نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
build upon: 🔹 معادل فارسی: بنا کردن بر پایه ی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
insulate: 🔸 مثال ها: • ( مالی ) A strong em ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the line: 🔸 معادل فارسی: در معرض خطر / در گ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give thought to: To give thought to something means ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring up: 1 - بزرگ کردن ( فرزند ) → مراقبت و ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boo: Boo is a term of endearment used to ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rip into: This phrase is used to describe eat ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tabloid: ( of or relating to ) A type of pop ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ramble on: مترادف: babble, chatter, meander, d ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
a and p: A&P A&P مخفف نام یک فروشگاه زنجیره ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be born yesterday: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) ساده ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coyote: کای - او - تی یا کای - اوت ( تکیه ر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
turn up: اصطلاح عامیانه To arrive or show u ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rsvp: abbreviation for "r�pondez s’il vou ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swing the pick: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه، قدیمی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
horrible flaw: 🔸 معادل فارسی: • نقص فاحش، عیب بزر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in a bind: The phrase “in a bind” is an idioma ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
judgemental: 🔸 مثال ها: "I try not to be judge ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mis sell: 🔸 معادل فارسی: • ( سیاسی/استعاری ) ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
identify to: 🔸 معادل فارسی: • به کسی شناساندن، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw a jab: 🔸 معادل فارسی: • ( استعاری، سیاسی/ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no worse for wear: 🔸 معادل فارسی: • بدون آسیب ( با وج ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kp duty: ( اسم – اصطلاح نظامی/عامیانه، عمدتا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mate: 1 - To have sex and produce young, ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beau: A “beau” is a term used to refer to ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pusher: 🔸 معادل فارسی: قاچاقچی / فروشنده ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make it: 1 - To continue to live or exist, ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get cold feet: 🔸 مثال ها: • I was about to bunge ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cast aside: 🔸 مثال ها: "She cast aside her fe ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave out in the cold: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) طرد ک ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
constituency: کَن - سْتیچ - او - ن - سی ( تکیه رو ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
decentralisation: 🔸 معادل فارسی: • عدم تمرکز، تمرکزز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
top dog: مثال؛ He’s the top dog in the compa ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heavily: 🔸 معادل فارسی: - به شدت / خیلی ز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
figure of speech: 🔸 معادل فارسی: • آرایه ادبی، صنعت ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop your socks and grab something: 🔸 معادل فارسی: • بیدار شو و خودت ر ...
٢ ماه پیش