همه آویخته از دامن بهتان ودروغ
چون کنه از کس گاو و چو کلیدان ز مدنگ.
قریعالدهر.
که او ز جمله پیغمبران ایزد بودخدای داند کاین راست بود یا بهتان.
فرخی.
کسی که بیند صنع خدای و نشناسدبدان که هست بر او نام مردمی بهتان.
عنصری.
و میان زور و بهتان و زرق و دستان فرق میکند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 10 ).بوند بر سر بهتان زبان و گوش بجنگ
هوا و عقل نگنجد بر سر بهتان.
قطران.
ز بهتان گویدت پرهیز کن وآنگه طمع را خودبگوید صدهزاران بر خدای خویش بهتانها.
ناصرخسرو.
چرا گویم چو حق و صدق دانم گرم هوش است خیره زور و بهتان.
ناصرخسرو.
معنی سخن ایزد پیغمبر داندبهتان بود ار تو بجز این گویی بهتان.
ناصرخسرو.
کس ننگرد همی بسوی دینت وز راستی نداند بهتانی.
ناصرخسرو.
چون بنی اسرائیل آن بدیدند متحیر بماندند بدانستند که آنچه میگفتند بر وی بهتان بود. ( قصص الانبیاء ).اندر آن چَه ْ همی نگر امروز
کو اسیر دروغ و بهتان است.
مسعودسعد.
زبان را از دروغ و فحش و بهتان و غیبت بسته گردانیدم. ( کلیله و دمنه ).تصنیف نهاده بر من از جهل
الحق اولی است آن به بهتان.
خاقانی.
و بر تعجیلی که از تسویل شیران و تخییل بهتان رفته بود تأسف ها خورد. ( سندبادنامه ص 153 ).گذرگاه قرآن و پند است گوش
به بهتان باطل شنیدن مکوش.
سعدی.
قدت گفتم که شمشاد است بس خجلت ببار آوردکه این نسبت چرا کردیم و این بهتان چرا گفتیم.
حافظ.