لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [مجاز] بی تجربه، مبتدی.
مترادف ها
ابجدخوان، ابجد آموز، مبتدی
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
می گفت: تخته کعبه است ابجدخوان عشق
( کتاب سووشون از سیمین دانشور )
( کتاب سووشون از سیمین دانشور )
هو
مبتدی .
مبتدی .