پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
اگزوفتالموس: [چشم پزشکی] بیرون زدگی کره ی چشم.
گلوکوم: [چشم پزشکی] آب سیاه، افزایش فشار داخل چشم
سیکلوپیا: [چشم پزشکی] وجود یک چشم
دیستروماتوپسی: [چشم پزشکی] دالتونیسم، کور رنگی
همی آنوپی: [چشم پزشکی] اختلال در نیمی از میدان بینایی در یک یا هر دوچشم.
سمپاتیک افتالمیا: [چشم پزشکی] التهاب چشم سالم به خاطر التهاب چشم دیگر
میدریاتیک: [چشم پزشکی] داروهای متسع کننده مردمک چشم.
میوتیک: [چشم پزشکی] داروهای منقبض کننده مردمک چشم.
چک وعده دار :چکی است که صادرکننده به محال علیه چک، دستور ادا وجه را در راس موعدی معین بدهد. مفهوم چک بر آن صادق است.
چک سفید :چکی است که صادرکننده آن را امضاء می کند بدون ذکر وجه چک؛ در واقع مصداق مفهوم کلی سفید مهر است.
چک نقد شده: به معنی چک پرداختی است.
چک تضمین شده :چکی است که یک بانک آن را ظهرنویسی کند، به این ترتیب اداء وجه چک را تضمین کرده است.
چک در وجه حامل :چکی است که در آن نوشته می شود در وجه حامل ( به حامل چک ) بپردازید نام فرد معینی در آن نوشته نمی شود و هرکس آن را به بانک ارایه و امضا ...
چک بسته :چکی است که روی آن دو خط کشیده شده باشد؛ و بانک دیگری می تواند آن را دریافت کند و به کسان متفرقه پرداخت نمی گردد.
چک بی محل ( تجارت، جزا ) :چکی است که صادرکننده آن پول یا اعتبار نزد محال علیه چک نداشته باشد. اگر پس از تاریخ صدور چک وجه آن را بردارد یا کمتر از مبل ...
چک پرداختی :چکی است که بانک وجه آن را به ذینفع پرداخته باشد.
چک به حواله کرد :چکی است که نام گیرنده در آن ذکر نشده باشد و او می توان در بانک آن را امضا کرده و وجه آن را بستاند و یا به دیگری انتقال دهد.
مراکز حوزوی دانشگاهی: [ اصطلاح آخوندی] این مراکز نظیر مؤسسه امام خمینی٬ دانشگاه مفید٬ دانشگاه باقرالعلوم و دانشگاه ادیان عموما توسط حضرات آیات جهت تو ...
امتحان شفاهی: [ اصطلاح آخوندی] بعد از اتمام امتحانات کتبی هر سطح امتحان شفاهی به عمل می آید.
ایام شهریه: [ اصطلاح آخوندی] به پنج روز اول هر ماه قمری که شهریه پرداخت می شود اطلاق می شود.
مراکز تخصصی حوزه: [ اصطلاح آخوندی] در این مراکز در کنار دروس عمومی حوزه که عمدتا فقه و اصول است یک رشته تخصصی نظیر فلسفه٬ کلام٬ تفسیر٬ به صورت تخصصی ...
طلبه سطح سه: [ اصطلاح آخوندی]طلبه ای که دست کم دو سال درس خارج رفته باشد و از پایان نامه اش نیز دفاع کرده باشد. معادل کارشناسی ارشد در دانشگاه است.
طلبه سطح چهار: [ اصطلاح آخوندی] دست کم ۵ سال درس خارج همراه با ارائه پایان نامه سطح چهار و معادل دکترا در دانشگاه است و به آن �سطح اجتهاد� هم گفته می ...
طلبه سطح یک: [ اصطلاح آخوندی] معمولا به طلبه هایی که شش سال اول حوزه را تمام کرده باشند گفته می شود که تقریبا معادل فوق دیپلم است.
طلبه سطح دو: [ اصطلاح آخوندی] طلبه ای که سال نهم طلبگی را تمام کرده باشد. این مدرک معادل مدرک کارشناسی در دانشگاه است.
ان قلت: [ اصطلاح آخوندی] ایراداتی است که طلبه ها معمولا بر گفته های دیگران وارد می کنند.
گعده: [ اصطلاح آخوندی]به شب نشینی یا گپ زدن های طلبگی گفته می شود.
مباحثه: [ اصطلاح آخوندی] بعد از درس استاد طلاب چند نفری درس را جهت فهم بهتر باهم مباحثه می کنند.
قیلوله: [ اصطلاح آخوندی]به خواب کوتاه قبل از نماز ظهر گفته می شود.
حجره: [ اصطلاح آخوندی] اتاقی است که طلاب در آن اقامت دارند. به دوستان هم اتاقی �هم حجره� می گویند.
قبا: [ اصطلاح آخوندی] نوعی لباس سرتاسری است که روحانیون آنرا زیر عبا می پوشند و یقه باز دارد.
دشداشه: [ اصطلاح آخوندی] لباسی است شبیه پیراهن اما درازای آن تا ساق پا ادامه دارد.
نعلین: [ اصطلاح آخوندی] کفشی است شبیه دمپایی که علما از آن استفاده می کنند.
عمامه گذاری: [ اصطلاح آخوندی] مراسمی است که طلاب برای اولین بار در آن عمامه به سر می گذارند.
عبا: [ اصطلاح آخوندی]لباسی است که طلاب آن را بر روی دوش خود می اندازند.
علامه: [ اصطلاح آخوندی] به علمایی که بر علوم مختلف مسلط باشند گفته می شود.
آیت الله: [ اصطلاح آخوندی]به مدرسین درس خارج که در حد مجتهد هستند گفته می شود.
آیت الله العظمی: [ اصطلاح آخوندی] فقط به مراجع تقلید اطلاق می شود.
حجت الاسلام و المسلمین: [ اصطلاح آخوندی] به طلاب معممی که درس خارج می خوانند یا تدریس سطح می کنند گفته می شود.
حجت الاسلام: [ اصطلاح آخوندی]معمولا به طلابی که دوره سطح می خوانند و معمم شده اند اطلاق می شود.
ثقة الاسلام: [ اصطلاح آخوندی] به طلاب مبتدی گفته می شود.
مدارس عمومی یا آزاد: [ اصطلاح آخوندی] طلاب در حضور در کلاس ها و انتخاب استاد کاملا آزادند اما باید در امتحان های آخر سال شرکت کنند.
مدارس تحت برنامه: [ اصطلاح آخوندی] مدارس مقدمات به صورت کلی و مدارس دوره سطح که با برنامه ریزی دقیق بوده و طلاب موظفند با برنامه کامل مدرسه هماهنگ با ...
مدرس ( به ضم میم، فتح دال و کسر ر ) : [ اصطلاح آخوندی] به اساتید حوزه اطلاق می شود. مدرس ( به فتح میم و سکون دال و فتح ر ) : [ اصطلاح آخوندی] محل تش ...
مستشکل ( به ضم میم ) : [ اصطلاح آخوندی] کسی که به درس استاد اشکال وارد می کند و امری مثبت تلقی می شود.
شیخنا: [ اصطلاح آخوندی] علما به اساتید مورد علاقه خود این واژه را می گویند یعنی ( استاد ما ) .
اهل بیت: [ اصطلاح آخوندی] علما به خانواده خود خصوصا به همسر خود اطلاق می کنند.
علمای صاحب رساله: [ اصطلاح آخوندی] به مراجع و کسانی که رساله عملیه نوشته اند گفته می شود.
اجازه اجتهاد: [ اصطلاح آخوندی] تأییدیه ای است که علما برای شاگردانی که به قدرت اجتهاد رسیده اند اعطا می کنند.
شورای استفتا: [ اصطلاح آخوندی] شورایی مرکب از فضلا که با احاطه بر مبانی مرجع٬ به مرجع مشاوره علمی می دهند تا مرجع جواب دقیقی به سؤالات مقلدین ارائه ک ...