تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

در متون جنایی - > سر نخ مثال : I have a new motive on the Scanlon case.

تاریخ
١٦ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

مزدور، آدم کش، قاتل اجاره ای/قراردادی - > کسی که در ازای دریافت پول، برای شما آدم می کشد.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

در اصطلاحات جنایی - > به باقی مانده باروت بر روی سطح مثلاً : لباس، دستکش و . . . گفته میشود.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در اسپانیایی به معنی - > آب.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

تو قول دادی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

پرده برداشتن از یک ماجرا، انتشار یک خبر مهم/جدید.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

در مورد پول - > خرج کردن، قمار کردن، دور ریختن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

توضیح دادن، توجیه کردن، عذرخواهی کردن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

به کسی حمله کردن، ضربه زدن، مشت زدن، بالا بردن دست برای اینکه بزنی طرف رو.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

زیاده روی کردن، از حد و مرزها خارج شدن.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

نوبت منه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

کشاندن کسی به جایی/سمتی. مثال : they're just trying to suck you over in front of the window so the sniper can get a clean shot at. . .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انقلاب فرهنگی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با چیزی ( مشکلی، مسئله ای ) کنار آمدن، پذیرفتن یک مشکل/مسئله/موضوع/. . . .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شرکت وصول مطالبات/بدهی ها.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خبری فوری، خبر ناگهانی، تازه ترین خبر، آخرین خبر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

داشتم باهات شوخی میکردم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

غم و غصه ها را : از یاد بردن، دور کردن، شستن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

عجب فکری/ایده ای.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

معادل : قیافه نگیر برا ما، پیس و افاده بازی رو بذار کنار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی جاها به معنی - > کراوات.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جاسوسی صنعتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جدی شدن، هیجان انگیز شدن. مثال : Things are heating up.

پیشنهاد
٠

فقط سر و صدا داره اما کاری از دستش بر نمیاد، حرف هاش بیشتر از عملش هست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مأمور دولت، مأمور خزانه داری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پروانه/مجوز ( فروشگاه ) مشروب فروشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فکر کنید، معما رو حل کنید، آماده باشید، حواستون رو جمع کنید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آماده شدن، رو به راه شدن، راه افتادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محض اطلاع، یا برای اطلاع بیشتر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گروه کُر موسیقی مذهبی مسیحی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صدمه دیدن، آسیب دیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترسوندن کسی، دادن حس ناخوشایند به یه نفر، معذب کردن یه نفر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلاه برداری کردن، به جیب زدن، اختلاس کردن، دزدیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی قایق ماهیگیری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به منظور اشاره به "کلاهبرداری مالی".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبور از یک تگنا/فاجعه/مرحله/مسیر/روند.

پیشنهاد
٠

گلویم خشک شده بود، صدام گرفته بود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اختلاس کردن، بالا کشیدن پول، برداشت کردن پول بدون اجازه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عمراً، اصلاً، نه بابا، به هیچ وجه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اصطلاح به معنی :سلام برسون، سلام منو برسونید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حال وخیم، وضعیت ( مالی ) بد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه دسته/توده/انبوه آدم که روی هم افتادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افسرده/غمگین/ناراحت به نظر می رسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من آن موجود ( هیولا ) هستم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این یکی دیگه آخرشه، حرف نداره، عالیه، خیلی خفنه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراسم کلنگ زنی یک پروژه، آغاز عملیات ساخت و ساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همانطور که دستور داده شد، حاضر شدم؛ طبق دستور حاضرم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسکیت باز، اسکیت سوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودستایی، تعریف از خود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی حس مرموز، حدس و گمان، دلشوره، حس بد و عجیب.