تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ : توآ

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 be on the lookout for = مراقبت فعال و آگاهانه در طول زمان، یعنی عمداً دنبال چیزی هستی یا انتظار داری ظاهر بشه. مثال ها: 1. Police are on the loo ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

lookout : برج دیده بانی be on the lookout : بقول دوستمون : شش دونگ حواست رو خوب جمع کن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باشه 👍 همه ی توضیحات و مثال ها رو یک جا و منسجم می ذارم تا راحت مرور بشه: - - - 🔹 fight off = دفع کردن، پس زدن چیزی که به سراغت می آید ( بیمار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

باشه 👍 همه ی توضیحات و مثال ها رو یک جا و منسجم می ذارم تا راحت مرور بشه: - - - 🔹 fight off = دفع کردن، پس زدن چیزی که به سراغت می آید ( بیمار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باشه 👍 همه ی توضیحات و مثال ها رو یک جا و منسجم می ذارم تا راحت مرور بشه: - - - 🔹 fight off = دفع کردن، پس زدن چیزی که به سراغت می آید ( بیمار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه flaccid یعنی شل، افتاده، بی جان ( برعکس سفت و محکم ) . مترادف ها: limp, weak, slack, droopy. متضادها: firm, stiff, strong, rigid. همنشین ها: fla ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

چند جمله با pursue ( دنبال کردن ) و ensue ( به دنبال آمدن/رخ دادن ) ⭐ با pursue: 1. She decided to pursue a career in medicine. – او تصمیم گرفت یک ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای موی جو گندمی یا لباس سیاه و سفید استفاده میشه Pepper : فلفل : سیاه Salt :نمک : سفید

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای موی جو گندمی یا لباس سفید و سیاه استفاده میشه Salt : نمک : سفید Pepper : فلفل : سیاه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٤

عبارت "catch up with" در زبان انگلیسی چند معنی و کاربرد مختلف دارد که به شرایط و زمینه جمله بستگی دارد. در ادامه، معانی مختلف این عبارت همراه با توضی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شناوری یا حالت برخاستن اجسام در مایع 1. The buoyancy of the boat kept it afloat even in rough waters. شناوری قایق باعث شد که حتی در آب های طوفانی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت "You above all people" به طور کلی به معنی "تو از همه ی افراد" یا "تو بیشتر از همه ی افراد" است. این عبارت معمولاً در موقعیتی به کار می رود که ف ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Croon, er

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

heartthrob : مرد خوش چهره و دختر کش مثل امین تارخ ، گلزار ، . . . . .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کلمه "spin - off" به معنای تولید یک اثر فرعی است که از یک اثر اصلی الهام گرفته شده یا از آن جدا می شود. این اثر فرعی معمولاً شخصیت ها، داستان ها یا د ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

عکس

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه اصلی: از زبان ییدیش ( Yiddish ) واژه nosh مستقیماً از زبان ییدیش ( زبان یهودیان اشکنازی ) وارد انگلیسی شده است

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ocular patdown : بازرسی چشمی ، برانداز کردن امنیتی یا بَراندازِ چشمی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

ocular patdown : بازرسی چشمی ، برانداز کردن امنیتی یا بَراندازِ چشمی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

shoot one's wad همه منابع و وقت و انرژی خود را صرف کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

blow one's wad همه منابع و وقت و انرژی خود را صرف کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

shoot one's wad تمام منابع و وقت و انرژی خود را صرف کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

blow one's wad

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Hair piece Wig

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٤

funnel : قیف tunnel : تونل

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

from here on out : از حالا به بعد - زین پس - از این به بعد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

! کلمه "condominium" ریشه ای لاتین و بسیار جالب دارد که معنای فعلی آن را به خوبی توضیح می دهد. ریشه شناسی ( Etymology ) کلمه Condominium: این کلمه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

roger : roger that : copy that "Roger" به معنای "دریافت شد" نیست. این یک کلمه رمز ( Code Word ) در ارتباطات رادیویی است که برای تأیید فهمیدن یک پیا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

roger : roger that : copy that "Roger" به معنای "دریافت شد" نیست. این یک کلمه رمز ( Code Word ) در ارتباطات رادیویی است که برای تأیید فهمیدن یک پیا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

roger : roger that : copy that "Roger" به معنای "دریافت شد" نیست. این یک کلمه رمز ( Code Word ) در ارتباطات رادیویی است که برای تأیید فهمیدن یک پیا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرشار مملو پر از

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زیر رایج ترین عبارات هم نشین ( Collocations ) با �Time - Shared� و �Time - Sharing� آورده شده است. ۱. صفت اسم: Time - Shared [Noun] این ساختار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زیر رایج ترین عبارات هم نشین ( Collocations ) با �Time - Shared� و �Time - Sharing� آورده شده است. ۱. صفت اسم: Time - Shared [Noun] این ساختار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زیر رایج ترین عبارات هم نشین ( Collocations ) با �Time - Shared� و �Time - Sharing� آورده شده است. ۱. صفت اسم: Time - Shared [Noun] این ساختار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زیر رایج ترین عبارات هم نشین ( Collocations ) با �Time - Shared� و �Time - Sharing� آورده شده است. ۱. صفت اسم: Time - Shared [Noun] این ساختار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زیر رایج ترین عبارات هم نشین ( Collocations ) با �Time - Shared� و �Time - Sharing� آورده شده است. ۱. صفت اسم: Time - Shared [Noun] این ساختار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زیر رایج ترین عبارات هم نشین ( Collocations ) با �Time - Shared� و �Time - Sharing� آورده شده است. ۱. صفت اسم: Time - Shared [Noun] این ساختار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زیر رایج ترین عبارات هم نشین ( Collocations ) با �Time - Shared� و �Time - Sharing� آورده شده است. ۱. صفت اسم: Time - Shared [Noun] این ساختار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی تحت الفظی : آلت تناسلی مردانه شُل بی عرضه ضعیف بی کفایت ترسو و بی جرأت شخصیتی ضعیف و غیرجذاب ۱. بی عرضه ( رایج ترین و نزدیک ترین معادل از ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The duper manipulates the dupee. فریب دهنده، فریب خورده را اغوا می کند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

price gouge : gouge : گرانفروشی کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

price gouge : gouge : گرانفروشی کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اینجا چند عبارت رایج با کلمه impede و مشتقات آن ( مانند impediment ) آورده شده است: 1. با فعل Impede ( مانع شدن، مختل کردن ) Impede progress ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اینجا چند عبارت رایج با کلمه impede و مشتقات آن ( مانند impediment ) آورده شده است: 1. با فعل Impede ( مانع شدن، مختل کردن ) Impede progress ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اینجا چند عبارت رایج با کلمه impede و مشتقات آن ( مانند impediment ) آورده شده است: 1. با فعل Impede ( مانع شدن، مختل کردن ) Impede progress ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

در اینجا چند عبارت رایج با کلمه impede و مشتقات آن ( مانند impediment ) آورده شده است: 1. با فعل Impede ( مانع شدن، مختل کردن ) Impede progress ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان دو عبارت با denominator : common denominator : وجه مشترک - مخرج مشترک در ریاضی lowest common denominator : عامه پسند - کوچکترین مخرج مشترک ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - وجه اشتراک - نقطه مشترک ۲ - مخرج مشترک یا مضرب مشترک در ریاضی ( مخرج مشترک دو عدد ۳و۴ میشه ۱۲، ۲۴، ، ۳۶، . . . . )

پیشنهاد
٠

۱ - به فرمایش دوستمون عامه پسند میشه . ۲ - همچنین کوچکترین مضرب مشترک در ریاضی . ( ک . م. م. دو عدد ۳و۴ برابر است با ۱۲ )