پیشنهادهای فاطمه قادری (١٢٢)
در پناه و پسه اش چشم و گوشی کمین دارد. ( کلیدر از محمود دولت آبادی )
خواستم یک کله دور کاروانسرا تاوش بدهم عرقش وابنشیند. ( از کتاب کلیدر از محمود دولت آبادی )
پرابسته یا پربسته: کسی که بال و پر او بسته باشد، اسیر متضاد آزاد
هم سرنوشت بودن: دو یا چند نفر که در شرایط زندگی، مشکلات یا سرنوشت مشابهی شریک هستند. هم دستی و همدلی: افرادی که به دلیل شرایط مشترک، با یکدیگر متحد، ...
تَرم به معنی برانکارد است مثال: روزی که برای بردن او آمدند چون آمبولانس نمی توانست توی کوچه بیاید از ترم استفاده کردند. ( از کتاب شلغم میوه ی بهشت ...
تحریفی از کورموش ( موش کور ) است. در اصطلاح به آدم کم بینا می گویند. مثال: در همان حال که چشم هایش روی هم بود کورموج کورموج مشغول خوردن شد. ( از ک ...
درق دوروق کردن یعنی سر و صدا کردن
چاق یعنی سلامتی؛ نشنیده ای که وقت احوال پرسب می گویند چاق سلامتی و در بعضی از لهجه ها به آدم مریض می گویند نچاق یعنی ناچاق. ( از کتاب شلغم میوه ی ب ...
تو که توی خانه ات بند نمی شوی و با کش و فش می خواهی خودت را فردی مفید به حال این و آن نشان بدهی. ( از کتاب شلغم میوه ی بهشته نویسنده علی محمد افغان ...
مارگیس به اصطلاح به موی بافته شده که به شکل مار درمی آید می گویند.
هباء به معنی ذرات معلق در هوا منثورا به معنی پاشیده و پراکنده شده در اصطلاح هباء منثورا یعنی هیچ و پوچ مثال: در کتاب تالار آیینه نوشته ی امیرحسن چ ...
تکیف شدن: لذت بردن، کیف کردن
کسی که کار صحافی کتاب را انجام میدهد. کتاب را جلد گذاری می کند و صفحات کتاب را مرتب روی هم قرار می دهد.
کاش منقاشی داشت و این چشمهارا از کاسه در می آورد. ( از کتاب تالار آیینه از امیرحسن چهل تن )
در گذشته به محلی که در آن با استفاده از ابزارهای مختلف فیلم به نمایش عموم میگذاشتند سینماتوگراف میگفتندکه معادل سینمای امروزی بود.
صلابت
شُره عرق یعنی قطره ی عرق
وادنگ در آوردن یعنی زیر قول و حرف زدن، دبه درآوردن، پیمان شکنی کردن
صدای نعلین یعنی صدای پا، صدای قدم برداشتن کسی
بیخون به معنی رنگ پریده، بی حس و حال و سست
همه الدروم بلدرومتان برای زن هاست. جرئت طرف شدن با مردها را که ندارید. ( از کتاب تالار آیینه از امیرحسن چهل تن )
لَخت شدن یعنی سست و بیحال شدن
سست کننده، آنچه موجب بی حالی و رخوت شود.
لَخت کردن یعنی سست کردن، بیحال کردن
رمانک
سندروم دوریان گری امروزه برای توصیف خودشیفتگی به کار میرود و اشاره به شخصیت دوریان گری در رمانی به همین اسم دارد.
به هر نحوی از انحا یعنی هرطور که شده، به هر روش ممکن
زهرآلود، سمی
تغییر ناپذیر
حسادت
مانند عاج به رنگ سفید
مانند عاج، لطیف و نرم
نوشیدنی غیر الکلی که از تخمیر ناقص نان به دست می آید.
ترس از فضای بسته
Big chief دفترچه ای که بر جلد آن تصویر یک سرخ پوست نقش بسته و در دهه ی شصت و هفتاد استفاده می شد.
زندان ایالت لوییزیانا در آمریکا به آنگولا مشهور است زیرا سیاه پوستان زیادی در آن زندانی هستند.
پلیموث plymouth اتومبیلی قدیمی ساخت کمپانی کرایسلر
فیل وار به معنای کُند است. کسی که حرکتش به خاطر چاقی و بزرگی جثه به آهستگی صورت میگیرد
شنیع
خواب آموزی یا هیپنوئیدی که در کتاب “دنیای قشنگ نو” اثر آلدوس هاکسلی مکررا به آن اشاره شده است.
گرمای طبیعی جسم Thermogene
معما
دوستکامی ظرف بزرگ و پایه دار برای نگه داری مایعاتی همچون آب و شربت
پشه کوره=پشه کورک: پشه ریزه
آنقدر ترسو است که اگر بگویند پخ، تا پتلپورت می رود. ( کتاب سووشون از سیمین دانشور )
جایی پنهان شده که دست دیارالبشری به او نرسد. ( کتاب سووشون از سیمین دانشور ) دیارالبشری: بنی بشر
گاری چی
یخنی مرغ غذایی که از گوشت پخته مرغ و با پیاز و گرد لیموعمانی تهیه می شود
یال کوه به معنای گردنه ی کوه است
نمی کشمت تا لباست خینی نشود. ( کتاب سووشون از سیمین دانشور )