نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no time like the present: الان بهترین موقع است.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw under the bus: تو دردسر انداختن کسی آدم فروشی خیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overcooking grits: عصبانی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pass the torch: واگذار کردن مسئولیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pass the torch: واگذار کردن مسئولیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
know it all: عقل کل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pie in the sky: خوش خیالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fruitloop: آدم دیوانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull a ghost: غیب شدن ترک کردن ناگهانی محل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i smell you: درکت میکنم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pussy out: جا زدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass out: بدبخت، بی پول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep under the rug: پنهان کردن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fly too close to the sun: بلند پروازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'll tell you what: ببین چی میگم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear with me: یکم بهم وقت بده.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
read someone the riot act: کسی را سرزنش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow one's lines: دیالوگ های خود را اشتباه گفتن در سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cold day in hell: هرگز هیچوقت عمرا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you said it: موافقم!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
field day: اوقات خوش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
field day: اوقات خوش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose one's cool: از کوره در رفتن عصبانی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give someone the finger: انگشت وسط خود را به کسی نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flake: آدم غیرقابل اعتماد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get going: جایی را ترک کردن رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rolling in it: پول دار مایه دار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sponge off someone: از کسی پول قرض گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sponge off someone: از کسی پول قرض گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold it down: ساکت بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a load of that: به چیزی نگاه انداختن چیزی را تماشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gee: عجب نه بابا بی خیال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
too rich for my blood: گران
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
caught dead: هرگز ( کاری به خصوص را ) انجام نداد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
caught dead: هرگز ( کاری به خصوص را ) انجام نداد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's name no something: برای کسی ساخته شدن کاملا مناسب کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now you're taking: حالا داری منطقی حرف میزنی حالا داری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
down one's sorrows: با مست کردن مشکلات خود را فراموش کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the stores: به خرید رفتن به مغازه رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shop till one drops: تا جان داشتن خرید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drag: کسی را به زور به جایی آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a kick: لذت بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trash someone: به باد انتقاد گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk about a: خیلی ( برای شدت بخشیدن به چیزی استف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a blowout: پنچر شدن لاستیک پنچر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a lead foot: عشق سرعت بودن به رانندگی پرسرعت علا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jinx: طلسم نحسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pile: مقدار زیاد ( کلی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in no time flat: فورا سریع
٢ سال پیش