انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
از اول شروع کردن
به نقطه صفر بازگشتن
سر خونه اول رفتن
به نقطه صفر بازگشتن
سر خونه اول رفتن
از اول شروع کردن.
وقتی یکی میگه
back to square one
یعنی: برگشتیم به خونه اول.
یعنی: برگشتیم به خونه اول.
اصطلاح
یعنی باید از اول روی یک برنامه دوباره کار کنید، زیرا تلاش قبلی شما به طور کامل شکست خورده است.
از اول، دوباره کاری را شروع کردن ( به دلیل شکست، ناکامی، عدم موفقیت و. . . )
برگشتیم سر خونه اول
... [مشاهده متن کامل]
مثال؛
The software crashed and I lost all my work. It's back to square one for me.
نرم افزار از کار افتاد و تمام کارم را از دست دادم. برای من برگشت به نقطه صفر است.
Our initial idea didn't work, so we're back to square one with this project.
ایده اولیه ما جواب نداد، پس در این پروژه برگشتیم سر خونه اول.
After months of dating, they broke up. Now he's back to square one again.
بعد از ماه ها آشنایی، آن ها از هم جدا شدند. حالا او دوباره برگشته به نقطه صفر.
یعنی باید از اول روی یک برنامه دوباره کار کنید، زیرا تلاش قبلی شما به طور کامل شکست خورده است.
از اول، دوباره کاری را شروع کردن ( به دلیل شکست، ناکامی، عدم موفقیت و. . . )
برگشتیم سر خونه اول
... [مشاهده متن کامل]
مثال؛
نرم افزار از کار افتاد و تمام کارم را از دست دادم. برای من برگشت به نقطه صفر است.
ایده اولیه ما جواب نداد، پس در این پروژه برگشتیم سر خونه اول.
بعد از ماه ها آشنایی، آن ها از هم جدا شدند. حالا او دوباره برگشته به نقطه صفر.
سر خانه اول برگشتن
مثال:
you are back to square one.
مثال:
معادل back to the drawing board : به معنی برگشت به پله اول
به دلیل شکست یا موفق نشدن در کاری آن را از ابتدا شروع کردن
سر خونه اول رفتن
روز از نو، روزی از نو