پیشنهادهای رهگذر (١١,٨١٧)
خیلی خوشحالم
درجه یک
خوب میدونم
چرا زودتر دست به کار نشدم
کاری را بوسیله شخص دیگری انجام دادن
کاری را بوسیله شخص دیگری انجام دادن
دوز یادآور
اینقدر گفتم که زبونم مو درآورد
ترس از سخنرانی عمومی
یکدفعه الهام شدن
یه دفعه بهم الهام شد
استایل هنری و پیشرو
پیش میاد دیگه طبیعیه
دخل و خرجم به هم نمیخوره
درکش نمیکنم
این دیوونگیه باور نکردنیه
به حرف کسی اعتماد کردن
به حرفتون اعتماد میکنم حرفت قبول میکنم
در حال رفت و آمد هستم
باید سریع برم
بعداً جواب دادن بعداً پاسخ دادن
قابل شمارش نیست آنقدر تعداد زیاده که قابل شمارش نیست
براساس وقایع واقعی
داستان خیالی داستان ساختگی
منتشر شدن پخش شدن
خراب کردن ضدحال زدن گند زدن
خسته شدن
حوصله همه سر میره
این دیگه از کجا اومد؟
مشکل اینه که. .
خیلی با این تصمیم موافق نیستم
نمیتونی جلومو بگیری
با ذوق و شوق میام
همینجور اشک ریختم
جا خوردم باورم نشد
اصلا چنین آدمی نیست اهل این حرفا نیست
هیچ موقع فکرش رو نمی کردم
از وقتیکه بچه بودیم از بچگی
خیلی احساساتی شدن گریه کردن
چیز شوکه کننده ای هست که باید بشینم؟ قراره خیلی شوکه کننده باشه؟
از کلاغه. .
داره دود از سرم بلند میشه داره دود از گوشم میزنه بیرون
دو دقیقه دیگه
دقیقا به موقع رسیدن
Should یعنی باید ( بهتره ) Need to یعنی باید ( لازمه )
Should یعنی باید ( بهتره ) Need to یعنی باید ( لازمه )
سر در آوردن
دست به کار شدن
حال و هوای چیزی را بدست آوردن قلق چیزی را بدست آوردن