پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٥٢٢
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زغال اکتیو ( Activated Carbon ) : [ اصطلاح آکواریم] یکی از مواد مورد استفاده در آکواریومها میباشد که مانند زغالهای خرد شده میباشد که توانایی برطرف کر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

باله چربی ( Adipose Fin ) : [ اصطلاح آکواریم] گونه ای از باله نرم و کوچک میباشد که در پشت بعضی از گونه ماهیان مانند کاراسین هاCharacins تعبیه شده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

لامپ و نور اکتنیک ( Actinic ) : [ اصطلاح آکواریم] نوعی از لامپهای مهتابی میباشد که دارای نور آبی زیبایی میباشند که این نور بیشتر برای مرجانهای دریایی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

اکرلیک یا پلاستیک فشرده ( Acrylic ) : [ اصطلاح آکواریم] نوعی از پلاستیک محکم میباشد که در ساخت بدنه تانکها مورد استفاده قرار میگیرد وتوانایی شکستن نو ...

پیشنهاد
٠

خاصیت اسیدی آب ( Acidic ) : [ اصطلاح آکواریم] بطور کلی به شرایط یونهای هیدروژن آب آکواریم [H ] میگویند که بوسلیه PH بیان می شود و PH زیر 7 بمعنای اسی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خو گرفتن ( Acclimatization or Adaptability ) : [ اصطلاح آکواریم] به حالتی گویند که ماهیان بتدریج بعد از آماده کردن شرایط محیط از قبیل تنظیم دمای آب - ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

دلمه تغییر یافته ی دولمه یک واژه ترکی از مصدر دولماق به معنی پرشدن . دولمه یعنی پر شده . نوعی غذا که داخل برگ مو پیچیده شده یا غذایی که داخل فلفل دول ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

دماوند: دکتر کزازی در مورد واژه ی " دماوند" می نویسد : ( ( ریختی کهنتر از آن دُنْباوند است ، به معنی کوهی است که دمه و دود از آن بر می خیزد . ) ) ( ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ی "پالان " به معنی پوشش ستور است ریختی پساوندی از پال می تواند بود : پال /ان ( = پساوند بازخوانی. ) ) پال به معنی اسب است و ریخت های دیگر از آن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

پالهنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پالهنگ" می نویسد : ( ( پالهنگ به معنی دوال و رشته است که برگردن بندیان یا ستوران می افکندند . می انگارم که این وا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

دوال: در پهلوی در همین ریخت بکار رفته است . در زبان ترکی با دَری به معنی پوست سنجیدنی است . در ترکی آذربایجانی Dovel گفته می شود ( ( یکایک ، همین گ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

زه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " زه" می نویسد : ( ( زه در پهلوی در همین ریخت بکار می رفته است. به معنی تسمه و دوال ، ریختی کهنتر از آن زیگ zig می توان ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

نماد گاو در شاهنامه گاورنگ: دکتر کزازی در ذیل واژه ی " گاوْرنگ" می نویسد : ( ( گاوْرنگ به معنی گاوْ مانند و گاو سار است:گرزه ی فریدون به ریخت سر گاو ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

گاورنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گاوْرنگ" می نویسد : ( ( گاوْرنگ به معنی گاوْ مانند و گاو سار است:گرزه ی فریدون به ریخت سر گاو ساخته شده بوده است. ...

پیشنهاد
٠

سیستم علائمی L. C ( سیستم کنترل محلی ) : [اصطلاح راه آهن] این سیستم علائمی فقط قادر به کنترل محدوده ایستگاه می باشد و هر ایستگاه به طور مجزا توسط مام ...

پیشنهاد
٠

سیستم علائمی R. C ( سیستم کنترل از راه دور ) : [اصطلاح راه آهن] یک سیستم کنترل از راه دور محلی است و درآن یک مرکز کنترل توانایی کنترل ترافیک از راه د ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

فورگن : [اصطلاح راه آهن] واگن انتهای قطارهای باری که محل استقرار رئیس قطار، ترمزبان و علامت انتهای قطار می باشد.

پیشنهاد
٠

سیستم علائمی C. T. C ( سیستم کنترل مرکزی ترافیک ) : [اصطلاح راه آهن] سیستمی است که در بخش، مرکب از یک مرکز کنترل و تعدادی ایستگاه تابعه می باشد و مرک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

درزین : [اصطلاح راه آهن] نوعی وسیله نقلیه ریلی در اندازه تقریبی مینی بوس که به منظور تردد خاص مامورین راه آهن بکار گرفته می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

گالری : [اصطلاح راه آهن] دالانی بتونی یا فلزی به شکل مقطع تونل که به منظور عبور ایمن قطار از مناطق صعب العبور ( خطر ریزش بهمن، منطقه برف گیر، و . . . ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازسازی خط : عبارت است از تعویض خط و متعلقات مربوطه در محدوده مشخصی از مسیر.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعمیر جاری : [اصطلاح راه آهن] بازدید، تعمیر و سرویسی است که به طور معمول روزانه و یا در صورت خرابی وسایل در مبادی حرکت روی وسیله نقلیه ریلی صورت می پ ...

پیشنهاد
٠

تعمیر نیمه اساسی : [اصطلاح راه آهن] بازدید و تعمیراتی است که پس اززمان یا کیلومتراژ معینی بر روی قسمتهای مشخصی از وسیله نقلیه ریلی انجام می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهسازی خط : [اصطلاح راه آهن] عبارت است از ترمیم و رفع نواقص خط آهن، که می تواند در زمینه زیرسازی یا روسازی و یا هردو آنها صورت پذیرد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گردش : [اصطلاح راه آهن] منظور مجموع وسایل نقلیه ریلی در سرویس و منتظر سرویس و تحت تعمیر کوتاه مدت می باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعمیر اساسی : [اصطلاح راه آهن] تعمیراتی است که پس از زمان مشخص یا کیلومتراژ معینی براساس استانداردهای کارخانه سازنده روی وسیله نقلیه ریلی انجام می شو ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعمیر ویژه : [اصطلاح راه آهن] تعمیراتی است که خارج از برنامه زمان بندی شده به طور اضطراری روی وسیله نقلیه ریلی صورت

پیشنهاد
٠

لکوموتیو اصلی : [اصطلاح راه آهن] لکوموتیوهایی که برای حمل بار و مسافر استفاده می شود.

پیشنهاد
٠

لکوموتیو مانوری : [اصطلاح راه آهن] لکوموتیوهایی که برای جابجایی واگن در ایستگاهها، آرایش قطار، و . . . استفاده می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

در سرویس : [اصطلاح راه آهن] منظور آن دسته از وسایل نقلیه ریلی می باشد که عملا در حال کار می باشند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خطوط اصلی [اصطلاح راه آهن] : عبارت است از خطی که مسقیما در امتداد خط بین دو ایستگاه طرفین واقع شده باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خطوط فرعی [اصطلاح راه آهن] : سایر خطوط، خطوط فرعی نامیده می شود که عبارتند از خطوط مانور، خطوط انشعاب، خطوط صنعتی تجاری، خطوط تاسیساتی، خطوط انبار، خ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

نرخ مسافر : [اصطلاح راه آهن] بهای جابجایی یک نفر در یک کیلومتر.

پیشنهاد
٠

لکوموتیو معادل : [اصطلاح راه آهن] جمع نیروی کشش لکوموتیوهای اصلی به نیروی کشش یک لکوموتیو با نیروی کشش ۱۸ تن.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خطوط آهن [اصطلاح راه آهن] : شامل خطوط اصلی و خطوط فرعی است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

نرخ توشه : [اصطلاح راه آهن] بهای حمل یک تن کیلومتر توشه.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

نرخ بار : [اصطلاح راه آهن] بهای حمل یک تن کیلومتر بار.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

توشه : [اصطلاح راه آهن] بخشی از بار مسافر که در واگن مخصوص حمل توشه حمل می گردد، توشه نامیده می شود. مسافر قطار می تواند وسایلی از قبیل کیف دستی، بست ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

مناطق : [اصطلاح راه آهن] شبکه راه آهن از نظر مدیریت، تعمیر و نگهداری خطوط و وسائط نقلیه ریلی، بهره برداری و . . . به ۱۸ منطقه تقسیم شده است. حدود این ...

پیشنهاد
٠

هزینه های سایر منابع مالی : [اصطلاح راه آهن] هزینه های جاری که منبع تامین اعتبار آنها بودجه عمرانی است.

پیشنهاد
٠

هزینه های دیون : [اصطلاح راه آهن] بازپرداخت بدهی سالهای قبل در سال جاری.

پیشنهاد
٠

هزینه های استهلاک : [اصطلاح راه آهن] هزینه بابت استهلاک امکانات، تجهیزات و . . .

پیشنهاد
٠

هزینه های اداری : [اصطلاح راه آهن] هزینه های پشتیبانی و خدمات.

پیشنهاد
٠

هزینه های بازرگانی : [اصطلاح راه آهن] هزینه های توزیع و فروش کالا و خدمات.

پیشنهاد
٠

هزینه های سرمایه ای : [اصطلاح راه آهن] هزینه های تعمیرات اساسی و ایجاد ظرفیت های جدید.

پیشنهاد
٠

درآمد باروارده و صادره : [اصطلاح راه آهن] درآمد بارهایی که از یک مرز وارد یا خارج شده اند

پیشنهاد
٠

درآمد ترانزیت : درآمدحمل بارهایی که از یک مرز وارد و از مرز دیگر خارج شده اند.

پیشنهاد
٠

هزینه های عملیاتی : [اصطلاح راه آهن] هزینه های تولید کالا و خدمات.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

واحد حمل ( واحد ترافیک ) : [اصطلاح راه آهن] مجموع تن کیلومتر و نفرکیلومتر.

پیشنهاد
٠

درآمد حمل بار : [اصطلاح راه آهن] جمع کل درآمد حمل بار پس از کسر تخفیفات و امتیازات می باشد.