پیشنهادهای رهگذر (١١,٨٢٢)
دستم خورد چای رو لباسم ریخت
سرهم بندی کردن
حالا که صحبت از گذشته شد
شانس خیلی ضعیف
ورق داره برمیگرده اوضاع درحال تغییره
بیا غائله رو ختم کنیم
دعوا کردن اختلاف داشتن مشاجره کردن
شکم گرسنه دین و ایمان نمیشناسه شکم گرسنه دین و ایمان سرش نمیشه
چهارزانو نشستن
دیگه امیدی بهت نیست ! از دست رفتی
مدرسه رو پیچوندی؟
زیادی خودت نگیر !
گاف دادن اشتباه کردن گند زدن خرابکاری کردن
تصمیم با توئه الان تو باید یه کاری بکنی
پلک چشمت میپره
کمتر . . . بریز
بی قراری نکن خودتو ناراحت نکن غصه نخور نگران نباش
اعصابم خرد می کنه ناراحتم می کنه آزارم میده
منو درک می کنه منو می فهمه
معتاد به باشگاه عشق باشگاه عشق ورزش شیفته ورزش اهل ورزش
معتاد سفر عشق سفر اهل سفر شیفته سفر خوره سفر
معتاد به غذا کسی که به غذا خوردن علاقه شدید دارد. کسی که عاشق غذا و خوراکی هاست
خیلی بدبو
چه بخوای چه نخوای خواهی نخواهی همینجوری بدون فکر بی برنامه
آبکی شلکی مردد دودل
منظور بدی نداره نیتش خیره
حسابی خوش بگذرون حالشو ببر
وقت نکردم فرصت نکردم
قاطی کردن
اصلاً به هیچ عنوان عمراً
حرکت قشنگی بود کار خوبی بود
از حرفت پشیمونت میکنم کاری میکنم که از حرفت پشیمون بشی
استثنا قائل نمیشم فرقی نمیذارم
با کی کار دارین؟
بهش اعتماد کن بنا رو بر اعتماد بذار
دادگاه رسمی است
اعتراض وارده
حرفی ندارم دیگه حرفی ندارم دیگه چیزی برای گفتن ندارم بحث تموم شد
خیالاتی شدم
سر زبونا افتاده نقل محافل شده
خبرا زود میپیچه! خبرها زود میرسه
تو هیچی نمیدونی
بیا زیاد به این موضوع نپردازیم زیاد بهش فکر نکنیم
بنا به گفته همه طبق گفته ها بنابر عقیده عموم
ادعای بی گناهی میکنم
خیانت در امانته!
تصمیم آخر من میگیرم همه کاره منم
هیچکی نمیتونه منکرش بشه
گوشم وزوز میکنه
یه اتفاقی داره میوفته!