تاریخ
١ سال پیش
متن
My Dad is a sports fanatic. I am going to buy him a wireless sportscast so that he can know the score anywhere.
دیدگاه
١

بابام یه متعصب ورزشیه . میخوام اشتراک شبکه ورزش را براش بخرم

تاریخ
١ سال پیش
متن
The parting between the two great composers was poignantly prescient.
دیدگاه
٠

جدایی بین دو آهنگساز بزرگ به طرز تلخی قابل پیش بینی بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
He captured the outlaw and returned to collect his bounty.
دیدگاه
٠

و برای جمع آوری مژدگانی برگشت

تاریخ
١ سال پیش
متن
John Kleinschnitz, in charge of the steel erectors, had two options.
دیدگاه
٠

Jk مسئول سازه فولادی دو گزینه داشت

تاریخ
١ سال پیش
متن
Inset: The erector spine muscles lift the torso and the rhomboid draw the scapulae towards the midline.
دیدگاه
٠

ماهیچه های ستون فقرات

تاریخ
١ سال پیش
متن
When were hairier (see No., the erector pili made the hairs stand on end when we needed to appear bigger and scarier. Now, it just gives us goose bumps.
دیدگاه
٠

الان فقط مو به تنمون سیخ میشه

تاریخ
١ سال پیش
متن
Hey, put a sock in it, will you? I'm trying to work here.
دیدگاه
٠

هی خفه شو من دارم سعی می کنم اینجا کار کنم

تاریخ
١ سال پیش
متن
Tenacity is the bridge to success.
دیدگاه
٠

سرسختی پل موفقیت است

تاریخ
١ سال پیش
متن
It is the unbridled individual interest of a person who forgets the existence of others in thinking only of his own advantage.
دیدگاه
٠

منافع شخصی افسارگسیخته فرد باعث می شود که فرد ، وجود افراد دیگر را بخاطر سود خودش فراموش کند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Failure to provide insurance rendered him liable to prosecution.
دیدگاه
٠

قصور در تامین بیمه وی را تحت پیگرد قانونی قرار داد

تاریخ
١ سال پیش
متن
He was far too canny to risk giving himself away.
دیدگاه
٠

او آنقدر زیرک بود که برای رهایی خودش خطر کنه

تاریخ
١ سال پیش
متن
The national theatre will be the main beneficiary of the millionaire's largesse.
دیدگاه
٠

Largesse : گشاده دستی - لارژ بودن

تاریخ
١ سال پیش
متن
If we mingle with the crowd we shall not be noticed.
دیدگاه
٠

اگه قاطی جمعیت بشیم دیده نمی شیم

تاریخ
١ سال پیش
متن
Ruthless penalising of malingerers and also of sides going over the top has brought about a quiet revolution.
دیدگاه
٠

Going over the top : زیاده روی کردن - افراط کردن

تاریخ
١ سال پیش
متن
Underthebasket, leaving him, fat malingerer figure.
دیدگاه
٠

ولش کن گنده تمارضگر را

تاریخ
١ سال پیش
متن
Sometimes the workers are even unable to prove they are ill and are adjudged lazy or dismissed as malingerers.
دیدگاه
٠

و تنبل قلمداد می شوند یا بعنوان تمارض کننده منفصل از خدمت می شوند

تاریخ
١ سال پیش
متن
One night there was a heavy snowfall, and in the morning Pike, the malingerer, did not appear. He was securely hidden in his nest under a foot of snow.
دیدگاه
٠

زیر یک متر برف - یک فوت برف

تاریخ
١ سال پیش
متن
She preludes her remarks with a jest.
دیدگاه
٠

او حرفهایش را با شوخی مقدمه چینی می کنه

تاریخ
١ سال پیش
متن
She rocks back and forth on her chair like a mischievous child.
دیدگاه
٠

ظاهرا طرف روی صندلی گهواره ای نشسته . Rocker

تاریخ
١ سال پیش
متن
Attempts to measure bile salts directly by continuous aspiration have produced conflicting results.
دیدگاه
٠

تلاشها برای اندازه گیری نمک صفراوی از طریق دم زنی نتایج متناقضی تولید کرده است

تاریخ
١ سال پیش
متن
For many, aspiration to higher things through promotion was tied up with the idea of a larger wage-packet.
دیدگاه
٠

برای بسیاری آرزوی چیزهای بالاتر از طریق ارتقا ، به ایده پاکت حقوق بزرگتر ، گره خورده

تاریخ
١ سال پیش
متن
Her singing was atrocious.
دیدگاه
٠

آواز او خیلی بد بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
The two incidents were only remotely connected.
دیدگاه
٠

دو حادثه فقط کمی مرتبط بودند

تاریخ
١ سال پیش
متن
There was nothing remotely new in this idea.
دیدگاه
٠

درراین ایده هیچ چیز کمی جدید وجود نداشت

تاریخ
١ سال پیش
متن
Are you sure you haven't seen anything even remotely suspicious?
دیدگاه
٠

آیا مطمئنی که هیچ چیز اندکی مشکوک هم ندیده ای ؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
There is no other player even remotely approaching her calibre.
دیدگاه
٠

هیچ بازیکن دیگری که حتی اندکی به مهارت او نزدیک باشه وجود نداره

تاریخ
١ سال پیش
متن
The brew tasted only remotely of beer.
دیدگاه
٠

مشروب فقط کمی مزه آبجو می داد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Safety glazing is effective but the high cost sometimes prohibits its use in private dwellings.
دیدگاه
٠

شیشه نشکن موثره اما بخاطر قیمت بالا گاهی در خانه های شخصی ا

تاریخ
١ سال پیش
متن
A NORTH-EAST double glazing firm has been fined nearly £000 for breaches of work safety procedures.
دیدگاه
٠

یک شرکت تولید شیشه های دوجداره شمال شرق بعلت نقض رعایت ایمنی کار جریمه شده است

تاریخ
١ سال پیش
متن
Double glazing is often a good selling - point for houses.
دیدگاه
٠

پنجره دوجداره برای خونه ها یه مزیت فروشه - خونه با پنجره دوجداره خوب فروش میره

تاریخ
١ سال پیش
متن
Every family has a skeleton in the cupboard.
دیدگاه
٠

هر خانواده ای یه ننگ یا موضوع شرم آوری دارد

تاریخ
١ سال پیش
متن
There is a skeleton in the cupboard.
دیدگاه
٠

یه موضوع شرم آور و ننگینی وجود داره

تاریخ
١ سال پیش
متن
He catalogs Jimmy Carter's Sisyphean struggle to make energy independence a central issue during his presidency.
دیدگاه
٠

او مبارزات سیزیفی جیمی کارتر برای تبدیل کردن استقلال انرژی به موضوعی محوری در دوران ریاست جمهوری خود را فهرست می کند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
I place a high premium on what someone is like as a person.
دیدگاه
٠

من برای اینکه هر شخص چه مدلیه اهمیت بالایی قائلم

تاریخ
١ سال پیش
متن
Your first premium is now due.
دیدگاه
٠

زمان اولین حق بیمه شما الان تموم شده

تاریخ
١ سال پیش
متن
Electricity companies pay a premium for renewable energy.
دیدگاه
٠

شرکتهای برق برای انرژی های تجدیدپذیر پاداش می دهند

تاریخ
١ سال پیش
متن
A premium of 2 per cent is paid on long-term investments.
دیدگاه
٠

برای سرمایه گذاری های بلند مدت دو درصد حق بیمه پرداخت می شود

تاریخ
١ سال پیش
متن
You have to pay a premium for express delivery.
دیدگاه
٠

شما برای تحویل سریع باید مبلغ بیشتری بپردازید

تاریخ
١ سال پیش
متن
Consumers are prepared to pay a premium for organically grown vegetables.
دیدگاه
٠

مصرف کنندگان آماده اند که برای سبزیجات ارگانیک مبلغ بیشتری بپردازند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Some players earn obscene amounts of money.
دیدگاه
٠

برخی از بازیکنان مقادیر خیلی زیادی پول به دست می آورند

تاریخ
١ سال پیش
متن
The rug can double up.
دیدگاه
٠

قالیچه دولا میشه - تا میشه

تاریخ
١ سال پیش
متن
You can stay with us; we'll all just double up.
دیدگاه
٠

می تونی پیش ما بمونی . ما اتاقمون را شریک می شیم

تاریخ
١ سال پیش
متن
A punch like that would double up anyone.
دیدگاه
٠

یه مشت مثل اون هر کسی را دولا می کند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Terry will have to double up with Bill in the front bedroom.
دیدگاه
٠

تری باید با بیل اتاق خواب جلویی را شریکی استفاده کند

تاریخ
١ سال پیش
متن
They laugh so hard they double up with laughter.
دیدگاه
٠

آنقدر می خندند که از خنده دولا می شوند - روده بُر می شوند

تاریخ
١ سال پیش
متن
We shall have to double up the sheets to get them in the drawer.
دیدگاه
٠

ما باید ملافه ها را دو تا کنیم تا آنها را در کشو قرار بدهیم

تاریخ
١ سال پیش
متن
Being a foreigner, he did not catch on the joke.
دیدگاه
٠

بعنوان یه خارجی ، جوک را نفهمید - درک نکرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
The controversy surrounding the take-over yesterday continued to reverberate around the television industry.
دیدگاه
٠

جنجال پیرامون تصاحب قدرت دیروز در صنعت تلویزیون بازتاب گسترده داشت

تاریخ
١ سال پیش
متن
Be nice to people on the way up, because you'll need them on your way down.
دیدگاه
٠

وقتی وضعیت خوبی دارید با مردم خوب رفتار کنید چون وقتی وضعیت بدی دارید به آنها نیاز دارید