برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی باقری

علی باقری مدرک دیپلم خود را از دانشسرای تربیت معلم ابهر گرفته ام . سپس در دانشگاه ملی زنجان در رشته دبیری ادبیات فارسی ادامه تحصیل داده و مدرک کارشناسی اخذ نمودم و مدرک فوق لیسانس ادبیات فارسی را هم با مدل ۱۸.۹۲ از دانشگاه آزاد زنجان دریافت نمودم و علاوه بر آن در زمینه ی علوم کامپیوتر از جهاد دانشگاهی کسب مهارت نموده و در زمینه تعمیرات کامپیوتر و چاپگر و تعمیر لوازم برقی نیز مهارت دارم و اکنون دبیر بازنشسته آموزش و پرورش ناحیه ۱ زنجان هستم . در زمینه شعر هم فعالیت دارم برای خواندن اشعار بنده می توانید به وبلاگ زیر با عنوان شعر و ادبیات علی باقری مراجعه فرمایید.
http://alibagherie.mihanblog.com
هدف بنده از همکاری با لغت نامه
۱-اضافه کردن لغت های جدید که در لغت نامه هنوز وارد نشده است.
۲- اضافه کردن معانی جدید به لغت هایی که در لغت نامه بدان اشاره نشده با ارائه سند و مدرک

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

151 یک کاپلا: [اصطلاح موسیقی ] این کلمه به معنی � از گروه کر� می باشد که این عبارت برای اشاره به آواز بدون همراهی مورد استفاده قرار می گیرد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

152 حلقی: [اصطلاح موسیقی ] یک کلمه مرتبط با طزر بیان می باشد که نشان دهنده صدای هوایی می باشد که قابل شنیدن است، مانند تلفظ حرف P در زبان انگلیسی. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

153 واجگر: [اصطلاح موسیقی ] بخشی از بدن که برای ادای کلمات مورد استفاده قرار می گیرد؛ معمولا این کلمه برای اشاره به لب ها، دندان و نوک زبان مورد استفاده ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

154 توام با تنفس: [اصطلاح موسیقی ] صدایی کا شفاف نیست و بیشتر هوا در آن شنیده می شود. یک صدا از این جنس به دلایل مختلف ایجاد می شود که نداشتن پشتیبانی تن ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

155 کلوراتورا: [اصطلاح موسیقی ]نوت هایی با حرکت سریع. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

156 کنترالتو: [اصطلاح موسیقی ]پایین ترین صدای زنانه. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

157 صدای سینه ای: [اصطلاح موسیقی ] یک گام از صدای بم که بیشتر افراد با این صدا صحبت می کنند؛ این صدا در سینه طنین انداز می شود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

158 کاور کردن: [اصطلاح موسیقی ] یک تکنیک صوتی که در آن خواننده لب های خودش را اندکی حلقه می کند تا نوت های بالا را با صدایی خاص اجرا کند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

159 کانتر تنور: [اصطلاح موسیقی ] نوعی از صدای مردانه که بیشتر به عنوان صدای اصلی آواز را اجرا می کند. این صدا بیشتر در موسیقی های دوره باروک مورد استفاده ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

160 دیافراگم: [اصطلاح موسیقی ]یک عضله بزرگ تنفسی که زیر ریه ها قرار دارد و در طول دم، صاف شده و به پایین می آید. این عبارت یکی از رایج ترین عبارات مورد ا ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

161 دندانی: [اصطلاح موسیقی ] یک تکنیک صوتی که بر اساس آن، زبان دقیقا پشت دندان ها قرار می گیرد تا صدای خاصی ایجاد شود. صدای D در ایتالیایی یا اسپانیایی ی ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

162 ادغام: [اصطلاح موسیقی ]یک حالت از طرز بیان که به پدیده تغییر تدریجی یک مصوت به یک مصوت دیگر اشاره دارد که این حالت باعث می شود دو مصوت در یک سیلاب بی ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

163 طرز بیان: [اصطلاح موسیقی ]حالتی که بر اساس آن بخش هایی از کلمات، شامل مصوت ها و صامت ها شکل گرفته و تلفظ می شوند. برای خواننده های کلاسیک، این طرز بی ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

164 تکنیک های توسعه یافته: [اصطلاح موسیقی ] هر تکنیک صوتی خارج از روش های نرمال یا کلاسیک، به عنوان تکنیک توسعه یافته شناخته می شود. این تکنیک ها شامل تن ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

165 دراماتیک: [اصطلاح موسیقی ] در دسته بندی های صدا، این سبک صدا اشاره به صدای بزرگ و قوی دارد ( مثلا یک سوپرانو دراماتیک) ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

166 صاف: [اصطلاح موسیقی ]زمانی که یک گام اندکی پایین تر از حالت مد نظر می باشد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

167 فاش: [اصطلاح موسیقی ] یک نوع صدا و یا دسته بندی صوتی. در زبان آلمانی به معنی سوژه هم می باشد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

168 فالستو: [اصطلاح موسیقی ] یک صدای نازک سر که توسط مرد اجرا می شود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

169 صدای سر: [اصطلاح موسیقی ] دانگ آواز بالا که زنان و صداهای کانتر تنور معمولا در آواز کلاسیک، از این صدا استفاده می کنند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

170 توقف گلویی: [اصطلاح موسیقی ] وقتی یک فرد تارهای صوتی خودش را قبل از شروع یک صدای آواز گونه به هم فشار می دهد، این صدا ایجاد می شود. در ابتدای بسیاری ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

171 ته گلویی: [اصطلاح موسیقی ] یک صدای بم و گرفته که بعضی از افراد به دلیل کمبود نفس با این صدا حرف می زنند. معمولا در انتهای جملات این صدا شنیده می شود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

172 میان شکمی: [اصطلاح موسیقی ] عضله های بین دنده ها که باعث می شود دنده ها در طول تنفس، بالا بیایند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

173 نفس پایین: [اصطلاح موسیقی ]استفاده از دیافراگم و عضله های میان شکمی برای تنفس بدون تکان خوردن شانه ها، گردن و قسمت بالایی سینه. این نوع تنفس در زمان ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

174 حنجره: [اصطلاح موسیقی ] ساختاری در گلو که تارهای صوتی در آن قرار دارند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

175 مسا دی وس: [اصطلاح موسیقی ]یک تکنیک پویا شامل شروع کردن یک نوت با کرسندو ( آرام تا بلند) که بعد از آن یک دکرسندو ( بلند به آرام) دنبال می شود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

176 غنایی: [اصطلاح موسیقی ] یک دسته بندی صوتی بین دراماتیک و کلوراتورا ( سریع) که در انواع صدا می توان آن را مشاهده کرد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

177 شروع: [اصطلاح موسیقی ]شروع هر صدای صوتی ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

178 مزو سوپرانو: [اصطلاح موسیقی ] صدای اپرای زنانه بین سوپرانو و کنترالتو. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

179 آواگری: [اصطلاح موسیقی ] ایجاد کردن صدای صوتی. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

180 پاساژیو: [اصطلاح موسیقی ] یک عبارت ایتالیایی که به معنی �عبور� می باشد. این کلمه به نواحی گذرا در صدا اشاره دارد که در آن خواننده باید مراقبت بیشتری ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

181 تیز: [اصطلاح موسیقی ] زمانی که گام اندکی بالاتر از حد مورد نیاز باشد، صدا تیز می شود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

182 تشدید: [اصطلاح موسیقی ] این عبارت، یکی دیگر از عبارت مرتبط با کیفیت صدا می باشد مانند �تن صدا�. این عبارت به صورت خاص به این موضوع اشاره دارد که صدا ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

183 دانگ: [اصطلاح موسیقی ]بخشی از صدا که بر اساس کیفیت صدا و گاهی بازه صدا متمایز می شود، مانند صدای سینه ، صدای سر و فالستو (هر کدام از این عبارت ، پیش ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

184 کام گوشتی: [اصطلاح موسیقی ] ساختار عضلانی نرم در انتهای دهان که وقتی بالا بیاید، باعث می شود محفظه بینی از بقیه سیستم تنفسی مجزا شود و ازین رو باعث م ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

185 سوپرانو: [اصطلاح موسیقی ] بالاترین صدا در صدای زنانه. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

186 تن صاف: [اصطلاح موسیقی ] یک صدا بدون ویبراتو. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

187 اسکوییلو: [اصطلاح موسیقی ] یک عبارت دیگر برای کیفیت صدا که اشاره به یک صدای صاف و شفاف دارد که بعضی از خواننده ها از آن استفاده می کنند ، به خصوص در ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

188 تنور: [اصطلاح موسیقی ] دسته بندی برای صدای مردانه بالا. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

189 طنین صدا: [اصطلاح موسیقی ] مشابه با تن صدا، این عبارت نیز یکی از کیفیت های صدا را توصیف می کند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

190 تن: [اصطلاح موسیقی ] کیفیتی از صدا. معمولا به صورت تن های خش دار یا شفاف توصیف می شود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

191 بدون صدا: [اصطلاح موسیقی ] یک طرز بیان که در آن صامت ها بدون مصوت هستند مانند حرف های S یا T. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

192 لرزش صدا: [اصطلاح موسیقی ]یک تکنیک که در آن خواننده بین دو نوت مجاور، سریع صدای خودش را تغییر می دهد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

193 تارهای صوتی: [اصطلاح موسیقی ] این تارها در غشای تارهای صوتی قرار دارند که جایگاه آن ها در حنجره می باشد و وقتی که هوا از میان آن ها عبور می کند این ت ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

194 ویبراتو: [اصطلاح موسیقی ] نوسان طبیعی بین گام ها ( حتی وقتی که یک نوت ثابت اجرا می شود) که در بسیاری از صداهای خوانندگان وجود دارد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

195 صدای سوت: [اصطلاح موسیقی ] بالاترین دانگ صدا، که بالاتر از صدای سر ایجاد می شود و یکی از معروف ترین افرادی که این صدا را ایجاد کرده، Mariah Carey می ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

196 صدا دار: [اصطلاح موسیقی ]درست بر خلاف حالت های بی صدا که اشاره به صامت هایی دارد که برای تلفظ آن ها باید از مصوت استفاده کنیم مانند B یا Z ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

197 ارتعاش: [اصطلاح موسیقی ]وقتی که فاصله بین دو گام موجود در ویبراتو خیلی عریض باشد، این پدیده شکل می گیرد که باعث می شود صدا حالت ناپایدار داشته باشد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

198 هوا گردانی در فضای دهان [اصطلاح موسیقی ] خواننده برای فضا سازی هوا را به حالت چرخشی در فضای دهان به گردش در می آورد.
١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

199 ویبره ( لرزاندن صدا ) [اصطلاح موسیقی ]گاهی خواننده برای فضا سازی تعمدا در لحظه ای خاص صدایش را به لرزه در می آورد (البته باید توجه داشت اشخاصی که هنگ ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

200 فرود : [اصطلاح موسیقی ] پايين آمدن صداي ساز يا آواز براي اتمام گوشه (يا شروع گوشه اي ديگر در همان دستگاه يا دستگاه ديگر) ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|