نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
incriminating: 🔸 معادل فارسی: • گناه آلود • متهم ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
island mode: 🔸 معادل فارسی: • حالتِ جزیره ای / ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
predicament: پِرِدیکِمِنت ( با تأکید بر هجای دوم ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gryposis: 🔸 معادل فارسی: انحنا یا خمیدگیِ غی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arthrogryposis: 🔸 معادل فارسی: آرتروگریپوزیس سفتی/ ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backfire: 🔸 معادل فارسی: نتیجه ی معکوس دادن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
protracted: lasting for a long time or made to ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
turn up the heat: 🔸 معادل فارسی: • ( فشار یا تنش را ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on hold: 🔸 مثال ها: The manager put the mee ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cast off: To cast off means to push away or g ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subside: 🔸 معادل فارسی: فروکش کردن / آرام ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
anomaly: 🔸 معادل های فارسی ناهنجاری – بی قا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
underwater: 🔸 معادل فارسی: . معنای استعاری ( د ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grandiose: Very large or wonderful, or intende ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
follow out: 🔸 معادل فارسی: • ( کاری را ) تا ان ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
transcode: 🔸 معنی دقیق: Transcode یعنی یک فای ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
obliging: اُبِلای - جینگ ( با تأکید بر هجایِ ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
demining: 🔸 معادل فارسی: • پاکسازیِ مین / می ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a hell of a: 🔸 معادل فارسی: • یه عالمه / یه کُل ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gammy: 🔸 معادل فارسی: • معیوب / آسیب دیده ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ubiquitous: This word is used to describe somet ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rodent: Rodent is a noun that refers to sma ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
electronic jamming: 🔸 معادل فارسی: • پارازیت اندازی / ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
island mode: 🔸 معادل فارسی: • حالتِ جزیره ای / ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
modular infrastructure: 🔸 معادل فارسی: • زیرساختِ مدولار / ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
diseconomy of scale: 🔸 معادل فارسی: • عدمِ صرفه یِ مقیا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
memorandum: مِمِرَندِم 🔸 معادل فارسی: • یادداش ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scratch: 🔸 معادل فارسی: از صفر / از پایه / ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
invested: To be “invested” means to be fully ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plenty in between: 🔸 معادل فارسی: • کلی گزینه / چیزها ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kinetic conflict: کای - نِت - یک ( با تأکید بر هجای د ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on site power: 🔸 معنی دقیق: به سیستم ها یا منابعِ ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get crunk: 🔸 معادل فارسی: • ( برای ) خوش گذرا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's peak: 🔸 معادل فارسی: • این افتضاحه / این ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop the beat: 🔸 معنی دقیق: یک اصطلاحِ موسیقیایی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trade off: اسم بِده بِستان از مفاهیم دانش اقتص ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
semi identical: 🔸 معنی دقیق: این واژه معمولاً برای ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feather in someone's cap: 🔸 معادل فارسی: • افتخاری بزرگ / دس ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a blot on someone's record: 🔸 معادل فارسی: • لکه ی ننگ / نقطه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring on oneself: 🔸 معادل فارسی: • باعثِ گرفتاریِ خو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's peak: 🔸 معادل فارسی: • این افتضاحه / این ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a frig: 🔸 معادل فارسی: • چه افتضاحی! / چه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get crunk: 🔸 معادل فارسی: • ( برای ) خوش گذرا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
super solid: 🔸 معادل فارسی: • کاملاً مطمئن / کا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop the beat: 🔸 معنی دقیق: یک اصطلاحِ موسیقیایی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get behind: get behind sb/sth to support somebo ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breathalyzer: US trademark ( UK breathalyser ) a ...
١ ماه پیش