تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سربازها تازه پاگون گرفته اند. تیراندازی بلد نیستند. ( کتاب سووشون از سیمین دانشور ) پاگون: پارچه ای نازک که درجه ی نظامی بر روی آن نصب می کنند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بطری باز کن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بشقاب بردستی: بشقاب زیردستی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لباس افسری سروان سوار، محمد کشمیری کرمانی را تن کرده بودم. کارت شناسایی اش در جیب فرنج بود. ( سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چپلو به معنای لوچ است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صدای کفتر را بق بقو می گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثل آدم های تب نوبه ای لرزم گرفته بود و نفسم بالا نمی آمد. ( سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک بشقاب زردآلو کتانی خنک، یا یک قاب نارنگی درشت… ( سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سینی مسی کنگره دار: سینی مسی که لبه های آن هلالی شکل است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کجایش سر به راه شده؟ با آن خرج زیاد و این زن ارقه. ( سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می گفت: به هر ملمی باشد، نسخه اش را از او خواهم آورد. ( سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشریفات

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لب چین نوعی ظرف کوچک که معمولا لبه ی آن چین دار است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسر برادرت مثل شیر شرزه به میدان آمد. ( سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بابا هم برای مریض هو کشیده. ( سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالا کاکایم لب جوق نشسته نی می زند. ( سووشون از سیمین دانشور ) جوق: جوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشم های سیاه در صورت تاسیده اش، دودو می زد. ( سووشون از سیمین دانشور ) تاسیده به معنای برافروخته شده است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکان دادن دست به نشانه ی احترام نظامی

پیشنهاد
٠

نمی گذارند تو اول راه را درست بروی و بعد مجبوری آنقدر جوش و جلا بزنی و سرت به سنگ بخورد تا راهی را که کج رفته ای، جبران کنی. ( سووشون از سیمین دانش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قرابه های پر از گلاب دورتا دور زیرزمین چیده شده بود. ( سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کی از تو علقه ی مضغه اظهار نظر خواست؟ ( کتاب سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک دختر جوان با لب های داغمه بسته که سرش را گذاشته بود روی شانه ی یک زن جاافتاده ( کتاب سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از آن سر بند: از آن موقع

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک بُر مهمان: یک دسته مهمان، یک گروه مهمان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیبی ندارد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قپش گل انداخت: گونه اش سرخ شد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چای کوپنی به چای جوشیده می ماند. ( از کتاب سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می گفت: تخته کعبه است ابجدخوان عشق ( کتاب سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمام مردم شهر پای پیاده تا باجگاه به استقبالش رفتند. ( کتاب سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حداقل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلبان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عاجزبیجز به معنای بیچاره است عاجزبیجز شدن یعنی بیش از حد عاجز شدن یا بیچاره شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گراته گرفتن: بهانه گرفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مادر، یادت نرود، بهش قند بده. غلام خودش می داند، جویش را پاک می کند. قشواَش هم می کند. ( کتاب سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاتلانقوش: بِنِه، پسته ی کوهی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خارخانه اتاقی ست که بومیان در گرمسیر در محلی که بادگیر باشد تعبیه می کنند. دیوارها و سقف از خارشتر به هم چیده و کوبیده شده است. با وسایلی سقف و دیوار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تب محرقه: تیفوس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این بچه به این اسب خیلی دل بسته، آنی ازش منفک نمی شود. ( کتاب سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گزگزه ام شد: چندشم شد. بر خود لرزیدم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داخل کلاه دوبرتان تاج دوختید و دلتان را خوش کردید که به عمویتان خطاب کنند قبله ی عالم؟ کلاه دوبر: کلاه دو گوشی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیره ی فارسی مدان به گوش عمویم رساند. ( از کتاب سووشون از سیمین دانشور )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اژدهاکش ها یک دسته سوار را خلع سلاح کرده اند. ( کتاب سووشون از سیمین دانشور ) اژدهاکش از تیره های قشقایی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخش: تخس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عَنَک کردن: دست انداختن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواهر خوانده، دوست جانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خرند به محوطه ی آجر فرش جلوی ساختمان می گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

طره ارسی: پیش آمدگی قسمت فوقانی ارسی ارسی: در و پنجره های کشویی که با شیشه های رنگین تزیین شده. در شیراز به اتاقی که دارای چنین در و پنجره هایی باشد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بنه گاه محوطه وسیع در باغ برای نشستن و تفریح. معمولا گرداگرد آن درخت های سایه گستر است و جوی آبی بنه گاه را دور می زند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشیر و مشار= مشاور

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تریک تریک: صدای عکس برداری با دوربین