نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skip bail: 🔸 معادل فارسی: • فرار کردن از قرار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take fall: 🔸 معادل فارسی: • تقصیر را گردن گرف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull one's leash: 🔸 معادل فارسی: • کسى را تحت کنترل ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull stunts: 🔸 معادل فارسی: • شیرین کاری درآورد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have someone dead to rights: 🔸 معادل فارسی: • مُچ کسی را گرفتن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
silly me: The phrase “silly me” is an express ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paresthesia: # پری ستزی: تعریف و توضیحات **پری ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پری ستزی: پری ستزی ( Paresthesia ) به احساسات ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rock up: to arrive late or unannounced دیر ر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm touched: 🔸 معادل فارسی: • متأثر شدم • تحت ت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make wave: 🔸 معادل فارسی: • جنجال به پا کردن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pregnant: 🔸 معادل های فارسی ( در معنای مجازی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
orthodox entrance: ورود در کلیسای ارتدکس شرقی به یک پر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow over: 🔸 معادل فارسی: • فروکش کردن ( طوفا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
orthodox entrance: ورود در کلیسای ارتدکس شرقی به یک پر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you rock: 🔹 معادل فارسی: تو فوق العاده ای! / ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm so flattered: 🔸 معادل فارسی: • واقعاً مایه افتخا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch over a bite: 🔸 معادل فارسی: • یک چیزی با هم خور ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most foul: 🔸 معادل فارسی: • بسیار زشت • به غا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
perimeter alarm: 🔸 معادل فارسی: • دزدگیر محیطی • آژ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quilting circles: ( مدرن/فراملی ) : در دوران معاصر، ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flimper: 🔸 معادل فارسی: • ( دزدی ) جیب بُر، ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gonna crack: 🔸 معادل فارسی: • از پا درآمدن • فر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do one's time: 🔸 معادل فارسی: • دوران محکومیت را ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull time: 🔸 معادل فارسی: • حبس کشیدن • دوران ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take with a heaping pile of salt: 🔸 معادل فارسی: • با کلی شک و تردید ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one hand washes the other: One hand washes the other describes ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
سرسام: سرسام، مرکب از دو کلمه فارسی سر و س ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rub: 🔸 معادل فارسی: • اعصاب کسی را خرد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
onion routing: ۱. فناوری – اصلی: روشی برای برقراری ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
colorful chap: 🔸 معادل فارسی: • آدم جالب و پرشر و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
say tomato: 🔸 معادل فارسی: • هر کس یه جور می ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make calls: 🔸 معادل فارسی: • تماس گرفتن، زنگ ز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go on one's merry way: 🔸 معادل فارسی: • به راه خود ادامه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rubber meets the road: 🔸 معادل های فارسی: • لحظه آزمون عم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw a hitch: 🔸 معادل های فارسی: • ایجاد وقفه • ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move the goalposts: 🔸 مثال ها: • We finally agreed on ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no show job: 🔸 معادل فارسی: • شغل صوری • کار بد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
next breath: • لحظه ای بعد مثال: In the next br ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make or break moment: 🔸 معادل فارسی: • لحظه سرنوشت ساز • ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do or die moment: 🔸 معادل فارسی: • لحظه حساس و حیاتی ...
٦ ماه پیش