتن ، شتابیدن ، جلدی کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

تعجیل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عجولی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

کبک بشکستن : کبک را شکست دادن تو را این کبک بشکستن چه سود است که باز عشق کبکت را ربوده است معنی بیت:ترا شکست دادن من که در را به رویم بسته ای فایده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

کبک بشکستن : کبک را شکست دادن تو را این کبک بشکستن چه سود است که باز عشق کبکت را ربوده است معنی بیت:ترا شکست دادن من که در را به رویم بسته ای فایده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

آتشی :گبر ، آتش پرست، کنایه از دوزخی و کافر. اگر آتشی گاه افروختن بسوزد عجب نیست زو سوختن ( فردوسی ) آتشی در بیت مذکور به معنی "گبر" و "آتش پرست" ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

در قرن دهم پس از میلاد مسیح، پادشاهی به نام "هارالد بالتاند" در دانمارک حکومت می کرد. این فرد به خاطر متحد کردن قبایل دانمارک و ساختن کشوری واحد، در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

زحمت انگشت:خرده گیری ( ( حرف همه خلق شد انگشت رس حرف تویی زحمت انگشت کس ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 215 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

برون خوان:بیرون خواننده ، آنکه از بیرون می خواند. ( ( با قلم از پوست برون خوان تری بی سخن از مغز درون دان تری ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر ...

پیشنهاد
١

به ساحل برون بردن:یعنی نجات دادن از طوفان ( ( عقل به شرع تو ز دریای خون کشتی جان برد به ساحل درون ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...

پیشنهاد
١

آب از جام کسی بردن :رونق و شهرت کسی یا چیزی را از میان بردن ( ( کیست فنا کاب ز جامت برد یا عدم سفله که نامت برد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دامن تر شده:دامن آلوده ( ( خضر عنان زین سفر خشک تافت دامن خود تر شدهٔ چشمه یافت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 210 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

سفر خشک:سفر بی نفع و فایده ( ( خضر عنان زین سفر خشک تافت دامن خود تر شدهٔ چشمه یافت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 210 . ...