نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peter puffer: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه، توهین ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
string up: مثال: The mob threatened to string ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in that state: 🔸 معادل فارسی: • در آن حالت ( روان ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk out of turn: 🔸 معادل فارسی: • بی موقع حرف زدن، ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
roller: 🔸 معادل فارسی: • ماشین گشت پلیس، خ ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dry oneself out: 🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی/ترک اعتیا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
remuneration: ری میو نِـرِیشِن 🔸 معادل فارسی: • ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
superposition: اصل برهم نهی یک اصل اساسی در مکانیک ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat the whole meal: • ( اصطلاحی – پذیرش عواقب ) همه ی س ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull one's coat: 🔸 معادل فارسی: • ( اصطلاحی ) کسی ر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
constabulate: کُن استَبیولِیت 🔸 معادل فارسی: • ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rup up on: 🔸 معادل فارسی: • ( خصمانه ) جلو کس ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pimp over: 🔸 معادل فارسی: • به طور غیراخلاقی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have someone down: 🔸 معادل فارسی: • ( دعوت ) کسی را ( ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
luck into: 🔸 معادل فارسی: • از روی شانس به دس ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
priors: 🔸 معادل فارسی: • ( حقوقی ) سوابق ک ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shake it off in treatment: 🔸 معادل فارسی: • در طول درمان، از ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have no meat on someone: 🔸 معادل فارسی: • ( فیزیکی ) گوشت و ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
edge back into: 🔸 معادل فارسی: • ( فیزیکی ) آهسته ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw a mindfuck: 🔸 معادل فارسی: • یه چیز عجیب غریب ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weak sisters: 🔸 معادل فارسی: • افراد ضعیف و کم ا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play stiff: 🔸 معادل فارسی: • ( ورزشی ) محکم و ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dry oneself out: 🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی/ترک اعتیا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk out of turn: 🔸 معادل فارسی: • بی موقع حرف زدن، ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in that state: 🔸 معادل فارسی: • در آن حالت ( روان ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
say tomato: 🔸 معادل فارسی: • هر کس یه جور می ب ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make or break moment: 🔸 معادل فارسی: • لحظه سرنوشت ساز • ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
line one's excuses up: 🔸 **معادل فارسی: • بهانه ها را آما ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swarm: ۱. اسم – گروه انبوه ( رایج ترین ) ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drenched: معنای مجازی آغشته، سرشار، پر یا فر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall: 🔸 معادل فارسی: فعل: دستگیر شدن، گی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dry beef: 🔸 معادل فارسی: • خبرچینی محتاطانه ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knocko: 🔸 معادل فارسی عامیانه: • مأمور یگا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a tinkle: 🔸 معادل فارسی: • ادرار کردن ( به ز ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cheese stands alone: 🔸 معادل فارسی: • تنها و بی یاور ما ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone beef: 🔸 معادل فارسی: • گیر دادن، اذیت کر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
read one's lips: 🔸 معادل فارسی: • با تأکید و قاطعیت ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang someone: 🔸 معادل فارسی ( بر اساس درخواست شم ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vial up: 🔸 معادل فارسی: • ( در اصطلاح موادف ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's tail between one's leg: 🔸 معادل فارسی: • از روی شرم و خجال ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run for a sheet: 🔸 معادل فارسی: • ( اداری/پلیسی ) ب ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dry firing: 1. ( تیراندازی – اصلی ) : کشیدن ماش ...
٤ ماه پیش