پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٤٨٨
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

بوران یا بؤران واژه ی ترکی است از مصدر بورماخ به معنی پیچیدن و لوله کردن، چیزی را به دور خود پیچ دادن. بوران اسم فاعل است از مصدر بورماخ به معنی در ه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

واژه ی چودار و چوپان با واژه ایرانی شوکت که به اشتباه عربی دانسته شده است همریشه می باشد . چودار و چوپان در ابتدا شودار وشوبان بوده است . و شو به معن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

قابلمه یا قابلما یک واژه ترکی است که از مصدر قابلاماخ گرفته شده است. به معنی پرکردن یک ظرف. قابلمه یعنی ظرفی که می شود آن را پر کرد. قابْ قاشیق در تر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

تِلْ در زبان ترکی به موی جلو سر و آن قسمت از موی سر که به پیشانی می افتد گفته می شود. تلّی یعنی دارنده ی تل. در قدیم مردم نذر می کردند که بچه شان سال ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

قاش قابخ سالماق در زبان ترکی یک اصطلاح است و معنی اخم کردن و عبوس بودن می دهد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

قاتمه یا قاتما در زبان ترکی به نخ گفته می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

قاتمه یا قاتما امروزه در زبان ترکی به نخ گفته می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

قاتمه در زبان ترکی به نخ گفته می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

زولو در زبان ترکی به معنی مشتاق و آرزو مند است. زولو گئتمک در زبان ترکی یعنی آرزوی چیزی را در دل داشتن، مشتاق چیزی بودن.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

شور بلاغ در معنی عام یک واژه ی ترکی است به معنی چشمه ی شور. شور بلاغ جایی که دارای چشمه ی شور است. روستای شور بلاغ روستایی که دارای چشمه ی شور است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

به خوشه در زبان ترکی سالخیم می گویند. واژه ی سالخیم از مصدر سالانماخ گرفته شده که معنی آویزان شدن و آویختن می دهد پس سالخیم یعنی آویخته و آویزان. سال ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

در زبان ترکی به تگرگ دؤلو گفته می شود. دؤلی در زبان ترکی به معنی توپر و به چیزی گفته می شود که درون آن پر شده است. واژه ی دؤلو با واژه ی دولما ( نوعی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

اصل واژه ی دوغلو به زبان ترکی دؤغولو ( هم زاد ) با هم زاده شده است. معنی دوغلماخ در ترکی طلوع کردن، ظاهر شدن، از پشت کوه بیرون آمدن است. هنوز در ترکی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

واژه ی سناتور با واژه ی مسن هم ریشه است زیرا واژه پارسی کهن hanata و واژه ی پهلوی شنات ŝināt به معنی سال و سنه با تغییری در حرف ش که به س بدل شده ( خ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

در زبان ترکی به غار مَقّاره نیز گفته می شود که به معنی بسیارکنده شده است که باواژه ی قعر و مقر همریشه است . از طرفی غار با واژه کاویدن فارسی نیز هم ر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

واژه ی کاویدن از ریشه ی خاو xau - کاو kau به معنای ایجاد سوراخ ستانده شده و با واژه ی cavern انگلیسی به معنی غار و سوراخ کوه همریشه است . در زبان ت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

واژه ی هاون یا هاونگ از دو قسمت تشکیل شده : قسمت اول هاو یا هو = فشردن و قسمت دوم ئن/ئنگ =پسوند دارندگی، کنندگی که روی هم فشارنده ، کوبنده ، خردکننده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

مرغ مهی:مرغ ماهی ، مرغ ماهی خوار ( ( مرغ مهی را مگر آگاهیست کافت ماهی درم ماهیست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 391 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

تمامی طلبیدن:افزایش یافتن ، زیاده طلبی ، ( ( شمع ز برخاستنی وا نشست مه ز تمامی طلبیدن شکست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

برخاستن:زبانه کشیدن ، شعله را بلند کردن ( ( شمع ز برخاستنی وا نشست مه ز تمامی طلبیدن شکست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

سیم کُشی کردن:مال و ثروت را خوار داشتن ، صرف نظر کردن ( ( سیم خدا چون به خدا بازگشت سیم کشی کرد و ازاو درگذشت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بپای ایستادن:کنایه از عذرخواهی کردن ( ( مال به صد خنده به تاراج داد رفت و به صد گریه به پا ایستاد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بر من نشست:بعهده ی من شد . بدهکار آن شدم. ( ( رکنی تو رکن دلم را شکست خردم از آن خرده که بر من نشست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

هبا در هوا:هبا منثوراً ، ذره ای در هوا پراکنده . ( ( صرف شد آن بدره هوا در هوا مفلس و بدره ز کجا تا کجا ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ترکتاز کردن: به سرعت تاختن ( ( حاجی ما چون ز سفر گشت باز کرد بران هندوی خود ترکتاز ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 388 . ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

عذر فراخ:عذر و گناه بزرگ ( ( خرقه شیخانه شده شاخ شاخ تنگدلی مانده و عذری فراخ ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 388 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

خرقه شیخانه:خرقه ای که مناسب مشایخ بود. ( ( خرقه شیخانه شده شاخ شاخ تنگدلی مانده و عذری فراخ ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲ ...

پیشنهاد
٢

شکم پیش داشتن:شکم را مقدم داشتن ، شکم فربه کردن . شکم پیش داشت: یعنی از انواع اشربه و اطعمه بکار گرفت. ( ( جمله آن زر که بر خویش داشت بذل شکم کرد و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

داد طرب دادن:در طرب کردن همه ی راه ها و روش ها را بکار گرفتن ( ( باز گشاد از گره آن بند را داد طرب داد شبی چند را ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دک ...

پیشنهاد
٢

خاک بر چیزی کردن:یعنی خوار و حقیر شمردن ( ( گرچه فروزنده و زیبنده است خاک برو کن که فریبنده است ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

زر رومی:طلای سفید ( ( آن زر رومی که به سنگ دمشق راست برآید به ترازوی عشق ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 386 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

مغربی شام:شامگاه ( ( هرچه دهد مشرقی صبح بام مغربی شام ستاند به وام ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 386 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

مشرقی صبح:صبحگاه ( ( هرچه دهد مشرقی صبح بام مغربی شام ستاند به وام ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 386 . )

پیشنهاد
٢

بالای سر جای دادن:تاج ساختن ( ( بار توشد تاش سر تست جای بارگیت شد چو نهی زیر پای ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 385 . )

پیشنهاد
٢

بت پرست خواندن زر:زر را باین اعتبار بت پرست خوانده اند که روی اغلب دینار ها نقش انسان ضرب می شد . ( ( پای کرم بر سر زر نه نه دست تات نخوانند چو زر ...

پیشنهاد
٢

دست بر سر زر نهادن: زر را خرج نکردن و ذخیره کردن ( ( پای کرم بر سر زر نه نه دست تات نخوانند چو گل زرپرست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ...

پیشنهاد
٢

پای بر سر زر نهادن: زر را خوار داشتن و خرج کردن ( ( پای کرم بر سر زر نه نه دست تات نخوانند چو گل زرپرست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

شش سری:زری بوده است که نقش شش نفر در پشت و روی آن ضرب شده بود این سکه در دوره ی بیزانس در زمان قدرت رومانس چهارم ( 1072 - 1067 ) در قسطنطنیه زده شده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

نُه دری:دارای نه در ، بدن را به اعتبار دو سوراخ گوش ، دو سوراخ چشم ، دو سوراخ بینی ، دهان و مخرج و آلت تناسلی نه دری خوانده اند . ( ( تن بشکن نه در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

شمع کردن:سوزاندن و از نورش استفاده کردن. ( ( شمع کن این زرد گل جعفری تا چو چراغ از گل خود برخوری ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...

پیشنهاد
٣

بر سر خاری بودن:به اندازه ی خاری ارزش داشتن ( ( زین همه گل بر سر خاری نه ای گر همه مستند تو باری نه ای ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

قبله صلیب:قبله ای غیر حقیقی ( ( چشمه سرابست فریبش مخور قبله صلیبست نمازش مبر ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 383 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

بُرْناوَش:جوان مانند. ( ( بر کف این پیر که برنا وشست دسته گل مینگری واتشست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 383 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

جوان رنگی:به ظاهر آراسته و تازه بودن ( ( پیری عالم نگر و تنگیش تا نفریبی به جوان رنگیش ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 38 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کُنْدْرَو: دکتر کزازی در مورد واژه ی "کُنْدْرَو" می نویسد : ( ( کُنْدْرَو نام کدخدای و پیشکار دهاک در شاهنامه است . فردوسی گزارشی شاعرانه و پندارین ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

دلسوزگی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " دلسوزگی" می نویسد : ( ( دل سوزگی اسم مصدری است که از "دلسوزه" ساخته شده است و در همان معنایی به کار رفته است که ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

آبْزَن‏: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آبْزَن‏ " می نویسد : ( ( آبزن یا آنچنانکه در پاره ای از بر نوشته ها آمده است" آبدن" آبدان است و تشت آب: دهاک خون ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

دکتر کزازی واژه ی " بهانگی" را در نوشته های خود به جای واژه ی " تعلیل" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 31 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

دکتر کزازی واژه ی " بهانگی" را در نوشته های خود به جای واژه ی " تعلیل" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 31 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣١

: گاز ابزاری بوده است همانند" دو کارد" برای بریدن زر و سیم. به گمان ، " گاز" ریختی است از "گز" بُن اکنون از گزیدن . ( ( برو خوب رویان گشادند راز مگ ...