نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
herr: used among German - speaking people ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پیریدوکسین: ویتامین B6 در متابولیسم پروتئین نقش ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off again: 🔹 تعریف ها: 1. ( روابط عاطفی – اص ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
excel: معادل فارسی: فعل: برتری داشتن، ممتا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vegan: • ( صفت ) کاملاً گیاهی The restaura ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
CI: 1 - abbreviation for confidential i ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
laddy buck: یک اصطلاح عامیانه و قدیمی بریتانیای ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill one's coffers: پر کردن خزانه، افزایش ثروت، جمع آور ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass fuck: به صورت استعاری و توهین آمیز برای ف ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
left someone holding the bag: کسی را در وضعیت دشوار رها کردن، تقص ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hand like foot: این عبارت ( که معمولاً به صورت all ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead a horse to water: این بخشی از ضرب المثل معروف You can ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a card: در زبان عامیانه به معنای آدم شوخ طب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low blows: ضربات پایین ( در ورزش بوکس ) ، حمله ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as a block of ice: مثل یخ، سرد و بی رحم ( معمولاً برای ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
read a fucking book: این عبارت توهین آمیز و عامیانه است ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take in a boarder: اجاره دادن یک اتاق به شخصی در خانه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull a stunt: انجام دادن کاری عجیب، خطرناک یا غیر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quite forward: جسور، بی باک، گستاخ، یا بیش از حد ص ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
سنتو: پیمان مرکزی ( سنتو ) CENTO طرح ایجا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دماگوگ: دماگوگ یا عوام فریب کسی است که با ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
نیزه زدن: از کسی به گدایی و تردستی چیزی گرفتن
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
کرف: کرف ( بر وزن برف ) = ثواب
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عرقه: 1. عرقه . [ ع َ ق َ / ق ِ ] ( ص ) د ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
مسمط: مُسَمَّط به نوعی از قصیده یا اشعاری ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spitting image: مثال ها: Have you seen the new baby ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tonk on down: حرکت کردن، رفتن، یا رانندگی کردن با ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a scene: ایجاد جنجال، داد و فریاد راه انداخت ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's number: شناختن واقعیت و ماهیت کسی، داشتنِ ش ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
avenue of: راه رسیدن به چیزی ( مسیر ) مثال؛ T ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a time to: تعیین کردن زمان برای، مشخص کردن زما ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up one's street: مورد علاقه، تخصص کسی، مناسب برای کس ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under the baton: زیر رهبری، زیر مدیریت، زیر نظر ( ای ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flop: 🔸 معادل فارسی: شکست / افتضاح / خر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wrecking ball politics: معادل فارسی: تحلیلی/سیاسی: سیاست وی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep vigil: مثال: The monks keep vigil every E ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jailbreak: 1. ( فناوری – رایج ) : عملیات برداش ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
empathize: مثال: I really empathize with how ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ravished: 🔸 معادل فارسی: • شیفته و واله • مس ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grey day: 🔸 معادل فارسی: • روز ابری و گرفته ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hypnology: ۱. ( تعریف فرهنگ های لغت – معنای دو ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit on the very idea: ۱. ( اکتشاف فکری – اصلی ) به طور ن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
max out on: 1. ( مالی/بانکی – اصلی ) : به حداکث ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
haptics: 🔸 مثال ها: • The game controller ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swear to you: 🔸 معادل فارسی: • به تو قسم • قسم م ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lump sum: 🔸 مثال ها: • He won the lottery a ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
short list: 🔸 مثال ها: • After two rounds of ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fool’s gold: چیز فریبنده بی ارزش 1. ( اقتصادی – ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perchance: 🔸 معادل فارسی: • شاید • احتمالاً • ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eptitude: 🔸 معادل فارسی: • لیاقت • شایستگی • ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take it: 🔸 معادل فارسی: • بگیرش • قبول کن • ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
risperidone: ( داروشناسی – اصلی ) : داروی ضدروان ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hear out: 🔸 مثال ها: • ( درخواست شنیده شدن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as it happens: 🔸 معادل فارسی: • اتفاقاً • درست هم ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
installment: 🔸 معادل فارسی: • قسط ( در پرداخت ) ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overhear: 🔸 مثال ها: • I'm sorry, I couldn' ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a go of: **موفق شدن در انجام کاری** یا **با ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right old go: دعوای شدید، مشاجره طولانی یا جنگ و ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
proverbial bad penny: یک اصطلاح قدیمی در زبان انگلیسی است ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run true to form: **Run true to form** یک اصطلاح در ز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in the family way: عبارت **put in the family way** یک ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have fares: ۱. داشتن کرایه ( حمل ونقل ) : اشاره ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gossip: تفاوت اصلی بین دو واژه انگلیسی "Rum ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
def gen: کد ژنتیکی دفاعی ( Defense Gene ) : ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
clytemnestra: کلیتم نسترا ( Clytemnestra ) در اسط ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
live in sin: این عبارت ( Live in sin ) یک اصطلاح ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
warp and weft: اصطلاحی است که ریشه در بافتن پارچه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a bit of a go: جر و بحث کردن، دعوا کردن یا برخورد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a bit of a go: تلاش کردن، آزمودن یا انجام دادن کار ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a bit of a go: تلاش کردن، آزمودن یا انجام دادن کار ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
salt of the earth: ### 🔸 معادل فارسی: آدم شریف / انس ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
under the sun: مثال ها با ترجمه سرکار خانم سالک زم ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
signs and wonders: معجزات، آیات و کرامات یا رویدادهای ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beat to scene: 🔸 معادل فارسی: • زودتر از دیگری به ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on embark: 🔸 مثال ها: • ( راهنمای سفر ) Pass ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
font: ( استعاری – منبع/چشمه ) : منبع یا س ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
downcast: 🔸 معادل فارسی: • افسرده • غمگین • ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do on a whim: 🔸 معادل فارسی: • از روی هوس انجام ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a good head on one's shoulder: 🔸 معادل فارسی: • آدم عاقل و خردمند ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
derring do: 🔸 مثال ها: • ( حماسی ) The epic p ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mind the shop: نگهبانی دادن، مراقبت از امور یا مدی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do the pools: یک اصطلاح محاوره ای بریتانیایی است ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a clatter off: کوبیده شدن، تحقیر شدن یا گلایه شدید ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two bob: این عبارت یک اصطلاح عامیانه بریتانی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep one's eyes on the ball: هوشیار بودن، توجه کامل داشتن، متمرک ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bit of a go: تلاش کردن، آزمودن یا انجام دادن کار ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a bit of a go: تلاش کردن، آزمودن یا انجام دادن کار ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stars on one's eyes: ایده آل گرا، رمانتیک شدید یا داشتن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oligopoly: آلی گاپِلی - - - 🔸 **معادل فار ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
money has no smell: این جمله یک ضرب المثل معروف انگلیسی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money has no smell: این جمله یک ضرب المثل معروف انگلیسی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skin a donkey: عبارت یک اصطلاح عامیانه و طنزآمیز ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sell oneself too short: 🔹 خود را کم ارزش تلقی کردن به اند ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no a sous: این عبارت از کلمه "sous" گرفته شده ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
card slip: فیش پرداخت کارتی فیش تأیید پرداخت د ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bit on the side: چیزی که به عنوان یک فعالیت یا رابطه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
april fool's: روز نفرین یا روز شوخی های ۱ آوریل ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trick out: در استودیو A خوانده شد که یک زن ۹۳ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jump in: دولت مجبور شد سریعاً وارد عمل شود و ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trick out: گیلاس ها دوباره در یک پودینگ باترمی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
posturing: معادل فارسی: اصلی: ژست گرفتن، خودنم ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lunge: مثال: ( حرکت ناگهانی ) : The cat m ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beaming: 1. ( توصیفی – اصلی ) : دارای لبخندی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
adrift: 🔸 مثال ها: • She felt adrift afte ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
busywork: 🔸 مثال ها: • ( اداری ) I spent th ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
faux riarty: 🔸 معادل فارسی: • پدری دروغین • نقش ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prosthesis: 🔸 معادل فارسی: • پروتز • عضو مصنوع ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throne: the toilet A lavatory, restroom, or ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spice things up: The phrase "spice things up" means ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rundown: 1 - a detailed report گزارش مفصل و ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stand somebody a drink: پرداخت کردن هزینه یک نوشیدنی برای ک ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dogged pursuit: دنبال کردن یک هدف یا ایده با اصرار ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
japanese cars: پذیرش نتایج اقدامات یا انتخاب های خ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
april fool's: روز نفرین یا روز شوخی های ۱ آوریل ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fradulent: 🔸 مثال ها: • ( حقوقی ) The court ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stands to reason: 🔸 معادل فارسی: • منطقی است که • طب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leeway: 🔸 مثال ها: • ( مدیریتی ) The new ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get old: 🔸 مثال ها: • ( تکراری شدن ) His e ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a swing at someone or something: 🔸 معادل فارسی: • ( فیزیکی ) مشت زد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
established: 🔸 مثال ها: ( سازمانی ) They are ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dimetrodon: ( دیرین شناسی – اصلی ) : سرده ای از ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clade: 1. ( زیست شناسی – اصلی/تکاملی ) : گ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brain: 🔸 معادل فارسی: • مغز کسی را پودر ک ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
memo: 🔸 معادل فارسی: • یادداشت ( اداری ) ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blow over: 🔸 معادل فارسی: • فروکش کردن ( طوفا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pregnant: 🔸 معادل های فارسی ( در معنای مجازی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quilting circles: ( مدرن/فراملی ) : در دوران معاصر، ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the plus side: 🔸 مثال ها: ( زندگی روزمره ) The ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
full marks: • ( اصطلاحی ) آفرین، دست مریزاد مثا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hell of a mess: 🔸 معادل فارسی: • یه عالمه به هم ری ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take up slack: 🔸 معادل فارسی: • جبران کمبود کردن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
watertight: 🔸 معادل فارسی: • ( استعاری ) محکم، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall out: 1. ( ریزش فیزیکی ) : افتادن یا جدا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grasp on power: • تسلط بر قدرت • چنگ اندازی بر قدرت ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consciousness: 🔸 تعریف ها: ۱. پزشکی – بالینی: حا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rub elbows with: 🔸 مثال ها: • ( معاشرت با افراد مش ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stranglehold: 🔸 معادل فارسی: • تسلط کامل • سیطره ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sit around: 🔸 مثال ها: • ( بیکاری ) Instead o ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall off: 🔸 معادل فارسی: • ( کاهش ) کاهش یاف ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
under one's hat: 🔸 مثال ها: ( محرمانه ) I'm going ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
anagram: 🔸 تعریف ها: 1. ( زبانی – اصلی ) : ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have pat: 🔸 معادل فارسی: • چیزی را کاملاً بل ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit upon a wheeze: 🔸 معادل فارسی: • یه ایده باحال به ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bolo: Acronym of be on the lookout to sea ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
depreciation: 🔸 مثال ها: • The depreciation of ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chuck one's weight around: استفاده از قدرت، نفوذ یا موقعیت خود ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
maverick: کلمه Maverick به معنای فردی است که ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gyno: 🔸 معادل فارسی: • متخصص زنان • دکتر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sell someone a line: 🔸 معادل فارسی: • کسی را سر کار گذا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
malandrine: ( اسم/صفت – فرانسوی/ایتالیایی/ادبی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
single mindedness: 🔸 معادل فارسی: • یک دندگی • تمرکز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
decease: 🔸 مثال ها: ( حقوقی ) In the even ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
if anything: 🔸 معادل فارسی: • اگر هم چیزی باشد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
angle: 1. ( دیدگاه/رویکرد – استعاری ) : رو ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ring in sick: 🔸 معادل فارسی: • زنگ زدن و گفتن که ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bellow: بالور فریادی بلند و وحشتناک سر داد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fluidity: تو فضای مهندسی، آدم نمی تونست با هو ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rancid: انگار یه چیز گندیده توی دهنش جا خوش ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
good riddance to bad rubbish: 🔸 مثال ها: ( شدیدترین حالت ) Tha ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rutting: 🔸 مثال ها: ( جانورشناسی ) The ru ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
highbrow: 🔸 معادل فارسی: • ( صفت ) روشنفکر، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
old son: 🔸 معادل فارسی: • رفیق، داداش، جوون ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it stacks up: 🔸 معادل فارسی: • جمع بندی که می شو ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get down: ( نوشیدن/خوراک – عامیانه ) : سریع و ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
codex: ✍️1. دست نوشتهٔ تاریخی: کدکس یک دست ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
procedure: This word refers to any medical int ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
overarching: Most important, because of includin ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come the old acid: 🔸 معادل فارسی: • ترش رویی کردن، بد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
present company: 🔸 **معادل فارسی: • البته به استثنا ...
٢ ماه پیش