ترجمه‌های مصطفی نوروزی (١٤)

بازدید
٣٠٣
تاریخ
٣ روز پیش
متن
He found himself stymied by an old opponent.
دیدگاه
٠

او خود را در برابر یک دشمن قدیمی، ناکام ( یا بی چاره ) دید

تاریخ
١ هفته پیش
متن
A perfunctory love lost evolve into black and white color.
دیدگاه
٠

عشقی که از سر بی علاقگی ( سرسری ) بوده باشد، پس از از دست رفتن، به رنگ سیاه و سفید ( کنایه به بی روح بودن ) تبدیل میشود

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
They filled the crib with feed.
دیدگاه
٠

آنها آخور را پر از علوفه کردند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The horses were crunching their straw at their manger.
دیدگاه
٠

اسب ها در حال خرد کردن ( خوردن ) ( یا جویدن ) کاه خود در آخورشان بودند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Five years ago a band of malcontents, mainly half-educated radicals, seized power.
دیدگاه
٠

�پنج سال پیش، گروهی ناراضی که عمدتاً رادیکال های نیمه تحصیل کرده بودند، قدرت را به دست گرفتند. �

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Anybody who enjoys this is a masochist.
دیدگاه
٠

�هر کسی که از این [کار/وضعیت . . . ] لذت می برد، یک مازوخیست ( آزارطلب ) است. �

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
I hate to be blunt, Frankie, but she just didn't strike me as being very ladylike.
دیدگاه
٠

از اینکه بی پرده و رک باشم بیزارم، ( اقای ) فرانکی، اما او فقط با اینکارش نیش شرو به من نزد بلکه بعنوان یک خانم باوقار انتظاری ازش نداشتم.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
She carried her car keys on an ostentatious gold key ring.
دیدگاه
٠

او کلیدهای ماشینش را ( برای جلب توجه ) روی یک جاکلیدی طلای خودنمایانه و پر زرق و برق حمل می کرد.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
I had to panhandle two bits for the bus.
دیدگاه
٠

من مجبور شدم ( two bits =سنت25 ) برای کرایه اتوبوس گدایی کنم . ( هر bit حدود 12. 5 سنت و یک چهارم دلار است

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Anybody who enjoys this is a masochist.
دیدگاه

هر کس از این موضوع لذت ببرد یک فرد مبتلا به سادیسم است.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The employees complained that the cafeteria food lacked variety.
دیدگاه
٨

کارمندان از اینکه رستوران غذاهای متنوعی ندارد ، شاکی بودند.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
His performance yesterday was his swan song as an actor.
دیدگاه
١

نمایش دیروز او آخرین اثر هنری او بعنوان یک هنرپیشه بود.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Joe gave Sue a snow job and she believed every word of it.
دیدگاه

جو به سو یک سنبل کاری ارایه داد و معتقد بود که چیزی از قلم نیفتاده است.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
She was running to catch a red-eye to New York.
دیدگاه
٢

او عجله داشت تا به پرواز شبانه به مقصد نیویورک برسد.