برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

🐾 مهدی صباغ

 🐾 مهدی صباغ

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

401 noun - countable :
برنامه ی زنده ی رادیویی یا تلویزیونی که در طی پخش آن برنامه، شنوندگان یا بینندگان می توانند با استودیو تماس گرفته و به صورت زند ...
١٣٩٩/٠١/١٢
|

402 کلاس های فوق برنامه
کلاس های اوقات فراغت
کلاس هایی که مدارس، دانشگاه ها و یا موسسات آموزشی خصوصی در طی تعطیلات تابستانی برای دانش آموزان و دانش ...
١٣٩٩/٠١/١١
|

403 Noun -countable :
سرپرست اردوگاه
شخصی که در طی تعطیلات بر یک اردوگاه نظارت کرده و مسئول اصلی آن می باشد. برخی از مهم ترین وظایف او عبارتند از : ...
١٣٩٩/٠١/١٠
|

404 شهربازی موضوعی
پارک موضوعی
یعنی پارکی که دارای موضوع خاصی است و علاوه بر جنبه ی تفریحی، جنبه ی آموزشی نیز دارد. مانند پارکِ گلها، پارکِ آب بازی ...
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

405 کار تابستانی
کاری که دانش آموزان در طول تعطیلات تابستانی، انجام می دهند.
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

406 پرستار روانپزشکی
شخصی که شغل او مراقبت کردن از افراد دارای بیماری های روانی، می باشد.
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

407 بلاتکلیف گذاردن کسی
کسی را منتظر جواب یا نظر خود گذاشتن
کسی را معطل خود کردن
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

408 مشاور شغلی
مشاور کاریابی
کسی که شغل وی دادن مشورت و توصیه و راه حل های کاربردی به دیگران درباره ی شغل آن ها می باشد. این مشاوران درباره ی این ...
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

409 شروع به انجام کاری کردن
کاری را به صورت همیشگی و معمولی انجام دادن
حرکت کردن کِشتی در مسیر مخالف
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

410 شهرت جهانی
شناخته شده در کل جهان
شناخته شده برای همه ی مردم دنیا
١٣٩٩/٠١/٠٨
|

411 نماینده ادبی
کسی که به وکالت و نمایندگی از طرف یک نویسنده، وارد مذاکره با ناشرین کتاب، تبلیغ کنندگان و ..... می شود تا به چاپ و فروش هر چه بیشتر ک ...
١٣٩٩/٠١/٠٨
|

412 Become famous
معروف شدن
مشهور شدن
شناخته شدن در بین دیگران
١٣٩٩/٠١/٠٨
|

413 آلبوم موسیقی هر خواننده که معمولا روی یک CD ارائه شده و معمولا بیش از ۱۰ تا آهنگ جدید بر روی آن وجود دارد. ١٣٩٩/٠١/٠٨
|

414 Noun-countable :

Record company
شرکت ضبط و پخش موسیقی
شرکتهایی که بر روی خوانندگان سرمایه گذاری کرده و به آنها در ضبط، پخش، انجام تبلیغا ...
١٣٩٩/٠١/٠٨
|

415 Phrase of claim :
Somebody's/something's claim to fame :

دلیل شهرت
دلیل معروف شدن کسی/چیزی
بیشتر برای مسخره کردن دلیل شهرت کسی/چیزی ...
١٣٩٩/٠١/٠٨
|

416 Noun-countable :

نامه ی عدم پذیرش
نامه ی اعلام عدم قبولی
نامه ای که یک کارخانه، شرکت، کارگاه و ..... به متقاضیانِ کاری که در مصاحبه ی اس ...
١٣٩٩/٠١/٠٧
|

417 علف خشک جمع شده به صورت لوله شده ١٣٩٩/٠١/٠٧
|

418 تجربه کسب کردن
بدست آوردن تجربه
باتجربه شدن
تجربه اندوختن
١٣٩٩/٠١/٠٧
|

419 هدر ندادن چیزی
صرفه جویی کردن در چیزی
١٣٩٩/٠١/٠٧
|

420 Noun-uncountable :
جلسه ی مجازی
جلسه ی اینترنتی
برگزاری جلسات از طریق اینترنت به جای تشکیل جلسات به صورت حضوری
١٣٩٩/٠١/٠٧
|

421 Adjective :
خانوادگی
دارای محیط مناسب برای خانواده ها (به خصوص خانواده هایی که دارای فرزند نیز می باشند.)
خانواده پسند

به عنوان مثال ...
١٣٩٩/٠١/٠٥
|

422 قاطعانه
بدون شک و شبهه
با اطمینان کامل
بدون هیچ حرف و حدیثی
١٣٩٩/٠١/٠٤
|

423 جادو درمانی

مکتبی که پیروان آن ادعا دارند به کمک جادو و ارتباطی که با دنیای ارواح و مردگان برقرار می کنند، می توانند بیماران را درمان کنند.
١٣٩٩/٠١/٠٤
|

424 مراکزی که در برخی کشورها وجود دارند و معمولا بودجه ی دولتی و محلی نیز دریافت می کنند و در مکان خود خدماتی به افراد بزرگسال (عمدتا افراد مسن) ارائه می ... ١٣٩٩/٠١/٠٤
|

425 مدیریت مالی ١٣٩٩/٠١/٠٤
|

426 اصطلاح :
کارم زیاد طول نمی کشه.
الان زود برمیگردم.
١٣٩٩/٠١/٠٣
|

427 Adjective :
فریب خورده
وسوسه شده
گمراه شده
اغوا شده
گول خورده

به عنوان مثال :
Tempted by money : فریب خورده به وسیله ی پول.< ...
١٣٩٩/٠١/٠٣
|

428 باشگاه تندرستی
فرق این کلمه با gym در این است که در یک health club علاوه بر تجهیزات ورزشی که در gym ها نیز موجود است، امکانات بیشتری مانند، اتاق م ...
١٣٩٩/٠١/٠٣
|

429 بلیت مترو ١٣٩٩/٠١/٠٢
|

430 Noun-countable-informal :
مشتری ثابت و دائمی یک رستوران، مغازه و ....
سربازی که شغل دائمی او خدمت کردن در نیروهای نظامی است.
بنزین سُرب دار< ...
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

431 Adjective :
دارای تخفیف شده
تخفیف خورده
تخفیف گرفته
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

432 Adjective :
مستقر در محل
حاضر در محیط کار

به عنوان مثال:
An on-site doctor = پزشک مستقر در محل کار (یعنی پزشکی که توسط یک شرکت،کارخا ...
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

433 اتاق آرامش
اتاق آرام
اتاقی که در محل کار برای کارمندان در نظر گرفته می شود و دارای کاربری های متنوعی مانند: استراحت کردن، چرت زدن، انجام اعمال ...
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

434 به توصیه ی کسی عمل کردن
مشورت دیگران را پذیرفتن و طبق آن عمل کردن
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

435 راهی که یک کارمند در طول دوران کاری خود باید در محل کارش طی کند تا به ارتقاء شغلی دست پیدا کند. ١٣٩٩/٠١/٠٢
|

436 بازار کار
درخواست استخدام نیروی کار
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

437 در تمامِ مدتِ.......
در تمامِ طولِ.......
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

438 وَر رفتن با چیزی ١٣٩٩/٠١/٠٢
|

439 توجه دیگران را به خود جلب کردن
جلب توجه کردن
نظر دیگران را به سمت خود معطوف کردن
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

440 Verb-informal :
به شدت باران باریدن
راندن یک وسیله نقلیه به صورت خیلی سریع و بدون احتیاط
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

441 تِیِ دسته دار پلاستیکی (که سَرِ آن به صورت مکعب مستطیلی باریک و بلند است و برای جمع آوری مایعات از روی زمین و هدایت آن به سمتی خاص استفاده می شود.) ١٣٩٩/٠١/٠٢
|

442 تِیِ دسته دارِ نخی (که از آن برای پاک کردن کف زمین استفاده می شود.)

زمین شویِ دسته دارِ نخی
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

443 با دست دیگران را وادار به حرکت کردن تا راهی برای عبور باز شود.
از مانعی عبور کردن
١٣٩٩/٠١/٠١
|

444 به دنبال چیزی گشتن در یک جای شلوغ (مثلا بین انبوهی از کاغذ و یا در جیب لباس و ....)
تظاهر به ندیدن کسی کردن
١٣٩٩/٠١/٠١
|

445 Verb :
دوچرخه سواری کردن
سوار دوچرخه شدن
تحویل دادن چیزی به کسی توسط موتور سیکلت به منظور تحویل دادن سریعتر آن
١٣٩٨/١٢/٢٩
|

446 Idiom :
برو سر اصل مطلب
حاشیه نرو
١٣٩٨/١٢/٢٩
|

447 جریمه شدن
تنبیه شدن
مجازات شدن
١٣٩٨/١٢/٢٩
|

448 برگه ی امتحان
برگه ی آزمون کتبی
١٣٩٨/١٢/٢٩
|

449 Adjective :
مقاوم

Verb :
ضدآب کردن پارچه
فعال کردن مخمر (مانند خمیرمایه نان) با افزودن آب به آن
١٣٩٨/١٢/٢٩
|

450 اصطلاح:

من از کجا بدونم؟
چرا من باید جواب رو بدونم؟؟
چرا فکر میکنی من خبر دارم؟؟؟
١٣٩٨/١٢/٢٩
|