Figure

Figure

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



turnstile٠١:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/١٣گیت تردد که تنها یه نفر در یک زمان می تواند از آن عبور کند.گزارش
9 | 0
lodging٠٠:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/١٣۱ - محل اقامت موقتی a temporary place to stay or live ۲ - اقامت accommodation A fee for board and lodging : هزینه خورد و خوراک و اقامت Airfare an ... گزارش
7 | 1
ram down someone's throat٠٠:٣٢ - ١٣٩٩/١٢/١٣Also shove down someone's throat ۱ - چپاندن thrust or push forcefully ۲ - کسی را با زور وادار به قبول کردن عقیده ای یا انجام کاری کردن To make som ... گزارش
2 | 0
airfare٠٠:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/١٣هزینه سفر با هواپیما The fare for/ price of travel - trasportation - trip by planeگزارش
9 | 0
factor in٠٠:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/١٣با در نظر گرفتنِ با احتساب Include Consider To take something into account or consideration Figure something in Traveling overseas is expensive. ... گزارش
2 | 0
swig٢٣:٢٩ - ١٣٩٩/١٢/١٢به صورت قلپ قلپ A big, fast gulp قلپ قلپ سر کشیدن to take a big slurp of a drink He took a huge/slow/long/another/final swig of his beerگزارش
5 | 0
vichyssoise٢٣:١٢ - ١٣٩٩/١٢/١٢نوعی سوپ خامه ای غلیظ که سرد سرو می شود. A thick soup made with leek, onion, potato and chicken stock. It's served chilledگزارش
2 | 0
pucker up٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/١٢جمع کردن لب و لوچه draw together غنچه کردن لب ها wrinkle Her lips puckered in disappointment at the transparent honesty in my voice گزارش
2 | 0
what's keeping someone٢١:١٥ - ١٣٩٩/١٢/١٢Idiom چرا معطل شدی؟ چرا دیر کردی؟ کجا موندی؟ کوشی پس؟ هاردا قالدین به!!؟ Used to ask why someone is late ?Means: what is delaying someone گزارش
5 | 1
کمر همت بسته١٨:٠١ - ١٣٩٩/١٢/١٢Hell - bent All - outگزارش
2 | 0
on par with١٥:١٠ - ١٣٩٩/١٢/١٢هم ردیف بودن Rumi is on par with Beethoven, Mozart and Shakespeareگزارش
2 | 0
precipice١٤:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/١٢۱ - پرتگاه A cliff with an overhanging edge ۲ - مهلکه، موقعیتی که جان آدمی را به خطر می اندازد یا شکست او بسیار مهتمل است on the edge of a precipice ... گزارش
14 | 0
plumpness١٢:٣١ - ١٣٩٩/١٢/١٢حالت و شکل گردو گولی، حالت تپلی بدن پر داشتنگزارش
2 | 1
inordinate١٠:٤٤ - ١٣٩٩/١٢/١٢مفرط، افراطی Excessive بیش از اندازه out of proportion حد way beyond normal limits بسیار زیاد too much /Inordinate desire/love/interest passion/e ... گزارش
5 | 0
gluttony٠٨:٢٣ - ١٣٩٩/١٢/١٢شکم بارگی شکم پرستی Excessive desire to consume more than that which one requiresگزارش
2 | 0
midwife٠٨:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/١٢ماما، قابله a health professional trained to support and care for women during pregnancy, labour and birthگزارش
16 | 1
subvert٠٧:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/١٢** در کل: تخریب و سرنگون سازی یا براندازی چیزی از طریق تضعیف کردن تدریجی پایه های آن ، یا مقابله با آن ۱ - سرنگون کردن، برانداختن، از قدرت برکنار ک ... گزارش
21 | 0
assail٢٣:٠١ - ١٣٩٩/١٢/١١حمله/تاخت /هجوم فیزیکی یا روحی روانی بصورت مکتوب یا شفاهی Sufism is to find joy in the heart whenever distress and care assail it Care: an anxious ... گزارش
5 | 0
possessive٢٢:٤٤ - ١٣٩٩/١٢/١١۱ - کسی که در رابطه ای همواره طرف مقابل را شدیدا تحت کنترل، سلطه و مالکیت خود نگه می دارد و انتظار دارد شما تماما توجه، وقت و محبت خود را تنها صرف او ... گزارش
41 | 1
inanimate١٩:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/١١بی جان Not alive A non living thing :Inanimate comes from a latin root In: not Ananimatis: aliveگزارش
9 | 0
pull on١٩:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/١١۱ - چیزی را محکم گرفتن و مرتبا به سمت خود کشیدن To take hold of something and pull it several times toward oneself ۲ - پتک عمیقی به سیگار زدن To i ... گزارش
37 | 0
budge١٢:٥٤ - ١٣٩٩/١٢/١١جم خوردن ، ذره ای یا یه خورده جابجا شدن The men tried to tug at the stone, but it wouldn't budge from the mud The boys budged over to make room ... گزارش
14 | 0
full bore١٢:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/١١- با تمام قوا Hell - bent All - out to exert oneself at full bore: تمام تلاش خود را بکار بردن To strain every nerve - تمام عیار a full bore cris ... گزارش
2 | 0
pellet١٢:٠٠ - ١٣٩٩/١٢/١١Bunch قطعات، توده یا ذرات فشرده شده هر چیزی مثل تگرگ که قطرات فشرده و منجمد شده باران است.گزارش
12 | 0
mooning١١:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/١١The tradition of suddenly pulling down one's buttocks as a gesture of disrespect or simply for laughs This term has gained its modern slang usage ... گزارش
7 | 1
burst the bond٠٨:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/١١Burst the bond to something از بند چیزی رها شدن بند چیزی را گسستن Rumi exhorts the reader to burst the bonds to the gold and silver to be free رو ... گزارش
2 | 0
prologue٠٨:١٨ - ١٣٩٩/١٢/١١مقدمه یا پبیش گفتاری که بر یک اثر یا کار هنری یا ادبی نوشته می شود. an introductory section of a literary or musical work A prologue to Romeo and ... گزارش
5 | 0
infirmity٠٨:١٢ - ١٣٩٩/١٢/١١ضعف و نانوانی جسمی یا ذهنی Mental or physical weakness or ailment Rumi believed that love and its sweet madness . heals all infirmitiesگزارش
2 | 0
loin٠٧:٥١ - ١٣٩٩/١٢/١١گوشت راسته گوساله یا گاو a part of a body or large cut of meat on the both sides of spine from lowest ribs to the hip bones Chuck : گوشت قسمت شانه ... گزارش
9 | 0
ribeye٠٧:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/١١گوشت قسمت دنده گاو یا گوساله ) گوشت راسته هم گوشت های اطراف ستون فقرات است و چون تحرکی ندارند نرمترین نوع گوشت بوده و برای کباب مناسب می باشند ) ... گزارش
12 | 0
pull oneself up by ones own bootstraps٠٧:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/١١روی پای خود ایستادن به خود تکیه کردن بدون تکیه به دیگران از پس مشکلی برآمدن/ کاری را انجام دادن To get out of a difficult situation by one's own e ... گزارش
2 | 0
exhort٠٧:١٨ - ١٣٩٩/١٢/١١فراخواندن دعوت کردن خواستن توصیه کردن ترغیب کردنگزارش
7 | 0
cut both ways٠٩:١٧ - ١٣٩٩/١٢/١٠هر دو جنبه منفی و مثبت رو داره To have both negative and positive aspects . This cultural influence cuts both way The decision will inevitably cut ... گزارش
2 | 0
drivel٠٩:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/١٠چرند Nonsense Bull shit چرت و پرت گفتن To speak nonsenseگزارش
12 | 0
patently٠٩:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/١٠Clearly Obviously Openly That is a patently stupid idea Patently false/absurd dangerousگزارش
5 | 1
banally٠٨:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/١٠به شکل خیلی معمولی بصورت عادی و روتینگزارش
2 | 0
cold sore٢٠:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٩تبخال Blisters around the mouth caused by herpes viruses. They clear up in 7 to 10 days without leaving any scarگزارش
5 | 1
complementary٢٠:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٩ایفا کنتده نقش مکمل A complementary thing has the role of enhancing or completing the qualities of something else Men and women have different but ... گزارش
2 | 0
trip out١٩:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٩Freak out ، enrage, have a fit ۱ - ناگهانی، بسیار مضطرب، عصبی، هیجانی، احساساتی واکنش نشان دادن / رفتار کردن، خشمگین شدن ۲ - تحت تاثیر مواد مخدر هذ ... گزارش
7 | 0
mix and match١١:٤٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٩- انتخاب چندین چیز مختلف مانند لباس، سبک، دکوراسیون یا ایده های متفاوت و ترکیب و قرار دادن آنها در کنار هم با هماهنگی و هارمونی مناسب - ست کردن چیز ... گزارش
12 | 0
unabridged٠٨:٣١ - ١٣٩٩/١٢/٠٩مشروح، کامل و اولیه ، ادیت نشده، خلاصه نشده Full - length Uncut Complete Abridged : shortened • I didn’t read the unabridged version because it ... گزارش
2 | 0
word of mouth٠٧:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٩- دهان به دهان گشتن و منتقل شدن مطالب، اطلاعات و اخبار - انتقال یا دریافت اطلاعات بصورت شفاهی، کلامی یا زبانی ( Grapevine ) • You just tell a few ... گزارش
5 | 0
circuitous٠٧:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٩مسیر، مسافرت، صحبت: ( rout, journey, speech ) - غیر مستقیم indirect - دارای پیچ و خم having winding course • We took a circuitous and unfamilia ... گزارش
12 | 0
cognate٢٣:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٨Cognate with در لغات و کلمات: هم ریشهگزارش
9 | 0
out of stock٢٣:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٨موجود نبودن Not available to buyگزارش
9 | 0
grist to the mill٢٣:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٨۱ - منبع / اطلاعات/ مطالب/ مسائل ارزشمند، کارآمد، سودمند و کاربردی که می شود در موقعیت های مناسب از آنها بهره برد ۲ - دستمایه ؟گزارش
2 | 0
capture the flavor of something٢٢:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٨عصاره و خلاصه چیزی را گردآوری کردن She captured the flavor of her experiences in a bookگزارش
2 | 0
eggcorn٢٢:٤١ - ١٣٩٩/١٢/٠٨Spoken misunderstandings اشتباهی زبانی که مردم هنگام استفاده بصورت شفاهی متوجه آن نمی شوند و تنها هنگامی که نوشته می شود عیان می گردد. ولی همچنان دا ... گزارش
5 | 0
marksman١٥:٣١ - ١٣٩٩/١٢/٠٨Deadeye Crack shot dead shot تیرانداز ماهرگزارش
7 | 0
dime novel١٥:٢٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٨رمان ملودرامیک در اوایل قرن بیستمگزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده