پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
جادوستان: نامی است که در شاهنامه هندوستان یا بخشی از آن بدان نامیده شده است . ( ( بگفتند: کو سوی هندوستان، بشد ؛تا کند بندْ جادوستان ) ) ( نامه ...
لغت آریایی لباس از واژه پیشاهندواروپایی lep - یاleup - یا lōp - به معنای پوست، نوار پوسته، چرم تکه، پارچه ستانده شده که در عیلامی به شکل lipte ( لیپ= ...
واژه حل همریشه است با واژه پیشاهندواروپایی el و واژه کارتولی ɣal و واژه اوراسیایی HalV که معنای خسته ضعیف tired weak میدهند و واژه سومری ha - lam به ...
واژه حق از ریشه پیشاهندواروپایی ħhaḱ به معنای هدایت کردن یکراست راندن امر کردن to direct to guide to command شکل دیگر واژه تخارستانی آک است که به شکل ...
واژه حی از ریشه پیشاهندواروپایی ħhayw به معنای عمر زنده ستانده شده که همریشه با واژه اوستایی �y� به معنای دوره زندگی است. عرب از حی واژگان جعلی احیا ...
تاو در موشک تاو با واژه ی تاف هم ریشه است . تاف شکل دیگر واژه تاب است که در کرمان معنای انداختن افکندن و در لورستان کوردستان معنای آبشار میدهد مانند ...
فنا با واژه هندواروپایی neḱ به معنای نابودی خاموشی مردگی ویرانی همریشه است . لغت neḱ در اوستایی بدل به وناس ( ویناس ) winās و وناه wināh شده . واژه ی ...
عکس : ریشه ی واژه ی عکس به اخش بر می گردد . اخش را لغت اوستایی پتخش pitaxš می بینیم . لغت پتخش از دو بخش: پیتا=شاه / اخش=چشم تشکیل شده که امروزه آنرا ...
واژه ایرانی حباب به معنای برآمدگی روی آب و واژه مازندرانی هپ hap به معنای بادکنک درون شکم ماهی از ریشه kup به دست آمده اند همانطور که در فنلاند واژه ...
واژه ی سفته در اصل سخته بوده است و سخته از ستاکهای سختن - سزیدن به معنای ارزش داشتن سزاوار بودن به دست آمده است. امروزه به جای سخته شکل سفته به معنای ...
پوشیده: کنایه ی ایماست از پردگی و از زن . کنایه از زن پردگی ( ( ز تخم کیان ما دو پوشیده پاک شده رام با او ز بیم هلاک ) ) ( نامه ی باستان ، جلد ا ...
جاودانه: در پهلوی یاوتانگ yāwetānag بوده است . ( ( چنین داد پاسخ فریدون که تخت نماند به کس جاودانه نه بخت ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جل ...
زَهْرِه: در پهلوی زهرگ zahrag بوده است . ( ( ندیدیم کس کاین چنین زهره داشت بدین پایگه از هنر بهره داشت ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال ...
بالین: در پهلوی بالن bālēn بوده است . ( ( که ایدون به بالین شیرآمدی ستمکاره مرد دلیر آمدی ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ...
در زبان ترکی واژه شاخ از مصدر شاخلاماق یا شاخلاماخ گرفته شده است . به معنی سیخ نگه داشتن ، تیز کردن و راست نگه داشتن . که در فارسی به این شاخ شق کردن ...
شاخ : دکتر کزازی در مورد واژه ی "شاخ " می نویسد : ( ( شاخ در پهلوی در ریخت شاک šāk بکار می رفته است. از آنجا که این واژه در سانسکریت شاخا šākhā است و ...
نرگس: دکتر کزازی در مورد واژه ی "نرگس " می نویسد : ( ( نرگس با همین ریخت در پهلوی بکار می رفته است . این واژه با narcissus در انگلیسی ، narcisse در ف ...
آسیمه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آسیمه" می نویسد : ( ( آسیمه در پهلوی می بایست آسمک asēmag می بوده است . . انگاشته ام که این واژه از آسیم ، ریخت پ ...
: دکتر کزازی در مورد واژه ی " " می نویسد : ( ( بت با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است. در ریشه و خاستگاه این واژه دو دیدگاه فرا پیش نهاد شده است ...
جهان ناسپرده : کنایه ای است ایما از ناآزموده و کارْنادیده . ( ( به اسب اندر آمد به کاخ بزرگ جهان ناسپرده جوان سترگ ) ) ) ) ( نامه ی باستان ، جلد ...
طلیسم : از تالیسما در یونانی گرفته شده است .
نوردیدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی "نوردیدن " می نویسد : ( ( ریخت دیگر نوردیدن در پارسی نوشتن است . نوشتن در معنی نگاشتن با بن ِ اکنون ِ " نویس " گرد ...
تگ: به معنی دونده ، تازنده در پهلوی در همین ریخت کاربرد داشته است . ( ( ( ( بگفت و به گرز گران دست برد عنان بارهٔ تیزتک را سپرد ) ) ) ) ( نامه ی ...
جگر سوز : جگر سوخته . سیاه صبح جگر سوز: صبح سیاه ، کنایه از شب ( ( روز ترا صبح جگرسوز کرد چرخت از آن روز بدین روز کرد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی ...
وقوف آوردن:ایستادگی کردن ، مجازاً اعتماد کردن ( ( بر مه و خورشید میاور وقوف مه خور و خورشید شکن چون کسوف ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ...
وقوف آوردن:ایستادگی کردن ، مجازاً اعتماد کردن ( ( بر مه و خورشید میاور وقوف مه خور و خورشید شکن چون کسوف ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ...
پرکارتر:اثرکننده تر ، مؤثرتر . ( ( داد به دشمن ز پی قهر او آن گل پر کار تر از زهر او ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 380 ...
سنگ سیه:سنگ سیاه ، بازالت ، یکی از سنگ های آذرین که دارای سختی نسبتاً زیادی است ( توضیح : اثر اسید ها بر سنگ های آتشفشانی بسیار کم است . ) ( ( خصم ...
تویی: تو بودن ، دیگری را به حساب آوردن ( ( لاف منی بود و توی برنتافت ملک یکی بود و دوی برنتافت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳ ...
هم خانگی:همخانه بودن ، کنایه از هم شغلی ( ( با دو حکیم از سر همخانگی شد سخنی چند ز بیگانگی ) ) معنی بیت : بین دو پزشک بجهت هم شغلی در مورد اینکه ی ...
بازاریابی تک سطحی Single - Level Marketing: [ اصطلاح بازار یابی ] یکی از انواع فروش مستقیم است که در آن افراد ملزم به ساختن سازمان و شبکه فروش نبوده ...
فروش مستقیم Direct Selling: [ اصطلاح بازار یابی ] فروش مستقیم شیوه ای از بازاریابی است که به صورت “فروش فرد به فرد به دور از مکان های خرده فروشی ثابت ...
نماینده فروش مستقل Independent Sales Representative یا توزیع کننده Distributor: [ اصطلاح بازار یابی ] عبارتی مختصر که به جای توزیع کننده مستقل یا صاح ...
بازاریابی چند سطحی: Multi - Level Marketing [ اصطلاح بازار یابی ] یا بازاریابی شبکه ای Network Marketing: نوعی از فروش مستقیم است که در آن هر فرد علا ...
درآمد رسوبی Residual Income : [ اصطلاح بازار یابی ] درآمدی حاصل از انجام یکباره ی یک کار و کسب مکرر سود از آن. مثلاً نوشتن یکباره ی یک کتاب و کسب سود ...
زیرمجموعه Downline : [ اصطلاح بازار یابی ] به فرد یا گروهی از افراد اشاره دارد که عضو سازمان یا گروه فروشِ یک توزیع کننده مستقل دیگر هستند. این توزیع ...
پیش قدم یا بالاسری Upline : [ اصطلاح بازار یابی ] فردی که شما را به عضویت درآورده است. همچنین هرکسی که در همان خط به سمت بالا به وی متصل است. مانند س ...
راهبر ( لیدر ) Leader : [ اصطلاح بازار یابی ] توزیع کننده ای که مسئولیت افراد سازمان فروشش را به عهده گرفته و اطمینان حاصل می کند که آنها به خوبی تعل ...
حامی ( اسپانسر ) Sponsor : [ اصطلاح بازار یابی ] فردی که معرف مستقیم یک توزیع کننده است و وظیفه ی هدایت و حمایت وی را دارد.
همانندسازی یا تکثیر Duplication : [ اصطلاح بازار یابی ] انتقال دانش و آموزش به سازمان فروش.
پیش انباشته سازی Front Loading : خرید حجم زیادی محصول پیش از یافتن مشتری برای آنها به طوری که توزیع کننده نتواند از پس فروش آن برآید و این محصولات به ...
گروه موازی Cross Line : [ اصطلاح بازار یابی ] گروهی که اسپانسر یا حامی شما و آنها، یک فرد است.
بسته شروع کار Starter - Kit : [ اصطلاح بازار یابی ] مجموعه ای از دانش و آموزش که در قالب جزوات، کاتالوگ، سی دی، و بروشور ( الکترونیکی و یا فیزیکی ) ت ...
طرح درآمدزایی Compensation Plan : [ اصطلاح بازار یابی ] طرح بازاریابی که در آن مشخص می شود توزیع کننده مستقل چگونه و چه مقدار درآمد از فروش شخصی و سا ...
عضوگیری یا داوطلب گیری Recruit : [ اصطلاح بازاریابی ] ثبت نام کردن یا جستجو برای ثبت نام یک عضو. در بازاریابی شبکه ای، اعضاء جزو پرسنل شرکت نیستند. ب ...
واژه ی عمق یا Depth : در زبان ترکی به ته و پایین ترین قسمت هر چیز دیب یا دیپ گفته می شود که به نظر می رسد با واژه Depth انگلیسی سنجیدنی است .
عمق Depth : [ اصطلاح بازار یابی ] زیرمجموعه یا سازمان فروش شما.
خط اول یا ورودی مستقیم Frontline : [ اصطلاح بازار یابی ] فردی که شخصاً به عضویت درآورده اید. فردی که شخص دیگری در سازمان فروش، بین او و شما نیست.
رتبه Rank : [ اصطلاح بازار یابی ] مرتبه، سطح یا مقامی در طرح درآمدزایی شرکت که دارای جایزه و یا پاداش بیشتری است.
سپاس گزاری ( Acknowledgement ) : [اصطلاح مقاله نویسی] بخشی است که در برخی مقالات علمی پس از قسمت نتایج و بحث قرار می گیرد و برای قدردانی از افرادی اس ...