پیشنهادهای حمیدرضا (٣,٣٦٠)
آی گفتی آره والا درست زدی وسط خال
به نصیحتت گوش کردم.
به زمین زدن
یکی و مشابه نبودن
خندیدن و تمسخر کردن
داره دیرم میشه.
ساعات کار منصفانه، دستمزد منصفانه
قسم بخور.
تقصیر من ننداز.
وسایل نقلیه سنگین
نمی تونی همه اینارو تقصیر من بندازی.
سعی نکن تقصیر من بندازی.
داری دستم میندازی.
قسر در رفتی.
من حاضرم. آماده ام.
آسیاب به نوبت یکی یکی دونه به دونه
الان میام پیشت الان بر میگردم زود میام
چونه زدن.
مربوط بودن، ربط داشتن
تکان دادن به معنی پرت کردن ته سیگار با انگشت هم هست.
ازت متنفرم.
قدرت مالی توان و استطاعت مالی
از ترس خشکم زد قالب تهی کردم وحشت کردم
زایمان سه قلو سه قلو بچه بدنیا آوردن زاییدن سه قلو
بگو چقدر کافیه.
تبعیض یک بام و دو هوا استاندارد دوگانه
نتیجه گیری واضح رو انجام داد. دو دو تا چهارتا.
یه معذرت خواهی بکن.
وای یاخدا
کلک ترفند حقه
دیگه کار تمومه! کاری نداره.
خوره شیفته مشتاق علاقه مند
اغلب معنی منفی داره. رو برگرداندن، به روی خود نیاوردن. وانمود کردن به اینکه کار بد یا عمل مجرمانه ای که انجام شده را ندیده ایم. همچنین از ترس مواجهه ...
کلی کار سخت پیش رو داشتن، یه عالمه کار ( طاقت فرسا ) داشتن.
با کسی شوخی کردن. دست انداختن. سر کار گذاشتن .
محور جوک موضوع خنده
توهین نژادپرستانه و تحقیر آمیز نسبت به مردم با تبار خاور میانه ای یا آفریقای شمالی، عرب، افغانی و پاکستانی است. ( فردی با پوست تیره که اصالتاً آفری ...
کفری شدن به خون کسی تشنه شدن عصبانی و خشمگین شدن
خودت به تنهایی بدون کمک دیگران
زیادی تحلیل کردن. یک قضیه ای رو برای خود زیادی بزرگ کردن.
یواشکی کاری رو انجام دادن. بدون جلب کردن توجه دیگران.
از شَرّ چیزی یا کسی خلاص شدن دور انداختن و نابود کردن
قدرت گردن
تله گذاشتن
عطایش را به لقایش بخشیدن. تر و خشک رو با هم سوزوندن. همه اجزای یک سیستم یا راه حل رو به یک چشم دیدن.
دروغگو، دروغ شاخدار.
فضولی کار دستت میده.
اصل مطلب، نکته اصلی، حرف آخر، یا مخلص کلام.
گرفتم متوجه شدم فهمیدم
اگه خاطرم باشه حالا که فکرشو میکنم الان خاطرم اومد