نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let’s roll: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: بزن بریم / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off board: یعنی خارج از جریان بودن، موافق نبود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull the covers off: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: پرده بردار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thumbs in: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: علامت همرا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
air out dirty laundry: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: آبرو بردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not in the fog: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: در ابهام ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the case: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: در حال پیگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with a finger on the pulse: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: در جریان ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پرسش با حداقل ١,٠٠٠ بازدید

-
بپرس
-
تفاوت jail و prison
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot on the heels: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: در تعقیب ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work block: 1 - 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: بخش کا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
attune to: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: هماهنگ شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grunt: 1 - someone who does an unskilled ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrub sister: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: پرستار اتا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pudding head: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: کله پودینگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enhanced personality disorder: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: اختلال شخص ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gyte: /ɡaɪt/ 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: دیو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make one's wee bolt: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: یه فرار کو ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fingers crossed: ( keep/have your fingers crossed ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
actlet: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: نقشک / نقش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aftershave: افتر شیو محصولی است که پس از اصلاح ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nick: A nick is a small, shallow cut or s ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fresh out of: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: ته کشیدن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrap the bottom of the barrel: 🔸 معادل فارسی: • ته ته مانده را اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crackerjack journo: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: خبرنگار تی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live on a shoestring: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: با بودجه ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fight to stay afloat: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تقلا برای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walk a financial tightrope: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: مثل بندباز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel the financial squeeze: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تحت فشار م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrap along: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: با سختی و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on thin ice financially: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: در وضعیت م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrounge for change: 1 - ( طنز اجتماعی ) : وقتی کسی در ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
struggle to make ends meet: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: دست و پا ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
figure out: مثال؛ “I need to figure out who com ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peel off: peel away/off When vehicles, people ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
warm up to: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: کم کم علاق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clue into: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: آگاه شدن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tune down: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: کاهش دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tune over: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تعویض کانا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick up a notch: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: سطح کار را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn on to: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: علاقه مند ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fade into: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: به تدریج د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
short end of the stick: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: طرف بازنده ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zone in: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تمرکز کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
secret ingredient: 🔹 چاشنی مخفی / عنصر پنهان / راز خو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پنتامین: پنتالین یا پروپانتلین بروماید داروی ...
١ سال پیش