پیشنهادهای کَّۆگِ تاراز (١,٢٢٥)
لری بختیاری والازور:مسلط
لری بختیاری دَرتین، بایار، وَنَهزُو:مریض، درمانده
لری بختیاری دَواخَر:مسموم
لری بختیاری دِلنادَه:مطئن دلنادوَله: مطمئنا
لری بختیاری زنوازن، فروشدروش، ردوبد: معامله
لری بختیاری دِزَه، بُر: معاهده
لری بختیاری دَسمازَه:معاینه
لری بختیاری ریوُراست: مستقیم ریوُراستوَلَه: مستقیما
لری بختیاری ریتنا
لری بختیاری دِهرژِگَس، دِهرمِژال، نَشاستَه:بدموقع
لری بختیاری گُئدُلُئد، گوفتُلُفت:طرز صحبت
لری بختیاری کُلوِسَر، رِپِنا، پاوَن:طاقت فرسا
لری بختیاری مات:مزرعه
لری بختیاری نُکول کِرتِن:انکار
برای این واژه بیگانه این همه معادل در لری بختیاری هست نَک، گَرت، پِستُپِلُو، جَوَند، جَوَنگ، هیردِهَلُو، هُلُپِست
لری بختیاری رِپِهسَّه، رومِهِسَّه: مخروب
لری بختیاری رومنیدِن، پوینیدِن، رِپِنیدِن:تخریب، خراب کردن، پکاندن
لری بختیاری کِتِن، بَنت:اتصال کِتن وُیدَه: متصل
لری بختیاری نوهت
سنتی کهن و قدیمی ریشه در عقاید کهن ایرانی و مهر پرستی کهن که در بختیاری باقی مانده
در پاسخ به کاربر حسین اول آنکه دخالت در امور دیگران چهره ی منفور شخص را آشکار میسازد. در این صفحه دو همبتار و دوست و برادر کاملا برادرانه در حال انتق ...
لری بختیاری خورگ، گُر، گُرُشت، بِر، سوزنا، جوشنا:شعله
لری بختیاری تِندوروس:سلامت تِندوروسی:به سلامتی
لری بختیاری زین:سلاح
لری بختیاری توهمَی، شُسِر:نطفه دِهوشُسِر:نطفه ی ناپاک
لری بختیاری تِشدَریَه:ستاره باران، شاه باران در عقاید بختیاری هرگاه تشدریه، شاه باران، که همواره در نبرد با ابلیس است پیروز شود باران باریده و هرگاه ...
لری بختیاری هرگور
وِ رَئدِن:در حال رفتن وِژِسَّه:در حال فرار
لری بختیاری به، وِ:در حال
لری بختیاری بوشَسپَه:خواب سنگین و عمیق بوشَسپَه وُرَئه وُرت!:از نفرین های بختیاری که یعنی به خواب سنگین دچار شوی ( همانا در عقاید بختیاری خواب بسیار ...
لری بختیاری بی یَمورزیbiyamourzi، هیاhia:مرحوم، شادروان
لری بختیاری خِّرِشم، ایشمَه:خشم
لری بختیاری پَلگار:قانون پَلگارین:قانونی
لری بختیاری رُنگ
لری بختیاری اَوزیت، بَربیم، شَلَم، زیت: عصاره ، شیره
لری بختیاری آزاتنیدن:آزاد کردن آزاتهسن:آزاد شدن آزاتنا:آزاد کننده آزاتها:آزاد و رها آزات:آزاد آزاتگ:آزاده
در لری بختیاری به معنای مرد آزاد منش و از اسامی بختیاری است از فعل آزاتنیدن
لری بختیاری وَلمخیم:نیک سرشت از اسامی بختیاری
لری بختیاری ژیل
سه شب اول بعد از مرگ در لری بختیاری
در لری بختیاری سْتوشَهstousha
لری بختیاری سُهِشت:حس سُهِشتَل:احساسات
لری بختیاری بای:عیب بایار:معیوب
لری بختیاری آیَک:تخم مرغ
لری بختیاری بُرویی، نوم خدای:آفرین، زنده باد، ماشالا
در پارسی پهلوی فعل زاییستن به معنای خواستن هست که ما در لری به خواستن زهستن میگوییم در واقع شکل دگرگون یافته زاییستن هست
لری بختیاری وُراسنیدِن: آشامیدن وُراسنیگ: آشامیدنی
در لری بختیاری خُۆَردِنkhowarden ( شکل کهن تر خوردن ) ، پوز وُر مالنیدن، لِفتُلور، کُفتِن، چَردِن، غَّۆچول کرِدِن، کَپنیدِن، لیفنیدِن، کُرُچنیدِن، م ...
لری بختیاری خُۆَردار:قابل خوردن، خوردنی
لری بختیاری خُ، ویژ:خود ویژوم، خوم:خودم