پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٨١)
خاله زنک بازی خبر داغ پته کسی روی آب ریختن
مُرده ( از خنده ) ترکیده روده بر از خنده پوکیده
کُپ کرده برق از سر پریده
ختم کلام! والسلام همینه که هست ( مفهوم اصطلاحی )
حفظ آرامش جلوگیری از تنش و درگیری ادامه کار به صورت روان و مسالمت آمیز این عبارت مانند روغن کاری موتور، به کارکرد نرم و بدون مشکل اشاره دارد.
کلیشه ای کپی پیست سطحی جوگیر به کسی ( یا چیزی ) گفته می شود که بیش ازحد معمولی و دنباله رو مُد است و هیچ خلاقیتی از خودش ندارد.
معرکه تراش خورده خفن فک انداز مثال: . Your outfit is snatched تیپت حرف ندارد!
مفت نشین وقتی نمی توانید دست از فکر کردن به چیزی ( یا کسی ) بردارید، یعنی آن موضوع دارد در مغزِ مبارکِ شما بدون پرداخت اجاره زندگی می کند. این اصطلا ...
حله هستم پایه م بزن بریم
انرژی نقش اول یعنی فرد طوری رفتار می کند که انگار سوپراستار فیلم زندگی است و بقیه فقط سیاهی لشکر ( NPC ) هستند. این آدم ها معمولاً مجلس را دست می گیر ...
بازسازی پوست
التهاب پوست
بازسازی لایه سطحی پوست
دست بردار ول کن
تو برای من باارزشی
گذاشتن دنده در حالت حرکت
خودروی دنده دستی
داخل ماشین زندگی کردن گذاشتن تمام وسایل در ماشین و خوابیدن در آن ( معمولاً به این دلیل که فرد محل سکونت مناسبی ندارد. )
ماشین قدرتمند خودرویی با عملکرد بالا با موتوری بزرگ و قدرتمند که برای شتاب زیاد و سرعت بالا طراحی شده است.
بازگشت دوباره به ماشین بعد از یک وقفه و استراحت خارج از آن
خط انداختن استفاده از کلید برای خراشیدن رنگ روی ماشین شخصی ( اصطلاح غیر رسمی )
خودروی فراری وسیله نقلیه ای که توسط یک مجرم برای فرار از صحنه جنایت استفاده می شود.
هدایت به سمت ( چیزی ) وسیله نقلیه را به سوی چیزی هدایت یا هدف قرار دادن که باعث تصادف می شود
دور شدن از ( کسی یا چیزی ) هدایت وسیله نقلیه در جهتی دور از کسی یا چیزی به منظور اجتناب از تصادف
کوبیدن ماشین به چیزی بلند و باریک، مانند تیر چراغ یا درخت، از کنار، به ویژه به گونه ای که ماشین به معنای واقعی کلمه به اطراف تا شود.
به سرعت پا روی ترمز گذاشتن ترمز کردن
هدایت کردن خودرو به سمت جایی یا چیزی
حافظه داغون داشتن
آمار محبوبیت نرخ محبوبیت
عبور کردن هدایت خودرو از میان چیزی مدیریت وسیله نقلیه از برخی موانع یا شرایط آب و هوایی دشوار، خطرناک یا نامطلوب جهت یابی یا مانور دادن وسیله نقلی ...
بیرون چه خبره؟ هوا چطوره؟
ذهن باز فکر تازه
پشت سرهم یک کله
از خستگی له و آورده شدم! له شدم از خستگی
جمع وجور کردن وسایل
بریم بخوابیم شب بخیر بگیم ( پایان دادن به کار ( در شب یا مهمانی ) )
دیگه بسه، بقیه ش واسه فردا بیا تعطیلش کنیم کار را تعطیل کنیم برای امروز بس است خسته نباشید ( پایان دادن به کار ( در روز ) )
منظور اصلی من اینه
اصل حرف اینه
بیش از حد ریسک کردن
دست های کثیف نشانه ای از پول تمیز ( حلال ) است!
حتما خواهش میکنم قابلی نداشت صددرصد معلومه آره دیگه
تیپ زدن
سر کارت گذاشتم ایستگاهت رو گرفتم
از اول شروع کردن به نقطه صفر بازگشتن سر خونه اول رفتن
تا لحظه آخر نفس گیر
رقم تقریبی تخمین حدودی
تحول آفرین تعیین کننده بازی
نقطه عطف لحظه تعیین کننده