willy nilly

/ˈwɪliˈnɪli//ˈwɪliˈnɪli/

خواهی نخواهی، بالیت و لعل، خواه و ناخواه، با بی میلی، ناچار، بالاجبار، ناخواسته، بهر حال، در هر حال

بررسی کلمه

قید ( adverb )
• : تعریف: whether one agrees or not; without having a choice; perforce.

- He must willy-nilly give up his prize.
[ترجمه sohi myari] اوباید بالاجبار بیخیال جایزه خود شود.
|
[ترجمه Negin] اون بخواد نخواد باید بیخیال جایزش بشه
|
[ترجمه گوگل] او باید خواه ناخواه از جایزه خود صرف نظر کند
[ترجمه ترگمان] او باید willy را رها کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: happening or done regardless of one's wishes.

انگلیسی به انگلیسی

• if something happens to you willy-nilly, it happens whether you like it or not; an informal word.

پیشنهاد کاربران

( در روان شناسی ) برای توصیف چیزی با مفهوم منفی به کار می رود
بخوای نخوای
منابع• https://www.instagram.com/reel/C12HoCbCi2y
مترادف با :
take it or leave it
like it or lump it
به معنی :همینه که هست ، چه بخوای چه نخوای، میخوای بخواه نمیخوای نخواه و…
هرهری، سهل الوصولانه، با سهل انگاری
خواه ناخواه
یرخی
به هر حال
Willy - nillyبه معنی چه بخوای چه نخوای بستگی به subject جمله دارد مثلا
Willy - nilly l should wash my car, because my car is dirty.
به صورت اله بختکی و بدون برنامه ریزی قبلی کاری را انجام دادن.
خواهی نخواهی
چه بخواهی چه نخواهی
به طور تصادفی
دلبخواهی، دیمی
چه بخواهد چه نخواهد
یک اصطلاح است یعنی: چه بخوای چه نخوای!
همینجوری - الکی - کم و بیش
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)

بپرس