پاسخهای علی باقری
با توجه به بيت «شخصي به هزار غم گرفتارم / در هر نفسي به جان رسد کارم» مفهوم کنايي مصرع دوم در کدام گزينه آمده است؟
1- شخصي (تني ) هستم كه گرفتار هزار رنج و بلا هستم . هر لحظه كار براي من سخت و دشوار مي شود (كار به جان رسيدن كنايه از بيچاره شدن، سخت و دشوار شدن کار ،
روش پیدا کردن کتاب مورد نظر در کتابخانه های عمومی کشور یا در کتابخانه مورد نظر
برای پیدا کردن کتاب مورد نظر در کتابخانه های عمومی بهترین راه مراجعه به سایت زیر هست . https://www.samanpl.ir/ در این سایت می توانیم کتاب مورد نظر را در کتابخانه های تمام کشور ، استان ، ...
Dayanamıyorum canımı alıyorlar ah Her gece göğsüm de bu matem Sarılamıyorum içim de yaralar var
Dayanamıyorum canımı alıyorlar ah ترجمه تحت الفظی :آه ! تحمل اینکه جانم را بستانند در خود نمی بینم ترجمه آزاد : آه ! تحمل درد عشق را که جان را می ستاند ندارم. Her gece göğsüm de bu matem ترج ...
آیا واژه سلیطه بار معنایی منفی دارد؟ استفاده از آن برای کودک پرخاشگر (دختر) درست است؟
سلیطه معمولا برای زنان بزرگسال استفاده می شود که بد خو باشند ، و استفاده آن برای کودکان بار معنایی درستی ندارد .
سلام وقت بخیر کتابی برای ریشه ی لغات یا همون مشتقات هست که بخریم؟شما چطوری در حچزه ی مشتقات فعالیت دارید؟
ریشه های لغات و اصطلاحات علوم طبیعی شاماسبلو محمد تهران 1346: , فرهنگ دا ...
ترجمه ی شعر عربی : هناکَ عالم وهناکَ شخص بمثابه عالم و أنتِ وحدکِ عالمی چی میشه ؟
آنجا ( قلب انسان ) به منزلۀ دنیایی است که می تواند هر شخصی را به مثابه دنیای دیگر در درون خود جای دهد . و تو ای محبوبۀ من تنها دنیای موجود در قلب منی.
مفعوم بيت «ز يزدان، نه از ارکان، که کوته ديدگي باشد / که خطي کز خرد خيزد تو آن را از بنان بيني» کدام مورد را نفي مي کند؟
ز یزدان دان، نه از ارکان، که کوته دیدگی باشد &nbs ...
خیلی جاها دیدمش همیشه واسم سوال بوده که ینی چی
این عبارت بسته به موقعیت های مختلف می تواند معانی زیادی داشته باشد واز معانی آن می توان به موارد زیر اشاره کرد "مرا هیجان زده کن" "من را تکان بده" یا "دنیای من را تکان بده" اگر منظور گوینده د ...
مثلا انتظار ندارید کسی از شما یا د کند یا پیش شما بیاید ولی یک دفعه می بینید پیش شما آمد در این موقع می گویید: ماغل کی گلدون: عجب که آمدی ؟ چطور شد که آمدی یعنی باور نمی کنم که آمده باشی. آمدنت را انتظار نداشتم.
ماغل در ترکی همراه با کئ استفاده می شود معنی اش می شود: راستی که، حقیقتا که، عجب که، چطور شد ماغل کئ گلدون: عجب که آمدی، چطور شد که آمدی؟ ماغل کی بیزدن یاد ایلدون: عجب که یادی از ما یاد کردی؟