نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر روی کسی خندیدن: بر ( در ) روی کسی خندیدن ؛ به وی اب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی خندان شدن: روی خندان شدن ؛ خندان روی شدن. خنده ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در روی کسی خندیدن: بر ( در ) روی کسی خندیدن ؛ به وی اب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی خود اوردن: روی خود آوردن ؛ یادآوری کردن چیزی ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی خود نیاوردن: روی خود نیاوردن ، بر روی خود نیاورد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در روی کسی اوردن: به روی یا با روی یا بر روی کسی آورد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی در جایی داشتن: روی در جایی ( چیزی ) داشتن ؛ بدان چ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با روی کسی اوردن: به روی یا با روی یا بر روی کسی آورد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی در چیزی داشتن: روی در جایی ( چیزی ) داشتن ؛ بدان چ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر روی کسی اوردن: به روی یا با روی یا بر روی کسی آورد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی در چیزی کشیدن: روی در چیزی کشیدن ؛ متوجه آن شدن. ر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی در کسی بودن: روی در کسی بودن ؛ متوجه وی بودن. اق ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی کسی گفتن: به روی یا در روی کسی گفتن ؛ آشکارا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی درنقاب خاک کشیدن: روی درنقاب خاک یا تراب کشیدن ؛ کنای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در روی کسی گفتن: به روی یا در روی کسی گفتن ؛ آشکارا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی درنقاب تراب کشیدن: روی درنقاب خاک یا تراب کشیدن ؛ کنای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سخن در روی گفتن: سخن در روی گفتن ؛ خطاب. مخاطبه. ( ی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
انگبین روی: انگبین روی ؛ که روی مطبوع و دلپسند ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی به روی اوردن: روی به روی آوردن ؛ مواجه شدن با کسی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشت و روی کردن: پشت و روی کردن ؛ قسمت آستر را به رو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سرکه اندوده روی: سرکه اندوده روی ؛ کنایه از ترشروی و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی ریا: روی ریا ؛ قصد ریا. طریق و شیوه ریا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهرمن روی: اهرمن روی ؛ شیطان صفت.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی به روی اندرامدن: روی به روی اندرآمدن ؛ مواجه شدن. ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی پای: روی پای ؛ پشت پای و طرف بالای پای. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سهمگین روی: سهمگین روی ؛ دارای صورت سهمگین. که ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی به روی کسی اوردن: روی به روی کسی آوردن ؛ با او مواجه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بت روی: بت روی ؛ زیباروی. که چون بت رخساری ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عرق کرده روی: عرق کرده روی ؛ خوی برعارض. که رویش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی دست خوردن: روی دست خوردن ، رودست خوردن ؛ ناگها ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی تعارف: روی تعارف ؛ قوه کشف اشیاء پنهانی. ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی به کسی باز کردن: روی به کسی باز کردن ؛ بدو روی آوردن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر روی یگدیگر بیرون امدن: بر روی یگدیگر بیرون آمدن ؛ بر خلاف ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فرخنده روی: - فرخنده روی ؛ خوشروی : غلط گفتم ای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی به کسی گرفتن: روی به کسی گرفتن ؛ روی آوردن. اقبال ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی چیزی را ندیدن: روی چیزی را ندیدن ؛ بدان نرسیدن. از ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی امدن: به روی آمدن یا اندرآمدن ؛ به روی اف ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رونویس کردن: رونویس کردن ؛ نسخه برگرفتن. از روی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی نازک داشتن: روی نازک داشتن ؛ کنایه از شرم داشتن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از روی نرفتن: از روی نرفتن ؛ محجوب و شرمسار نشدن. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی کار: به روی کار ؛ مقدمه. ( ناظم الاطباء ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی به خاک مالیدن: روی به خاک مالیدن ؛ کنایه از نهایت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی خاندان: روی خاندان ؛ اشرف خیل خانه. ( شرفنا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زرد رو ی: زردروی ؛ زردرخسار. که در اثر درد و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی به راه اندر اوردن: روی به راه اندر آوردن ؛ رفتن. ( یاد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی کار: به روی کار ؛ مقدمه. ( ناظم الاطباء ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی دیگر نهادن: به روی دیگر نهادن ؛ واژگونه کردن. ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی نسل ادم: روی نسل آدم ؛ کنایه از اشرف خلایق و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ارغوان روی: ارغوان روی ؛ گلروی. که رویی مثل ارغ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سخت رویی کردن: سخت رویی کردن ؛ پررویی کردن. مقاومت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی به کار داشتن: روی به کار داشتن ؛ آهنگ و قصد کاری ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی معبس کردن: روی معبس کردن ؛ رو ترش کردن. ترش رو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی بر روی دیوار داشتن: روی بر روی دیوار داشتن ؛ قطع رابطه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از روی بردن: از روی بردن ؛ خجول و محجوب کردن. ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی مفتول کردن: روی مفتول کردن ؛ کنایه از روی پیچید ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی تردد: روی تردد ؛ راه تردد. ( از شرفنامه م ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی برگاشتن: روی برگاشتن ؛ روی برگرداندن. روگردا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی کار امدن: روی کار آمدن ؛ صاحب شغل یا منصبی رس ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بهشتی روی: - بهشتی روی ، بهشت روی ؛ زیباروی : ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی نازک: روی نازک ( بدون اضافه ) ؛ روی تنک. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی راست داشتن: روی تردد ؛ راه تردد. ( از شرفنامه م ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق شباب: رونق شباب ؛ اول جوانی. ( یادداشت مو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی بستگان سپهر: روی بستگان سپهر ؛ رازهای آسمانی. ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی گرفتن بر کسی: روی گرفتن بر کسی ؛ ظاهراً اقبال کرد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی بردن: روی بردن ؛ پس را نگریستن. ( ناظم ال ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی گداخته: روی گداخته ؛ یعنی رویینه. نحاس. ( ت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی بقا: روی بقا ؛ راه پایندگی و استوار و مح ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی و ریا: روی و ریا ؛ تظاهر و خودنمایی. ریاکا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق فزا: رونق فزا، رونق افزا ؛ که بر رونق و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی دل داشتن: روی دل داشتن ؛ به امتلای معده مبتلا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی کسی می اندر کشیدن: به روی کسی می ( نبید ) خوردن یا اند ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی گرفته: روی گرفته ؛ باحجاب. پوشیده رخسار : ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی بردن از چیزی: روی بردن از چیزی ؛ ظاهراً شرمسار کر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 57 سوره کهف: ترجمه : وَمَنْ أَظْلَمُ : کیست ستمک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با روی و ریا: با روی و ریا ؛ دورو. ریاکار. اهل ری ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی کسی اندر کشیدن: به روی کسی می ( نبید ) خوردن یا اند ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق گری: رونق گری ؛ از عالم جلوه گری. ( از آ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی براوردن زخم: روی برآوردن زخم و داغ ؛ به شدن زخم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی بازکردن: روی بازکردن ؛ روی گشادن. نقاب افکند ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی چیزی بد یا بلا امدن: به روی کسی چیزی چون بد یا بلا آمدن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی و راه نبودن: روی و راه نبودن یا نداشتن ؛ چاره و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی کسی گرفتن: روی کسی گرفتن ؛ تسخیر کردن. ( آنندر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی براوردن داغ: روی برآوردن زخم و داغ ؛ به شدن زخم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق چیزی رفتن: رونق چیزی رفتن ؛ از رواج افتادن آن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی براستان کسی مالیدن: روی برآستان کسی مالیدن ؛ اظهار نهای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی و راه نداشتن: روی و راه نبودن یا نداشتن ؛ چاره و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی گران داشتن: روی گران داشتن ؛ بی اعتنایی کردن. خ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از چه روی: از چه روی ؛ از چه جهت. ( از مؤید ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از روی خواندن: از روی خواندن ؛ در برابر از بر خوان ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق کسی رفتن: رونق کسی رفتن ؛ ارجمندی و اعتبار و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی کسی می خوردن: به روی کسی می ( نبید ) خوردن یا اند ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی گرفتن از کسی: روی گرفتن از کسی ؛ پرده بر رو برگرف ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به چه روی: - به چه روی ؛ چرا. به چه علت : بندی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی برتافته: روی برتافته ؛ روبرگردانده. روگردان ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق شکن: رونق شکن ؛ که از رواج بیندازد. که ر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی کسی نبید خوردن: به روی کسی می ( نبید ) خوردن یا اند ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق از چیزی ربودن: رونق از چیزی ربودن یا رونق چیزی را ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی افتادن: به روی ( در روی ) افتادن یا درافتاد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی اندر افتادن: به روی ( در روی ) افتادن یا درافتاد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق از چیزی بردن: رونق از چیزی ربودن یا رونق چیزی را ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تاریک رو ی: تاریک روی ؛ سیه روی. بدخوی : همچو ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در روی افتادن: - به روی ( در روی ) افتادن یا درافت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق انگیز: رونق انگیز ؛ رواج بخش. رونق آور : ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در به روی خود بستن: در به روی خود بستن ؛ گوشه نشینی گزی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی افکندن: به روی افکندن ؛ تکویس. ( مصادر اللغ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق انگیز کار بودن: رونق انگیز کار بودن ؛ با نهایت کار ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی کسی را به خاک مالیدن: روی کسی را به خاک مالیدن ؛ رغم انف. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی رساندن محنت و جز ان: به روی رساندن محنت و جز آن ؛ پیش آو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی کسی را به خود بازکردن: روی کسی را به خود بازکردن ؛ او را ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق پذیر: رونق پذیر ؛ پذیرای رونق. پیشرفت دار ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در روی درافتادن: در روی درافتادن ( افتادن ) ؛ سر بر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به روی کسی بد یا بلا امدن: به روی کسی چیزی چون بد یا بلا آمدن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی کسی گذاشتن: روی کسی گذاشتن ؛ طرف وی نگه داشتن. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونق چیزی را شکستن: رونق چیزی را شکستن ؛سبق بردن از آن. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پیغاره: پیغاره: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روندگان عالم: روندگان عالم ؛ کنایه از سبعه سیاره ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رونده کوه: رونده کوه ؛ کنایه از اسب تیزرفتار د ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از رونق بردن کار کسی: از رونق بردن کار کسی ؛ رواج او را ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برونق: برونق ؛ بارونق. ( یادداشت مؤلف ) . ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی خطاب: - رومی خطاب ؛ که به زبان رومی خطاب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی پوش: رومی پوش ؛ که از پارچه رومی لباس پو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی طراز: رومی طراز ؛ که زینت و سجاف رومی دار ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی قبا: رومی قبا ؛ که جامه رومی بر تن کند. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی کمر: رومی کمر ؛ که کمر ساخت روم دارد : ک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قماش رومی: قماش رومی ؛ پارچه رومی. پارچه بافت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی نورد: رومی نورد ؛ کنایه از آراسته و زیبا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
طاق رومی: طاق رومی ؛ طاق به طول خشت. مقابل طا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی بچگان: رومی بچگان ؛ کنایه از اشک چشم. ( یا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی و حبش: رومی و حبش ؛ رومی و زنگی. کنایه از ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی پرست: رومی پرست ؛ پرستنده رومی. مراد فیلس ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی و زنگی: رومی و زنگی ؛ زنگی و رومی. رومی و ه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی سران: رومی سران ؛ کنایه از پهلوانان و سرد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی وش: رومی وش ؛کنایه از روشن و تابان : بی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی گروه: رومی گروه ؛ گروه رومیان. سپاهیان رو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومی و هندو: رومی و هندو ؛ رومی و زنگی. کنایه از ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روندگان اسمانی: روندگان آسمانی ؛ سیارگان. ( فرهنگ ف ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
color: لغت color با لغت تورکی قره به معنای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روم ستاننده: روم ستاننده ؛ گیرنده کشور روم : سلط ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روم و حبش: روم و حبش ؛ روزگار و عالم به اعتبار ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روم وزنگ: روم وزنگ ؛ کشور روم و مملکت زنگبار ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سپاه روم: سپاه روم ؛ کنایه از روز است : چو شا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومال سیاه: رومال سیاه ؛ چون پرده مشکین و پرده ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فروروفتن: فروروفتن ؛ رفتن. روفتن. پاک کردن. ز ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روکش کردن: روکش کردن ؛ ورقه ای از چوب گردو یا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روگردان شدن از کاری یا چیزی: روگردان شدن از کاری یا چیزی ؛ منصرف ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روگردان نبودن از کاری: روگردان نبودن از کاری ؛ اعراض نکردن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بحر روم: بحر روم ؛ بحرالروم. دریای روم. ( یا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روم پرور: روم پرور ؛ پرورنده روم ، یعنی سرزمی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
هار: به هار شدن در زبان ترکی قودورماق گف ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
اندر: اندر : دکتر کزازی در مورد واژه ی ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
پری: پری: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
تنازع بقا: تنازع به معنی گرفتن از یکدیگر است . ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
سیامک: سیامک: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
اپیلاسیون: اپیلاسیون ( Epilation ) : به فرایند ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
اثرات: امروزه در زبان نوشتار گاهی اثرات را ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
شبیخون: شبیخون: شبیخون در پهلوی شپیخن šapīx ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن منداب: روغن منداب ؛ روغنی که از دانه های گ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی روغنی: بی روغنی ؛ نداشتن روغن. عاری از چرب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تهی روغنی: تهی روغنی ؛ از روغن خالی بودن. بی ر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن خود: - روغن خود ؛ کنایه از مذهب و دین خو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن لاله: روغن لاله ؛ از ترکیب گل لاله با روغ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن شقایق: روغن شقایق ؛ که از ترکیب شقایق و با ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن لوریه: روغن لوریه ؛ روغن درخت غار است و بر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن شونیز: روغن شونیز ؛ که از ترکیب شونیز و مغ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن مازریون: روغن مازریون ؛ روغنی که از ترکیب جو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن شیرپخت: روغن شیرپخت ؛ دهن الحل ، یعنی سمسم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روغن ماشین: روغن ماشین ؛ ماده روغنی شکل که از م ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن مرزنگوش: روغن مرزنگوش ؛که از ترکیب برگهای مر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن طلق: روغن طلق ؛ حل کرده طلق که همچون روغ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن مصر: روغن مصر ( مصری ) ؛ روغن بلسان. ( ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن عسل: روغن عسل ؛ موم. ( منتهی الارب ) .
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن مصطکی: روغن مصطکی ؛ مرکب از روغن کنجد یا ر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن فرفیون: روغن فرفیون ؛ از ترکیب قسط تلخ و پو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن مورد: روغن مورد ؛ از ترکیب آب مورد با روغ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن قاز: روغن قاز ؛ به معنی روغن که از بنگ ک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن ناردین: روغن ناردین ؛ روغنی که از ترکیب نار ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مگر این روغن قاز دارد: مگر این روغن قاز دارد ؟؛ یعنی ترجیح ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روغن نارگیل: روغن نارگیل ؛ روغنی که از درون بر م ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن قاز مالیدن: روغن قاز مالیدن ؛ کنایه از تملق و خ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن نرگس: روغن نرگس ؛ از کنجد مقشر و زرده تخم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن قسط: روغن قسط ؛ که از ترکیب قسط و فلفل و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن نیلوفر: روغن نیلوفر ؛ روغنی که از عصاره نیل ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن کاد: روغن کاد ؛ روغنی است که از تقطیر چو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن وازلین: روغن وازلین ؛ روغنی که از نفت به دس ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن یاسمین: روغن یاسمین ؛ روغن زنبق. ( دهار ) ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن کبریت: روغن کبریت ؛ روغنی که از کبریت ( گو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن بچراغ دادن: روغن بچراغ دادن ؛ کنایه از رشوه داد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن کتان: روغن کتان ؛ روغنی که از کتان به دست ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن بر اتش زدن: روغن بر آتش زدن ؛ روغن ریختن بدان. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روغن کدو: روغن کدو ؛ که از ترکیب آب کدو یا دا ...
١٠ ماه پیش