پیشنهاد‌های رهگذر (١٣,٣٨١)

بازدید
١٩,٠٩٣
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاله زنک بازی خبر داغ پته کسی روی آب ریختن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُرده ( از خنده ) ترکیده روده بر از خنده پوکیده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُپ کرده برق از سر پریده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ختم کلام! والسلام همینه که هست ( مفهوم اصطلاحی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حفظ آرامش جلوگیری از تنش و درگیری ادامه کار به صورت روان و مسالمت آمیز این عبارت مانند روغن کاری موتور، به کارکرد نرم و بدون مشکل اشاره دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلیشه ای کپی پیست سطحی جوگیر به کسی ( یا چیزی ) گفته می شود که بیش ازحد معمولی و دنباله رو مُد است و هیچ خلاقیتی از خودش ندارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معرکه تراش خورده خفن فک انداز مثال: . Your outfit is snatched تیپت حرف ندارد!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مفت نشین وقتی نمی توانید دست از فکر کردن به چیزی ( یا کسی ) بردارید، یعنی آن موضوع دارد در مغزِ مبارکِ شما بدون پرداخت اجاره زندگی می کند. این اصطلا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حله هستم پایه م بزن بریم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انرژی نقش اول یعنی فرد طوری رفتار می کند که انگار سوپراستار فیلم زندگی است و بقیه فقط سیاهی لشکر ( NPC ) هستند. این آدم ها معمولاً مجلس را دست می گیر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازسازی پوست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

التهاب پوست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازسازی لایه سطحی پوست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست بردار ول کن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو برای من باارزشی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گذاشتن دنده در حالت حرکت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودروی دنده دستی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داخل ماشین زندگی کردن گذاشتن تمام وسایل در ماشین و خوابیدن در آن ( معمولاً به این دلیل که فرد محل سکونت مناسبی ندارد. )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماشین قدرتمند خودرویی با عملکرد بالا با موتوری بزرگ و قدرتمند که برای شتاب زیاد و سرعت بالا طراحی شده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازگشت دوباره به ماشین بعد از یک وقفه و استراحت خارج از آن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خط انداختن استفاده از کلید برای خراشیدن رنگ روی ماشین شخصی ( اصطلاح غیر رسمی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودروی فراری وسیله نقلیه ای که توسط یک مجرم برای فرار از صحنه جنایت استفاده می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدایت به سمت ( چیزی ) وسیله نقلیه را به سوی چیزی هدایت یا هدف قرار دادن که باعث تصادف می شود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دور شدن از ( کسی یا چیزی ) هدایت وسیله نقلیه در جهتی دور از کسی یا چیزی به منظور اجتناب از تصادف

پیشنهاد
٠

کوبیدن ماشین به چیزی بلند و باریک، مانند تیر چراغ یا درخت، از کنار، به ویژه به گونه ای که ماشین به معنای واقعی کلمه به اطراف تا شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سرعت پا روی ترمز گذاشتن ترمز کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدایت کردن خودرو به سمت جایی یا چیزی

پیشنهاد
٠

حافظه داغون داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمار محبوبیت نرخ محبوبیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبور کردن هدایت خودرو از میان چیزی مدیریت وسیله نقلیه از برخی موانع یا شرایط آب و هوایی دشوار، خطرناک یا نامطلوب جهت یابی یا مانور دادن وسیله نقلی ...

پیشنهاد
٠

بیرون چه خبره؟ هوا چطوره؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذهن باز فکر تازه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پشت سرهم یک کله

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از خستگی له و آورده شدم! له شدم از خستگی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمع وجور کردن وسایل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بریم بخوابیم شب بخیر بگیم ( پایان دادن به کار ( در شب یا مهمانی ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیگه بسه، بقیه ش واسه فردا بیا تعطیلش کنیم کار را تعطیل کنیم برای امروز بس است خسته نباشید ( پایان دادن به کار ( در روز ) )

پیشنهاد
٠

منظور اصلی من اینه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصل حرف اینه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیش از حد ریسک کردن

پیشنهاد
٠

دست های کثیف نشانه ای از پول تمیز ( حلال ) است!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حتما خواهش میکنم قابلی نداشت صددرصد معلومه آره دیگه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیپ زدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر کارت گذاشتم ایستگاهت رو گرفتم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از اول شروع کردن به نقطه صفر بازگشتن سر خونه اول رفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا لحظه آخر نفس گیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقم تقریبی تخمین حدودی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحول آفرین تعیین کننده بازی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقطه عطف لحظه تعیین کننده