نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set of skins: لاستیک ( چهار حلقه )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop on a dime: ناگهان توقف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw someone in the slammer: کسی را به زندان انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
haul: عجله کردن هم معنی میدهد. we only h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run a light: از چراغ قرمز رد شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run a light: از چراغ قرمز رد شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow out: وعده غذایی مفصل سور شکم چرانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soak: زیادی پول گرفتن از مشتری چاپیدن گوش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nail the brakes: ناگهانی ترمز کردن پا روی ترمز گذاشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set of wheels: اتومبیل ماشین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
punch it: تا ته گاز دادن تا آخر پدال گاز را ف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
punch it: تا ته گاز دادن تا آخر پدال گاز را ف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sucker: ساده لوح زودباور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
corner like it's on rails: خوب پیچیدن ( در مورد ماشین ) this ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beat: بهتر بودن از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jeez: وای! یا مسیح
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burn rubber: با سرعت رفتن ( اتومبیل ) سریع رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rarin' to go: آماده و مشتاق عمل بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's with you: چی اذیتت میکنه؟ چته؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what's with you: چی اذیتت میکنه؟ چته؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get into: خود را غرق کاری کردن توجه خود را کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blast: اوقات خوش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut out for something: برای کاری ساخته شدن به صورت ذاتی تو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut out for something: برای کاری ساخته شدن به صورت ذاتی تو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go to hell in a handbasket: بدتر شدن فاسد شدن خراب شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweat like a pig: به شدت عرق کردن مثل خوک عرق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lardo: چاقالو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off it: چرت و پرت نگو!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get off it: چرت و پرت نگو!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when hell freezes over: هرگز هیچوقت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when hell freezes over: هرگز هیچوقت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the showers: حمام رفتن ( در باشگاه )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to lift a finger: دست به سیاه و سفید نزدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bend over backwards: به آب و آتش زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what's going on: در چه حالی؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay up till all hours of the night: تا دم صبح بیدار ماندن تا آخر شب بید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat someone out of house and home: مدام تمام غذای کسی را خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can say that again: زدی تو خال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have it made in the shade: به راحتی کاری را انجام دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
belch: بلند آروغ زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kick out: با لگد بیرون کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raid the fridge: به غذای درون یخچال حمله کردن تمام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
basket case: آدم مضطرب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hear ya: باهات موافقم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
up to: مشغول کاری بودن مشغول کاری مشکوک بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cut it: توانایی کاری را داشتن موفق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut it: توانایی کاری را داشتن موفق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stone sober: کاملا هشیار [مخالف مست]
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lowdown: تمام داستان کل ماجرا تمام اطلاعات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lowdown: تمام داستان کل ماجرا تمام اطلاعات
٢ سال پیش