نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't count: معنی "don't count" در رستوران ( پرد ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
instant: ( فوری بودن واکنش ) The fire alarm ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ηigh end: یک صفت ( adjective ) بسیار رایج در ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
close the door on someone: در را به روی کسی بستن، فرصت را از ک ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in already: بالاخره سوار شو / بیا تو / وارد شو ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick up a fare: یک مسافر سوار کردن ( به ویژه در تاک ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's ass off: از جا بلند شدن و دست از تنبلی برداش ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get anal: بیش از حد ریزبین و سخت گیر شدن، مو ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get worked up: از کوره در رفتن، عصبانی شدن، ناراحت ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't count: معنی "don't count" در رستوران ( پرد ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get to blend in: فرصت پیدا کردن برای همرنگ جماعت شدن ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
refine: 🔸 تعریف ها: 1. ** ( فکری – هدف گذ ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pint: ( محاوره – نوشیدنی ) : در فرهنگ بری ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flame war: 🔸 معادل فارسی: • جنگ لفظی اینترنتی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as you were: 🔸 مثال ها: ( نظامی ) The drill s ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no fear: 🔸 معادل فارسی: • معلومه که نه! • ه ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
funnily enough: 🔸 معادل فارسی: • جالب این که • نکت ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dig out: 🔸 **معادل فارسی: • درآوردن با کندن ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sharp: 🔹 ۱. Sharp در فیلد زمان ( Time ) — ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pedestrian: گاهی اوقات، کلمه "pedestrian" در زب ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bat one's lashes: 🔸 معادل فارسی: • ناز کردن با چشم • ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come the old acid: 🔸 معادل فارسی: • ترش رویی کردن، بد ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shake the dust off one's feet: رفتن و پشت سر را نگاه نکردن / رها ک ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shake the dust off one's feet: رفتن و پشت سر را نگاه نکردن / رها ک ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pelacenta previa: Placenta previa ( جفت سرراهی ) وضعی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call in one's chit: یک اصطلاح عامیانه انگلیسی است که به ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hoppit: • ( عامیانه/دستوری ) گمشو، بزن به چ ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for long stretches: 🔸 **معادل فارسی: • برای مدت های طو ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alert at times: 🔸 **معادل فارسی: • گاهی هوشیار، گا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lick someone into shape: اصلاح کردن، تربیت کردن، یا وادار کر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blue team: گروهی است که مسئولیت دفاع، حفاظت و ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
punch out: 🔹 مثال ها: Don’t forget to punch o ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's head: داشتن کنترل و قدرت بر کسی، فرمانروا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look to bone: رسیدن به هسته اصلی یک موضوع، تا مغز ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zero period: - یک دوره کلاس درس که قبل از شروع ر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in no mood: حال و حوصله چیزی را نداشتن یا بی حو ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you got it: Used to express agreement, acknowle ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be no longer your uncle: 🔸 معادل فارسی: • از دنیا رفتن، به ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sleeping partner: 🔸 مثال ها: ( تجاری ) My uncle is ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sign over: 🔸 معادل فارسی: • انتقال دادن با ام ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
second: 🔸 معادل فارسی: • ( در جلسات ) حمای ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sort it out myself: خودم مشکلم را حل کنم یا خودم اوضاع ...
٤ ماه پیش