دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٣٢١
رتبه در دیکشنری
٧,٣٨٧
لایک
٣٤
دیسلایک
١٦
جدیدترین پیشنهادها
١ هفته پیش
٠
شخصی که به طور چشمگیری موفق است، به خصوص کسی که حس حسادت یا خصومت را به خود جلب می کند. تو چشم بودن . نمونه هایی ازاین سندرم ( علامت مرض ) نادیده گرف ...
٦ ماه پیش
٠
To draw in one's horns
٢ سال پیش
٠
صبور بودن، با صبر بر خشم خود غلبه کردن To wait, sometimes so that one becomes calmer or more composed. You need to cool your heels for a minute and ...
٤ سال پیش
٠
خوشبین، الهام بخش، تاثیر گذار و خوش مشرب، شاد و مثبت، جذاب
٤ سال پیش
٢
اعتراض مدنی
جدیدترین ترجمهها
٣ روز پیش
He found himself stymied by an old opponent.
٠
او خود را در برابر یک دشمن قدیمی، ناکام ( یا بی چاره ) دید
١ هفته پیش
A perfunctory love lost evolve into black and white color.
٠
عشقی که از سر بی علاقگی ( سرسری ) بوده باشد، پس از از دست رفتن، به رنگ سیاه و سفید ( کنایه به بی روح بودن ) تبدیل میشود
٢ هفته پیش
The horses were crunching their straw at their manger.
٠
اسب ها در حال خرد کردن ( خوردن ) ( یا جویدن ) کاه خود در آخورشان بودند.
٢ هفته پیش
Five years ago a band of malcontents, mainly half-educated radicals, seized power.
٠
�پنج سال پیش، گروهی ناراضی که عمدتاً رادیکال های نیمه تحصیل کرده بودند، قدرت را به دست گرفتند. �
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.