نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up the road: 🔸 معادل فارسی: راه رو گرفتن / کل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a few: 🔸 معادل فارسی: چندتا نوشیدنی خورد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
niccy: نیکسی ____________________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get smart with someone: 🔸 معادل فارسی: زبان درازی کردن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cancerette: کنسرِت ___________________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one hunnit: وان هانِت 🔸 معادل فارسی: صددرصد / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no sugarcoating it: 🔸 معادل فارسی: بی پرده گفتن / رک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
junk in the trunk: 🔸 معادل فارسی: باسن بزرگ / پشت بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get around: 1 - سفر کردن یا جابه جا شدن، معمولا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stake: In the context of investment, “stak ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blunting: 🔸 معادل فارسی: کندشدگی / کاهش شدت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نورپاتی دیابتی: نوروپاتی دیابتی یک عارضه شایع و جدی ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break sobriety: 🔸 معادل فارسی: شکستن پاکی / نقض د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sedative effect: 🔸 معادل فارسی: اثر آرام بخش / تأث ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in reverse: 🔸 معادل فارسی: دنده عقب گذاشتن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw anger from: 🔸 معادل فارسی: باعث خشم کسی شدن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in a cast: 🔸 معادل فارسی: گچ گرفتن / در گچ ق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pharmacological effect: 🔸 معادل فارسی: اثر دارویی / اثر ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
naloxone: 🔸 معادل فارسی: • نالوکسان / نارکان ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
done for: 1 - to be about to die or suffer v ...
١ سال پیش
نوع مدال

پرسش با حداقل ٢,٥٠٠ بازدید

-
بپرس
-
تفاوت دو واژه incident و accident چ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
outorganize: 🔸 معادل فارسی: بهتر سازمان دهی کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add to the pot: ### 🔸 معادل فارسی: پول گذاشتن وسط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decade plus: ### 🔸 معادل فارسی: بیش از یک دهه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a fur ever home: ### 🔸 معادل فارسی: خانه ی دائمی ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cyberspot: **🔸 تعریف کلی:** اصطلاح **CyberSp ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
storm the barricade: 🔸 معادل فارسی: حمله به سنگر / یور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ice up: ### 🔸 معادل فارسی: یخ زدن / یخ گر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heads on a swivel: 🔸 معادل فارسی: سرها رو بچرخونید / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep the show on the road: 🔸 معادل فارسی: کار رو پیش ببر / ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urland: یو - آر - لَند ( با تاکید روی هجای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toothless tiger: ### 🔸 تعریف ها: 1. ** ( سیاسی – ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ditch out on: 🔸 معادل فارسی: زیر قول زدن / جا ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn down the heat: 🔸 معادل فارسی: آرام کردن اوضاع / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get whipped up: 🔸 معادل فارسی: هیجان زده شدن / به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
torch up: 🔸 معادل فارسی: آتش زدن / شعله ور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keytruda qlex: کی ترو دا کِلِکس - - - ### 🔸 م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall out: ** این عبارت اغلب برای توصیف اختلاف ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
presence: او حتی به خود زحمت نداد که حضور او ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
presence: نوزادان در برابر اشکال عظیمی که تنه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delapidated: **دِلَپیدِیتید** _________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delapidate: دی - لَ - پِ - دِیت 🔸 **معادل فارس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweet sorrow: 🔸 **معادل فارسی**: اندوه شیرین / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underacknowledge: 🔸 معادل فارسی: کم توجهی کردن / به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cracked up: 🔸 **معادل فارسی**: - ادعاشده / پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
condition dogs: 🔸 معادل فارسی: شرطی کردن سگ ها / ...
١ سال پیش