پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٤٨٦
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

زننده ی سرویس:[ اصطلاح پینگ پنگ ] بازیکنی است که اولین ضربه را در یک رالی به توپ می زند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست آزاد:[ اصطلاح پینگ پنگ ] دستی است که بدون راکت است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

سرویس:[ اصطلاح پینگ پنگ ] اولین ضربه به توپ در شروع بازی سرویس نام دارد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیرنده ی سرویس:[ اصطلاح پینگ پنگ ] بازیکنی است که در یک رالی ضربه دوم را می زند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣

دریافت:[ اصطلاح پینگ پنگ ] دومین ضربه به توپ در بازی دریافت نام دارد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرویس مشکوک:[ اصطلاح پینگ پنگ ] اگر داور در خصوص قانونی بودن سرویس شک کند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

رالی:[ اصطلاح پینگ پنگ ] مدت زمانی است که توپ در جریان بازی است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

لت:[ اصطلاح پینگ پنگ ] رالی که منجر به امتیاز نشود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

بَه بَه : به به تکرار واژه ی بَه می باشد . واژه بَه bah به معنای شادمانی و خوشی که از ریشه هندواروپایی bah به معنای درخشیدن ستانده شده است که در تلفظ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢

چَمیک: در زبان ترکی به عصا چَمیک گفته می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

چَمیک: در زبان ترکی به عصا چَمیک گفته می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَتَک در زبان ترکی به جلو پیراهن گفته می شود که فارسی آن می شود دامن در اصطلاح به دامنه کوه داغین اَتَکی یعنی دامنه ی کوه گفته می شود . البته به دامن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

روارو کردن:بردابرد زدن ( ( هر علمی را که قضا نو کند حفظ تو باید که روا رو کند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 401 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

علم نو کردن:کنایه از دوباره آبرو و رونق و قدرت یافتن . ( ( هر علمی را که قضا نو کند حفظ تو باید که روا رو کند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

تاج نشان:دارای نشان تاج ، لایق تاج ( ( بسکه بباید دل و جان تافتن تا گهری تاج نشان یافتن ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 40 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دعوی پرست:دعوی پرستنده ، لاف گزاف گوینده. ( ( دل به هنر ده نه به دعوی پرست صید هنر باش به هرجا که هست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

دست کشیدن:تربیت کردن ، گشن دادن و بارور کردن و دست کشیدن در مورد اسب آن را گویند که پدر و مادر اسب در حضور صاحب آن اسب گشن گیری کرده باشد . به عبارت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

خصمی خود: مخالفت با نفس ( ( خود منشی کار خَلَق کردنست خصمی خود یاری حق کردنست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 400 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

خَلَق کردن:پوسیده کردن ، کهنه کردن ( ( خود منشی کار خَلَق کردنست خصمی خود یاری حق کردنست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 4 ...

پیشنهاد
٣

دعوی هندو به سپیدی کردن :یعنی در پیری ادعای جوانی کردن ( ( یاسمنی چند که بیدی کنند دعوی هندو به سپیدی کنند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بیدی کردن:ادعا کردن ، اظهار وجودکردن . نظامی در آوردن " بیدی کردن " از ضرب المثل ترکی متأثر شده است محمد باقر خلخالی گوید : " آغاشلار تولیانده باش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

مغز کهن:مغز پیر . مغز کهن نیست پذیرای او : کنایه از خرف شدن انسان در دوره ی پیری ( ( عقل که شد کاسه سر جای او مغز کهن نیست پذیرای او ) ) ( شرح م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

دکتر کزازی اعتقاد دارد واژه ی طبل ریختی تازیکانه که ستاک تبیر ستانده شده و در این مورد می نویسد " ( ( تبیره به معنی کوس بزرگ است و ریخت پهلوی آن می ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تبیره: دکتر کزازی در مورد واژه ی " تبیره" می نویسد : ( ( تبیره به معنی کوس بزرگ است و ریخت پهلوی آن می بایست تپیرگ tāpīrag می بوده است . " هـ " یا " ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

خدنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی "خدنگ " می نویسد : ( ( خدنگ نام درختی است که چوبی سخت داشته است و از آن در ساختن تیر و زین بهره می برده اند . می توان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

راه بیراه:بیراهه، راه نهان ، راه زیر زمینی و راه " نبهره " ( ( سپاه فریدون چو آگه شدند همه سوی آن راه بی ره شدند ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

آری: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آری" می نویسد : ( ( آری به گمان بسیار ، ریخت کوتاه شده ی " آوری " است ، به معنی " بی گمان " و " هرآینه " و " بیقین " ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

شبستان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " شبستان" می نویسد : ( ( شبستان در پهلوی در ریخت شپستانšapestān بکار می رفته است . ) ) ( ( گرین نامور هست مهمان ت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

گستاخ: دکتر کزازی در مورد واژه ی "گستاخ " می نویسد : ( ( گستاخ در پهلوی در ریخت ویستاخ wistāx بکار می رفته است. ریخت میانگین " ویستاخ " و " گستاخ "بِ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

به" دوال پا "در زبان آذری" قئیش پاچا " گفته می شود . "قئیش پاچا ها" یا همان "دوال پا ها " در افسانه ها موجوداتی بودند چون خودشان نمی توانستند راه بر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

در زبان ترکی دوستاق یا دوستاغ به معنی زندانی، دربند، خانه نشین، محبوس معنی می دهد. من تویوق تک ، اؤز نینیمده دوستاغام ایللر بویو // بیر خوروز یوللا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

جشن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " جشن" می نویسد : ( ( جشن در پهلوی در ریخت یشن yašn بکار می رفته است . ریختی دیگر از آن ، در این زبان یسن yasn است ، ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

چابک فریب:شعبده باز ( ( هر نفس این پرده چابک فریب بازیی از پرده برآرد غریب ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 398 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

سخن در گرفتن:سخن گفتن ، حرف زدن ( ( پیر وضو کرد و کفن برگرفت پیش ملک رفت و سخن درگرفت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 396 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

درس شدن:خوانده شدن ، گزارش شدن ( ( هرچه به تاریک شب از صبح زاد بر در او درس شدی بامداد ) ) معنی بیت :هر خبری که مردم هنگام روز بدست آورده و شب به ه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

حجاج فن:حجاج گونه ، حجاج حیله ، حجاج بن یوسف ( 41 - 95 ه. ق ) پادشاه عراق و بصره مردی بسیار ظالم و خونریز بود و با حجت های موهوم مردم را آزار می رسان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

از سر :از لحاظ ( ( پادشهی بود رعیت شکن وز سر حجت شده حجاج فن ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 396 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

علم بر زدن:اظهار وجود کردن ، خود نمایی ، تجلی ( ( راستی آنجا که علم برزند یاری حق دست به هم بر زند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

تیغ ترازو:زبانه ی ترازو ، عقربه ی ترازو ( ( خود مکن این تیغ ترازو روان گرنه فزون میده و کم میستان ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...

پیشنهاد
١

آب از چشمه ی خورشید جستن:یعنی به جای آب از خورشید که آن هم از مطهرات است استفاده کردن . ( ( چون تو درین طشت شوی جامه شوی آب ز سرچشمه خورشید جوی قرص ...

پیشنهاد
١

جامه شوی کردن :جامه را شستن و پاک کردن. ( ( چون تو درین طشت شوی جامه شوی آب ز سرچشمه خورشید جوی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

طشت زر :کنایه از روز ، خورشید. ( ( صبح بدان میدهدت طشت زر تا تو ز خود دست بشوئی مگر ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 394 . ...

پیشنهاد
١

از خود دست شستن:ترک تکبر و خود بینی ( ( صبح بدان میدهدت طشت زر تا تو ز خود دست بشوئی مگر ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

سایه نشینی:کنایه از انزوا ( ( سایه نشینی نه فن هر کسست سایه نشین چشمه حیوان بسست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 394 . )

پیشنهاد
١

سایه از خود بریدن:تکبر و منیت را از خود دور کردن . ( "من" سایه ی "خود" است ) ( ( گر تو ز خود سایه توانی پرید عیب تو چون سایه شود ناپدید ) ) ( شرح ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دایره ی لاجورد:فلک ( ( فارغ ازین مرکز خورشید گرد غافل از این دایره لاجورد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 391 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

مرکز خورشید:کنایهاز زمین ، در قدیم زمین را ثابت و مرکز عالم می دانستند و گمان می کردند که خورشید بدور زمین می گردد. ( ( فارغ ازین مرکز خورشید گرد غ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

دَرین در زبان ترکی یعنی عمیق واژه ی دریا با واژه درین ترکی همریشه است. چون دریا :از مصدر دریده شدن گرفته شده و با واژه دره ، درک و با واژه ی "درین" ت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

قره بوغاز یک واژه ترکی است که از دو بخش تشکیل شده: قره به معنی سیاه و بوغاز هم به معنی گلو و در اصطلاح تنگه و گذر گاه باریک معنی می دهد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

بوغاز در زبان ترکی به گلو گفته می شود و در اصطلاح به تنگه که دو دریا را به هم مرتبط می سازد بوغاز گفته می شود.