ترجمه‌های مصطفی نوروزی (١٤)

بازدید
٣٣٦
تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He found himself stymied by an old opponent.
دیدگاه
٠

او خود را در برابر یک دشمن قدیمی، ناکام ( یا بی چاره ) دید

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A perfunctory love lost evolve into black and white color.
دیدگاه
٠

عشقی که از سر بی علاقگی ( سرسری ) بوده باشد، پس از از دست رفتن، به رنگ سیاه و سفید ( کنایه به بی روح بودن ) تبدیل میشود

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
They filled the crib with feed.
دیدگاه
٠

آنها آخور را پر از علوفه کردند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The horses were crunching their straw at their manger.
دیدگاه
٠

اسب ها در حال خرد کردن ( خوردن ) ( یا جویدن ) کاه خود در آخورشان بودند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Five years ago a band of malcontents, mainly half-educated radicals, seized power.
دیدگاه
٠

�پنج سال پیش، گروهی ناراضی که عمدتاً رادیکال های نیمه تحصیل کرده بودند، قدرت را به دست گرفتند. �

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Anybody who enjoys this is a masochist.
دیدگاه
٠

�هر کسی که از این [کار/وضعیت . . . ] لذت می برد، یک مازوخیست ( آزارطلب ) است. �

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
I hate to be blunt, Frankie, but she just didn't strike me as being very ladylike.
دیدگاه
٠

از اینکه بی پرده و رک باشم بیزارم، ( اقای ) فرانکی، اما او فقط با اینکارش نیش شرو به من نزد بلکه بعنوان یک خانم باوقار انتظاری ازش نداشتم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She carried her car keys on an ostentatious gold key ring.
دیدگاه
٠

او کلیدهای ماشینش را ( برای جلب توجه ) روی یک جاکلیدی طلای خودنمایانه و پر زرق و برق حمل می کرد.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
I had to panhandle two bits for the bus.
دیدگاه
٠

من مجبور شدم ( two bits =سنت25 ) برای کرایه اتوبوس گدایی کنم . ( هر bit حدود 12. 5 سنت و یک چهارم دلار است

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Anybody who enjoys this is a masochist.
دیدگاه

هر کس از این موضوع لذت ببرد یک فرد مبتلا به سادیسم است.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The employees complained that the cafeteria food lacked variety.
دیدگاه
٨

کارمندان از اینکه رستوران غذاهای متنوعی ندارد ، شاکی بودند.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
His performance yesterday was his swan song as an actor.
دیدگاه
١

نمایش دیروز او آخرین اثر هنری او بعنوان یک هنرپیشه بود.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Joe gave Sue a snow job and she believed every word of it.
دیدگاه

جو به سو یک سنبل کاری ارایه داد و معتقد بود که چیزی از قلم نیفتاده است.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
She was running to catch a red-eye to New York.
دیدگاه
٢

او عجله داشت تا به پرواز شبانه به مقصد نیویورک برسد.

١