پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
کلمه ( ربائب ) جمع ربیبه است ، که به معنای دختر زن آدمی است ، دختری که از شوهری دیگر آورده و به این مناسبت او را ربوبه نامیده اند که تدبیر مادر او _ ...
کلمه ( بهتان ) به معنای هر سخنی و هر عملی است که شنونده و بیننده را مبهوت و متحیر کند، و بیشتر در مورد دروغ زبانی استعمال می شود، کلمه بهتان در اصل م ...
کلمه ( مبینه ) به معنای ( متبینه ) است ، از سیبویه نیز نقل شده که گفته است ( ابان ) که باب افعال و ( استبان ) که باب استفعال است ، و ( بین ) که باب ت ...
کلمه : ( عضل ) به معنای منع و تنگ گرفتن و سختگیری است .
کلمه ( اعتدنا ) از مصدر اعتاد و به معنای اعداد و یا وعده است .
کلمه ( اخوه ) جمع کلمه ( اخ ) است و طبق قاعده جمع بر سه و بیشتر اطلاق می شود. کلمه اخوه به معنای سه برادر و بیشتر است . عرب گاهی دو برادر را هم اخوه ...
کلمه عالج به معنای قسمتی از بیابان است که ریگزار باشد.
کلمه ( حد ) به معنای دیوار و حائل بین دو چیز است ، حائلی که از اختلاط آن دو به یکدیگر جلوگیری کند و تمایز بین آن دو را حفظ کند، مانند حد خانه و بستان ...
واژه ی کُلّ از کلاله گرفته شده . کلمه ( کلاله ) در اصل مصدر، و به معنای احاطه است . مجموع هر چیزی را هم که ( کل ) به ضمه کاف می خوانند برای این است ک ...
اکلیل از کلاله گرفته شده . کلمه ( کلاله ) در اصل مصدر، و به معنای احاطه است تاج را هم اگر اکلیل می گویند به این جهت است که بر سر احاطه دارد، مجموع هر ...
کلمه ( کلاله ) در اصل مصدر، و به معنای احاطه است تاج را هم اگر اکلیل می گویند به این جهت است که بر سر احاطه دارد، مجموع هر چیزی را هم که ( کل ) به ضم ...
( والد ) تنها به پدر بلاواسطه می گویند و ( اب ) هم در مورد پدر بلاواسطه استعمال می شود و هم در مورد اجداد.
راغب در کتاب ( مفردات القرآن ) می گوید: کلمه ( وصیت ) به معنای این است که عملی را به دیگری پیشنهاد کنی ، پیشنهادی که توأم با وعظ باشد این بود گفتار ر ...
کلمه ( ایصا ) که جمله ( یوصیکم ) از این مصدر مشتق شده به معنای توصیه یعنی سفارش و دستور است . راغب در کتاب ( مفردات القرآن ) می گوید: کلمه ( وصیت ) ب ...
کلمه ( سداد ) که مصدر کلمه ( سدید ) است وقتی در مورد سخن استعمال شود، به معنای سخن صواب و مستقیم است .
کلمه ( فرض ) به معنای قطع هر چیز محکم و جدا کردن بعضی از آن ، از بعضی دیگر است و به همین جهت در معنای ( وجوب ) استعمال می شود.
کلمه ( اقربون ) به معنای خویشاوندان است که نسبت به انسان قریب و نزدیک هستند .
کلمه ( ترکه ) به معنای مالی است که بعد از مرگ یک انسان از او باقی می ماند کانه میت آن را ترک می کند و سپس از دنیا کوچ می نماید، پس استعمال اصلی این ک ...
کلمه ( نصیب ) به معنای بهره و سهم است و اصل آن از ( نصب ) است که به معنای بپا داشتن است و بهره و سهم را به این مناسبت نصیب خوانده اند که هر سهمی هنگا ...
کلمه ( سفه ) به معنای سبکی عقل است ( در فارسی می گویند که : عقل فلانی پارسنگ می برد ) و گویا در اصل به معنای مطلق سبکی و سستی چیزی است که نباید سست ب ...
کلمه ( مریئا ) همان حالت هنیئا است در نوشیدنی ها، پس شربت مری ء آن نوشیدنی ای است که در جهاز هاضمه به آسانی هضم شود و طبع انسان هم آن را قبول کند، پس ...
کلمه ( هنیئا ) صفت مشبهه از ماده ( هناء ) است و ماده ( هناء ) به معنای آسان هضم شدن غذا و نیز به معنای قبول طبع است این لغت در خوراکیها و طعام استعما ...
( صدقه ) ( به ضمه دال ) و ( صدقه ) ( به فتح دال ) و ( صداق ) هر سه به معنای مهریه ای است که به زنان می دهند . و آتوا النساء صدقاتهن نحلة .
در کتاب صحاح اللغة در معنای ( انقاض ) می گوید: این کلمه به معنای آواز مختصری نظیر نوک به زمین زدن است ،
کلمه ( مراقبت ) به معنای ( محافظت ) است و گویا این کلمه از ماده ( رقبه ) ( برده _ گردن ) گرفته شده با این عنایت که مردم هر یک حافظ رقاب بردگان خود بو ...
کلمه ( رقیب ) ، به معنای ( حفیظ ) است و ( مراقبت ) به معنای ( محافظت ) است و گویا این کلمه از ماده ( رقبه ) ( برده _ گردن ) گرفته شده با این عنایت که ...
کلمه : ( بث ) به معنای جدا سازی بوسیله پاشیدن و امثال آن است و در جای دیگر قرآن آمده : ( فکانت هباء منبثا ) یعنی کوهها به صورت ذراتی متفرق در می آیند ...
کلمه زوج در مورد انسان به گفته راغب به معنای همسر است یعنی این کلمه در مورد هر دو قرین که یکی نر و دیگری ماده باشد استعمال می شود یعنی هم به نر زوج م ...
کلمه سیئات در اصطلاح قرآن کریم به معنای گناهان صغیره است. ( تفسیر المیزان )
کلمه ( مفازة ) به معنای نجات است .
کلمه ( نبذ ) به معنای طرح و دور انداختن چیزی است و این کلمه مثلی است که در مورد ترک و بی اعتنائی استعمال می شود همچنانکه در مقابل آن یعنی در مورد اعت ...
کلمه ( ابلا ) که مصدر فعل مجهول ( تبلوون ) است به معنای آزمایش است .
کلمه ( زحزحه ) که مصدر فعل مجهول ( زحزح ) است به معنای دور کردن است البته در اصل معنائی دیگر داشته و آن این است که چیزی را به عجله و پی درپی به سوی خ ...
زبور به معنای کتابی است که مشتمل بر حکمت ها و مواعظ باشد .
کلمه ( قربان ) به معنای هر نعمتی و هر آن چیزی است که با پیشکش کردن و هدیه کردن آن به مقام بالائی تقرب به آن مقام پیدا می کنیم .
( وکیل ) به معنای کسی است که امر انسانرا به نیابت از انسان تدبیر می کند. کلمه ( وکیل ) از وکالت است که به معنای تسلط بر امری است که بازگشت آن به غیر ...
کلمه ( ناس ) به معنای افرادی از انسان است ، اما نه از هر جهت ، بلکه به این جهت افرادی از انسان را ناس می گویند که از یکدیگر متمایز نیستند، ( و گوینده ...
کلمه ( استجابت ) و نیز کلمه ( اجابت ) به یک معنا است و آن این است که از کسی چیزی بخواهی و او پاسخت را با قبول بدهد و خواسته ات را بر آورد.
کلمه ( استجابت ) و نیز کلمه ( اجابت ) به یک معنا است و آن این است که از کسی چیزی بخواهی و او پاسخت را با قبول بدهد و خواسته ات را بر آورد.
استبشار ) به معنای این است که در طلب این باشی که با رسیدن خیری و بشرائی خرسندی کنی .
کلمه ( بشارت ) و ( بشری ) به معنای هر خیری است که تو را خوشحال کند .
کلمه ( درء ) که مصدر فعل : ( ادروا ) است به معنای دفع است .
کلمه ( غل ) که مصدر ( یغل ) است ، به معنای خیانت می باشد .
و کلمه : ( غزی ) جمع غازی ( جنگجو ) است ، همانطور که کلمه ( طلب ) جمع طالب و کلمه ( ضرب ) جمع ضارب است .
کلمه : ( استزلال ) به معنای آن است که کسی بخواهد دیگری را به لغزش وادار نماید.
کلمه : ( نعاس ) به معنای گرم شدن پلک چشم و سست شدن بدن قبل از خواب رفتن است که در حقیقت خوابی خفیف است و در فارسی آن را چرت زدن می گوئیم .
کلمه ( أمنه ) با فتحه همزه و فتحه میم و نیز فتحه نون به معنای آرامش خاطر از جهت داشتن امنیت است. ( تفسیر المیزان )
صعود ) که مصدر ثلاثی مجرد آن است و به معنای بالا رفتن به نقطه ای بلند چون کوه و امثال آن است وقتی گفته می شود: ( فلان اصعد فی جانب البر ) معنایش این ...
کلمه ( حس ) - به فتحه حا - به معنای قتل بر وجه استیصال است ، کشتنی که انقراض بیاورد.
کلمه ( استکانت ) که مصدر فعل ( استکانوا ) است ، به معنای تضرع و زاری است .