پا گن

لغت نامه دهخدا

پاگن. [ گ ُ ] ( روسی ، اِ ) سردوشی. پاگون.

پیشنهاد کاربران

سربازها تازه پاگون گرفته اند. تیراندازی بلد نیستند.
( کتاب سووشون از سیمین دانشور )
پاگون: پارچه ای نازک که درجه ی نظامی بر روی آن نصب می کنند