پیشنهاد‌های کَّۆگِ تاراز (١,٢٢٥)

بازدید
٥,٢٠٢
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بختیاری والازور:مسلط

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

لری بختیاری دَرتین، بایار، وَنَهزُو:مریض، درمانده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لری بختیاری دَواخَر:مسموم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لری بختیاری دِلنادَه:مطئن دلنادوَله: مطمئنا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری زنوازن، فروشدروش، ردوبد: معامله

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری دِزَه، بُر: معاهده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری دَسمازَه:معاینه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

لری بختیاری ریوُراست: مستقیم ریوُراستوَلَه: مستقیما

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری ریتنا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری دِهرژِگَس، دِهرمِژال، نَشاستَه:بدموقع

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لری بختیاری گُئدُلُئد، گوفتُلُفت:طرز صحبت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لری بختیاری کُلوِسَر، رِپِنا، پاوَن:طاقت فرسا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لری بختیاری مات:مزرعه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بختیاری نُکول کِرتِن:انکار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

برای این واژه بیگانه این همه معادل در لری بختیاری هست نَک، گَرت، پِستُپِلُو، جَوَند، جَوَنگ، هیردِهَلُو، هُلُپِست

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری رِپِهسَّه، رومِهِسَّه: مخروب

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لری بختیاری رومنیدِن، پوینیدِن، رِپِنیدِن:تخریب، خراب کردن، پکاندن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری کِتِن، بَنت:اتصال کِتن وُیدَه: متصل

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بختیاری نوهت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنتی کهن و قدیمی ریشه در عقاید کهن ایرانی و مهر پرستی کهن که در بختیاری باقی مانده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
-١١

در پاسخ به کاربر حسین اول آنکه دخالت در امور دیگران چهره ی منفور شخص را آشکار میسازد. در این صفحه دو همبتار و دوست و برادر کاملا برادرانه در حال انتق ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لری بختیاری خورگ، گُر، گُرُشت، بِر، سوزنا، جوشنا:شعله

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری تِندوروس:سلامت تِندوروسی:به سلامتی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٧

لری بختیاری زین:سلاح

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری توهمَی، شُسِر:نطفه دِهوشُسِر:نطفه ی ناپاک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری تِشدَریَه:ستاره باران، شاه باران در عقاید بختیاری هرگاه تشدریه، شاه باران، که همواره در نبرد با ابلیس است پیروز شود باران باریده و هرگاه ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

لری بختیاری هرگور

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

وِ رَئدِن:در حال رفتن وِژِسَّه:در حال فرار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری به، وِ:در حال

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بختیاری بوشَسپَه:خواب سنگین و عمیق بوشَسپَه وُرَئه وُرت!:از نفرین های بختیاری که یعنی به خواب سنگین دچار شوی ( همانا در عقاید بختیاری خواب بسیار ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لری بختیاری بی یَمورزیbiyamourzi، هیاhia:مرحوم، شادروان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بختیاری خِّرِشم، ایشمَه:خشم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لری بختیاری پَلگار:قانون پَلگارین:قانونی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری رُنگ

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لری بختیاری اَوزیت، بَربیم، شَلَم، زیت: عصاره ، شیره

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری آزاتنیدن:آزاد کردن آزاتهسن:آزاد شدن آزاتنا:آزاد کننده آزاتها:آزاد و رها آزات:آزاد آزاتگ:آزاده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لری بختیاری به معنای مرد آزاد منش و از اسامی بختیاری است از فعل آزاتنیدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بختیاری وَلمخیم:نیک سرشت از اسامی بختیاری

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤

لری بختیاری ژیل

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه شب اول بعد از مرگ در لری بختیاری

پیشنهاد
٠

در لری بختیاری سْتوشَهstousha

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری سُهِشت:حس سُهِشتَل:احساسات

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بختیاری بای:عیب بایار:معیوب

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤

لری بختیاری آیَک:تخم مرغ

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

لری بختیاری بُرویی، نوم خدای:آفرین، زنده باد، ماشالا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در پارسی پهلوی فعل زاییستن به معنای خواستن هست که ما در لری به خواستن زهستن میگوییم در واقع شکل دگرگون یافته زاییستن هست

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

لری بختیاری وُراسنیدِن: آشامیدن وُراسنیگ: آشامیدنی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١١

در لری بختیاری خُۆَردِنkhowarden ( شکل کهن تر خوردن ) ، پوز وُر مالنیدن، لِفتُلور، کُفتِن، چَردِن، غَّۆچول کرِدِن، کَپنیدِن، لیفنیدِن، کُرُچنیدِن، م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لری بختیاری خُۆَردار:قابل خوردن، خوردنی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤

لری بختیاری خُ، ویژ:خود ویژوم، خوم:خودم