پیشنهادهای نسترن (٢٩١)
١,٩٩٨
١ سال پیش
٢
نمایاندن
١ سال پیش
٠
درونه
١ سال پیش
٠
بدگمان
١ سال پیش
١
تا همین. . . ( مثلا: تا همین پارسال )
١ سال پیش
٠
پیشبرد
١ سال پیش
٠
توسعه خواهانه
١ سال پیش
١
ممنوعه
١ سال پیش
٠
فسادآمیز
١ سال پیش
٠
جانیان
١ سال پیش
٠
شلیک به قصد کشت
١ سال پیش
٠
نماد چیزی بودن
١ سال پیش
٢
از آنِ کسی بودن
١ سال پیش
٣
کاربلد
١ سال پیش
٠
تازش
١ سال پیش
١
از همان آغاز
١ سال پیش
٢
دست و پا کردن، فراهم آوردن
٢ سال پیش
٢
کمک رسانی
٢ سال پیش
٢
دستگاه حاکم، دستگاه حکومت، دستگاه حاکمیت، حاکمیت
٢ سال پیش
٠
اقدام جنجالی
٢ سال پیش
١
پای فشردن، پافشاری
٢ سال پیش
٠
با آنکه
٢ سال پیش
٠
به میان آوردن
٢ سال پیش
٠
گذشته از
٢ سال پیش
٢
عملکرد
٢ سال پیش
١
به باد انتقاد گرفتن
٢ سال پیش
٠
خرده گرفتن
٢ سال پیش
٠
مالایایی
٢ سال پیش
٠
کشش
٢ سال پیش
٣
بی کم و کاست
٢ سال پیش
٠
سیاست زده
٢ سال پیش
٠
دربست
٢ سال پیش
٠
درس خوانده
٢ سال پیش
٠
شالوده
٢ سال پیش
٣
دست گذاشتن روی چیزی، چیزی ر ا از آن خود دانستن
٢ سال پیش
١
مطرح شدن
٢ سال پیش
٣
حاوی
٢ سال پیش
٢
فرمانبردار ، فرمان بر، سر به راه، مطیع، آرام، تحت کنترل، تسلیم
٢ سال پیش
١
فرادست
٢ سال پیش
١
�تمام�؛ مثلا در عبارت �با قدرت تمام�
٢ سال پیش
٠
شکوفا شدن
٢ سال پیش
٢
گاهی اوقات می تونه به معنای �آوازه� باشه.
٢ سال پیش
١
به بهای
٢ سال پیش
٠
کم برخوردار
٢ سال پیش
٠
نام نویسی شده
٢ سال پیش
١
به صراحت، به روشنی
٢ سال پیش
٠
آشکارا، به وضوح
٢ سال پیش
٠
به طور مشترک، توأمان
٢ سال پیش
٠
در برخی موارد، می تونه به معنی راهکار باشه.
٢ سال پیش
٠
بخشودگی