پیشنهادهای مصطفی نوروزی (١١)
شخصی که به طور چشمگیری موفق است، به خصوص کسی که حس حسادت یا خصومت را به خود جلب می کند. تو چشم بودن . نمونه هایی ازاین سندرم ( علامت مرض ) نادیده گرف ...
To draw in one's horns
صبور بودن، با صبر بر خشم خود غلبه کردن To wait, sometimes so that one becomes calmer or more composed. You need to cool your heels for a minute and ...
خوشبین، الهام بخش، تاثیر گذار و خوش مشرب، شاد و مثبت، جذاب
اعتراض مدنی
مشکلات تاندونی
نقش بازی کردن، ظاهرا قبول کردن she felt that she had to play along or risk losing her job. او حس کرد که یا بایددر ظاهر ( به پیشنهادی ) قبول کند ویا ...
زیر نظر گرفتن the police have been skating out the club for weeks.
دست به هر ترفندی زدن some politicians are very good at playing hardball. بعضی از سیاستمداران برای رسیدن به مقصود خویش بسیار خوب میتوانند به هر ترفند ...
از وقت و فرصتت استفاده کن
احساساتی عمل کردن ( خارج از کنترلنه منطقی عملکردن )