کش و فش. [ ک َ ش ُ /ک َش ْ ش ُ ف َ ] ( اِ مرکب ، از اتباع ) کر و فر. دبدبه وجاه و جلال. شأن و تجمل. ( از آنندراج ) : ما مرید جبه ودستار و کش و فش نه ایم نیست واعظ جز نبی و آل پاکش پیر ما.
واعظ ( از آنندراج ).
|| ( اِ صوت ) خش و خش. خش و فش.
فرهنگ فارسی
( اسم ) شان و شوکت کر و فر : ( ما مرید جبه و دستار و کش و فش نه ایم نیست واعظ . جز نبی و آل پاکش پیر ما ) . ( رفیع واعظ )
فرهنگ معین
(کَ شُ فَ ) (اِمر. ) شان و شوکت ، کروفر.
فرهنگ عمید
۱. ناز، عشوه. ۲. کرّوفر، شٲن و شوکت.
پیشنهاد کاربران
تو که توی خانه ات بند نمی شوی و با کش و فش می خواهی خودت را فردی مفید به حال این و آن نشان بدهی. ( از کتاب شلغم میوه ی بهشته نویسنده علی محمد افغانی )