افسانه، سرگذشت، قصه، حکایت دستان هم گفته اند ( اسم ) ۱ - سر گذشت حکایت . ۲ - افسانهقصه . ۳ - مشهور زبانزد خاص و عام . ظاهرا نام محلی بوده است در بسطام
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - سرگذشت . ۲ - قصه ، حکایت . ۳ - مشهور ، زبانزد خاص و عام .
فرهنگ عمید
۱. افسانه. ۲. سرگذشت، حکایت دستان. ۳. قصه. ۴. مثل. * داستان راندن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] ۱. داستان گفتن، قصه گفتن. ۲. حکایت کردن. * داستان زدن: (مصدر لازم ) [قدیمی] ۱. افسانه گفتن. ۲. مثل زدن: شگفت آمدش داستانی بزد / که دیوانه خندد ز کردار خود (فردوسی: ۳/۳۷۶ ). * داستان شدن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] مشهور شدن، بلندآوازه شدن: از مردمی میان جهان داستان شدی / جز داستان خویش دگر داستان مخوان (فرخی: ۲۹۷ ).
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] داستان، تصویری عینی از چشم انداز و برداشت نویسنده از زندگی است. داستان، تصویری عینی از چشم انداز و برداشت نویسنده از زندگی است. هر نویسنده فکر و اندیشه ی معینی درباره ی زندگی دارد یا نحوه ی برخوردش با زندگی، فلسفه ی زندگی او را مجسم می کند. در ضمن هر نویسنده چون هر کس دیگر، احساس به خصوصی از زندگی دارد و این احساس با فکر و اندیشه ی او در ارتباط است. در واقع افکار و اندیشه ها را نمی توان از احساسات و عواطف جدا کرد. این افکار و احساسات گاهی به هم آمیخته و پیوسته اند و گاه در برابر هم قرار می گیرند و از این رو ممکن است نویسنده ای قادر نباشد احساسات خود را با افکاری که برایش مهم است، مرتبط کند. اما می تواند این احساسات را در تخیل (شخصیت ها یا عمل داستانی) تشریح و تجربه کند، از همین رو داستان را می آفریند. بنابراین داستان، نمایش کوششی است که سازگاری افکار و عواطف را موجب می شود. معانی داستان داستان، دو معنای عام و خاص دارد. ← معنای عام غالبا به قصه (اسطوره، حکایت اخلاقی، افسانه ی تمثیلی، افسانه ی پریان، افسانه ی پهلوانان)، داستان کوتاه (داستانک، داستان بلند)، رمان (رمان کوتاه، ناولت)، رمانس (رمانس روستایی، رمانس شهسواری، رمانس عاشقانه) و آثار وابسته به آنها ادبیات داستانی می گویند. شخصیت پردازی ...
داستان (فیلم ۱۹۵۰). داستان ( به هندی: Dastan ) فیلمی محصول سال ۱۹۵۰ و به کارگردانی عبدالرشید کاردار است. در این فیلم بازیگرانی همچون ثریا، راج کاپور، وینا، مراد ایفای نقش کرده اند.
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف
دانشنامه آزاد فارسی
داستان (fiction) در ادبیات، اثری که همۀ محتوا، یا بخش عمدۀ آن، ابداع شده باشد. داستان به آثار منثور تخیلی و روایی (مانند رمان یا داستان کوتاه) اطلاق می شود، و با نوشته های غیرداستانی (مانند تاریخ، زندگی نامه، یا شرح رخدادهای واقعی) و شعر فرق دارد. با وجود این، قالب داستانی صرفاً به ادبیات منثور اختصاص ندارد؛ شعر هم ممکن است چنین قالبی داشته باشد. برخی گونه های ادبی، مانند رمان تاریخی، غالباً طرحی داستانی را با حوادث واقعی ترکیب می کنند؛ زندگی نامه ها هم گاهی با حوادث یا گفت و گوهای تخیلی در قالب داستان عرضه می شوند. نیز ← رمان؛ داستان_کوتاه؛ داستان نویسی در ایران.
منبع. عکس نامهٔ باستان دکتر میر جلال الدین کزازی زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود. ... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴ • تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴ • حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است ) • فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵ • غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶ • فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
دست به معنای حد و حدود میباشد ؛ استعاره از توان در داس اشاره به قوس دارد در داستان اشاره به کش و قوس دارد دستکم = حد اقل دوستان = حدود و آشنایان داستان = محدوده = موضوع = caption = کاپ = ظرف = ظرفیت و گنجه و داستان ... [مشاهده متن کامل]
در دست من نیست = در اختیار ( حد و محدوده ) من نیست. خود حد هم از قد و کد آمده ( کت و کول )
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
داستان:افسانه. راستان:پدیده. راستان است یا داستان:پدیده است یاافسانه.
گاهی اوقات می تونه به معنای �آوازه� باشه.
داستان ( به هندی: Kahaani ) فیلمی معمایی و رازآلود محصول سال ۲۰۱۲ و به کارگردانی سوجوی گوش است. در این فیلم بازیگرانی همچون ویدیا بالان، پارامبراتا چاترجی، نوازالدین صدیقی، ایندرانیل سنگوپتا، ساواتا چاترجی ایفای نقش کرده اند. این فیلم یکی از بهترین آثار فیلم های معمایی محسوب می شود که امتیاز بالایی را از سوی وبگاه IMDB و منتقدان کسب کرد. ... [مشاهده متن کامل]
در سال ۲۰۱۶ دنباله این فیلم با نام داستان ۲ ساخته شد. • داستان ۲
داستان واژه ای فارسی است که برگرفته از �داستان� به معنای حکایت و قصه در فارسی میانه می باشد و با واژه �دستا� در زبان اوستایی و به معنای دانش هم ریشه می باشد.
داَستاَن
واژه داستان معادل ابجد 516 تعداد حروف 6 تلفظ dāstān نقش دستوری اسم ترکیب ( اسم ) [پهلوی: dāstān] مختصات ( اِ. ) آواشناسی dAstAn الگوی تکیه WS شمارگان هجا 2 منبع لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی عمید فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی هوشیار واژگان مترادف و متضاد
داستان به زبان سنگسری اسنِک adenek
داستان👈🏻قصه 👈🏻 story سرگذشت👈🏻 حکایت 👈🏻 tale افسانه👈🏻 اسطوره 👈🏻 myth
کۆردی: چیروک
حکایت . . . . . قصه . . . سمر . . .
داستان داره این اکانت
narrative
داستان فارسی مرکب از دو بخش ( دا ستان ) که ( دا ) به معنی آفریدن ؛ ابداع و ( ستان ) پسوند به معنی ( جایگاه ) ورویهم به معنی محل آ فرینش و ابداع چیزی
داستان: در پهلوی داتستان dātestān بوده است. به معنی نامه ی داد که در پارسی در معنی حکایت بکار برده شده است . ( ( یکی نامه بود از گه باستان فراوان بدو اندرون داستان ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 213 )
داستان: پیغام [ گر ایدون که باشید همداستان؛ فرستم به رستم یکی داستان] نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ص ۳۱۸.