نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
baggage: This term refers to the emotional o ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hump: ⚠️ این فعل چند معنی دارد، بسته به ب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a good head on one's shoulders: عاقل و بافکر بودن. مثال: She has ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have one's head turned: مغرور شدن یا تحت تأثیر شهرت، پول یا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have someone's head: سر کسی را خواستن؛ خواهان مجازات یا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inflection point: a time of sudden, noticeable, or im ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
foil: 1 - FOIL the Freedom of Informatio ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be up against the wall: 🔸 معادل فارسی: • در تنگنای شدید بو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overcharge: 🔸 مثال ها: • The restaurant overc ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
potential story: 🔸 معادل فارسی: • سوژه بالقوه • موض ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in deep water: 🔸 معادل فارسی: • در دردسر جدی بودن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
news: 🔸 نکته: در روزنامه نگاری، feature ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
full on: 🔸 معادل فارسی: تمام عیار / شدید / ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
psoriasis: a disease in which areas of skin tu ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fool one's way into: 🔸 معادل فارسی: • با فریب وارد شدن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk one's way into: 🔸 معادل فارسی: • با حرف زدن راه خو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bluff one's way into: 🔸 معادل فارسی: • با بلوف راه خود ر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
features writer: 🔸 معادل فارسی: • نویسنده مقالات وی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grind one's bones for bread: 🔸 معادل فارسی: • کسی را له کردن و ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's head screwed on: have one's head screwed on ( right ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's head turned: مغرور شدن یا تحت تأثیر شهرت، پول یا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
potential story: 🔸 معادل فارسی: • سوژه بالقوه • موض ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
niche: نیش یا نیچ ( هر دو تلفظ رایج اند ) ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
venture: 🔸 معادل فارسی: • جرئت کردن • جسارت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
edict: 🔸 معادل فارسی: • فرمان • فرمان رسم ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brute forcible: 🔸 معادل فارسی: • مبتنی بر زورِ فیز ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
red tape: This term refers to excessive rules ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feature: 🔸 نکته ی فرهنگی: در روزنامه نگاری ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feature: 🔸 **معادل فارسی:** مقاله ی ویژه / ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
settle scores: 🔸 معادل فارسی: • حساب کسی را رسیدن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brute forcible: 🔸 معادل فارسی: • مبتنی بر زورِ فیز ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is said: 🔸 معادل فارسی: • گفته می شود که او ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without red flags: 🔸 معادل فارسی: • بدون نشانهٔ هشدار ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flight risk: 🔸 تعریف ها: 1. تعریف حقوقی ( اصلی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
remand: 🔸 معادل فارسی - بازداشت موقت ( د ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stagnate: ECONOMICS اقتصاد to stop growing o ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feat: کلمه "feat" به معنای یک دستاورد یا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suit yourself: to do what one wants to do/ The phr ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ebb: 🔹 جزر / افت و کاهش / پس روی / ضعف ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
top gun: This phrase originated from the tit ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش