دیکشنری
بپرس
جدیدترین پیشنهادها
این کلمه در انگلیسی روزمره کلمه رایجی نیست. داده های فراوانی نشان می دهد که در انگلیسی نوشتاری مدرن، کمتر از ۰. ۰۱ بار در هر میلیون کلمه ظاهر می شود. ...
Nauseous /ˈnɔʃəs, - ziəs/ ( adj - a very common English word. While traditionally it meant "causing nausea, " like a sickening smell, in modern, ever ...
Jilt /dʒɪlt/ ( v & n, here just verb use - It is moderately common but specialized. While most native speakers recognize it, it is primarily used in ...
Take the lid off ( something ) ( idiom - a common, informal idiomatic expression ) – meaning: reveal or expose a secret, often something unpleasant, ...
Machine /məˈʃiːn/ ( n - It is a common, informal term in this context. It is used especially in specific phrases such as “political machine, ” “gover ...
جدیدترین ترجمهها
این روزا ما فقط خانوادگی سرگرم می شویم ( و یا فقط در جمع خانواده سرگرم می شویم )
جدیدترین پرسشها
Regardless of what AI says about it, which is easily available on Google and the general definitions given by different dictionaries, what is exactly the technical and psychological difference between monomania and obsession?
جدیدترین پاسخها
منظور از قانون قلب ها چیه؟ یه روش یا علم تشریح کلماته؟ چطور میشه یادش گرفت؟
جناب آقای رستا، ضمن تشکر بابت بازخوردتون نسبت به پاسخ، من فکر میکنم جواب به قسمت اول سؤال شما، درباره «چیستیِ» این عنوان و روش است (what ) و پاسخ آن داده شده و اما در مورد قسمت دوم سؤال یعنی «چگونگی ...
منظور از قانون قلب ها چیه؟ یه روش یا علم تشریح کلماته؟ چطور میشه یادش گرفت؟
مطلب زیر پاسخ شما توسط هوش مصنوعی است که با توجه به ذکر منابع مستند قابل اعتلا است: «قانون قلبها» یا «علم الحروف» (که نباید با علم حروف عرفانی اشتباه شود) یک روش خاص در زبان عربی و تفسیرهای بلاغی اس ...
این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست از دیدهٔ شاهیست و دل دستوریست هر کاسهٔ می که بر کف مخموریست از عارض مستی و لب مستوریست ✏ «خیام»
بنا به خواستهی دل و دستور (فردی صاحب مقام ساخته شده است)
بهترین معادل فارسی برای کلمه entity به معنی موجودیت مستقل و مجزا چیست؟
معانی مختلفی در موقعیتها یا مباحث و یا حوزههای تخصصی متفاوت دارد، از جمله: - چیز - موجود - بدن (غیررسمی) - فرد - شیء - حضور - وجود - جوهر - کمیت - مخلوق - ارگانیسم - فقره (مثلا آیتم یا لغتی که در دیکشنری است) - مورد - ماهیت ذاتی - هستی - ذات - طبیعت حقیقی - خمیره - سرشت - نهاد -
«هر بار که اتفاقی میافتد» عبارتی رایج و تأکیدی است که ناامیدی یا اجتنابناپذیری را در مورد چیزی که بارها و بارها اتفاق میافتد ابراز میکند، که اغلب به صورت طنز یا برای ابراز ناراحتی در مورد مسائل تک ...