cascade

/kæˈskeɪd//kæˈskeɪd/

معنی: ابشار، ابشاری، ابشیب، ابشار کوچک، بشکل ابشار ریختن
معانی دیگر: آبشار پله پله، آبشیب، شرشره، (مانند آبشار پله پله یا آبشیب) سرازیر شدن، (پی در پی) فرود آمدن، شریدن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a steep waterfall or series of small waterfalls.
مترادف: cataract, chute, falls, waterfall
مشابه: fall, flow, rapids, torrent

- We admired the sparkling water as we looked up toward the top of the cascade.
[ترجمه ترگمان] وقتی به بالای آبشار نگاه کردیم، آب درخشان و درخشان را تحسین کردیم
[ترجمه گوگل] ما آب جوش را تحسین کردیم، همانطور که در بالای آبشار نگاه کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: anything that falls or seems to fall like a cascade.
مشابه: avalanche, deluge, downpour, fall, flood, flow, plethora, plunge, torrent

- a cascade of ruffles on a dress
[ترجمه ترگمان] یک تابوت روی لباسی پوشیده شده بود
[ترجمه گوگل] یک آبشار از لباس بر روی یک لباس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a series of electrical components arranged so that the output of one serves as the input to the next.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: cascades, cascading, cascaded
• : تعریف: to fall from one level to the next.
مترادف: fall, flow, plunge, rush, tumble
مشابه: gush, pour, stream, surge

- water cascading over the rocks
[ترجمه ترگمان] آب در آبشاری از تخته سنگ ها فرو می ریزد
[ترجمه گوگل] آب آبشار بیش از سنگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to cause to fall or flow in a cascade.
مترادف: tumble
مشابه: pour

جمله های نمونه

1. A cascade of golden hair fell down his back.
[ترجمه ترگمان]آبشاری از موهای طلایی از پشت سرش پایین افتاد
[ترجمه گوگل]یک آبشار از موی طلایی افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Her hair fell over her shoulders in a cascade of curls.
[ترجمه ترگمان]موهایش روی شانه هایش روی شانه هایش ریخته بود
[ترجمه گوگل]موهایش در یک کاسه فر از روی شانه هایش افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A fresh cascade of splintered glass tinkled to the floor.
[ترجمه ترگمان]موجی از خرده شیشه بر کف اتاق به صدا در آمد
[ترجمه گوگل]آبشار تازه از شیشه تقسیم شده به کف زمین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The cascade falls over a tall cliff.
[ترجمه ترگمان]آبشار از بالای صخره ای بلند سقوط می کند
[ترجمه گوگل]آبشار بیش از یک صخره بلند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her hair was styled into a cascade of spiral curls.
[ترجمه ترگمان]موهایش به شکل آبشاری از حلقه های مارپیچ حرکت می کرد
[ترجمه گوگل]موهایش به یک آبشار از فرفره مارپیچ متصل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He crashed to the ground in a cascade of oil cans.
[ترجمه ترگمان]با آبشاری از قوطی های روغن به زمین برخورد کرد
[ترجمه گوگل]او در یک کاسه قوطی های نفت به زمین افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She watched the magnificent waterfall cascade down the mountainside.
[ترجمه ترگمان]آبشار با شکوه آبشار را تماشا می کرد
[ترجمه گوگل]او آبشار شگفتانگیز را در کوهستان تماشا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Her hair tumbled in a dark brown cascade down her back.
[ترجمه ترگمان]موهایش با آبشاری به رنگ قهوه ای تیره از پشتش سرازیر شده بود
[ترجمه گوگل]موهای او در یک آبشار قهوه ای تیره به پشت او فرو ریخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Something had made her uneasy; perhaps the recent cascade of letters from Maxime du Camp.
[ترجمه ترگمان]شاید چیزی بود که او را ناراحت کرده بود، شاید آخرین cascade نامه هایی که از سوی خآنم ماکسیم آمده بود
[ترجمه گوگل]چیزی باعث ناراحتی او شد شاید آبشار اخیر نامه های Maxime du Camp
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He continued to bathe in a small cascade that lay in the narrows between Goat and its diminutive neighbor, Moss Island.
[ترجمه ترگمان]او به آب تنی در آبشاری کوچک ادامه داد که در تنگه میان بز و همسایه کوچکش ماس قرار داشت
[ترجمه گوگل]وی ادامه داد: در یک آبشار کوچک که در کوچه های بین بز و همسایه ی کوچک آن، جزیره مون قرار دارد، حمام می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The shimmering cascade became a mere backdrop for a circus act.
[ترجمه ترگمان]آبشار لرزان به یک افت صرف برای یک عمل سیرک تبدیل شد
[ترجمه گوگل]آبشار شفاف فقط یک پس زمینه برای یک عمل سیرک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The entire period-doubling cascade can be given a similar interpretation.
[ترجمه ترگمان]کل آبشار دو برابر می تواند تفسیر مشابهی داشته باشد
[ترجمه گوگل]تمام آبشار دوبرابر دوره را می توان تفسیر مشابهی به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. When it rained the water would cascade down the banks and wash great lumps of soil into the road.
[ترجمه ترگمان]وقتی باران می بارید، آب سرازیر می شد و تکه های بزرگ خاک را در جاده می شست
[ترجمه گوگل]هنگامی که آب باران می آید، آب به آبشارها می افتد و دانه های بزرگی از خاک را به جاده می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. There is a final item in the cascade of causes and consequences, a retribution for pollution that seems almost biblically apt.
[ترجمه ترگمان]یک مورد نهایی در آبشاری از علل و عواقب وجود دارد، مجازات آلودگی که به نظر می رسد بسیار مناسب به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]یک ماده نهایی در حوادث علل و پیامدها وجود دارد، مجازات برای آلودگی که به نظر می رسد تقریبا biblically مناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Rainbows glanced off the cascade of the waterfall.
[ترجمه ترگمان]رنگین کمون از آبشار آبشار به بیرون خیره شد
[ترجمه گوگل]Rainbows از آبشار آبشار نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ابشار (اسم)
fall, cascade, waterfall, lin, linn

ابشاری (اسم)
cascade

ابشیب (اسم)
cascade

ابشار کوچک (اسم)
cascade

بشکل ابشار ریختن (فعل)
cascade

تخصصی

[عمران و معماری] شرشره - آبشار - آبشارکوچک
[کامپیوتر] پشت سر هم چیدن - آرایش چندین پنجره به طوری که به نظر می رسد پشته ای از کارتها به وجود آمده است . در این نوع آرایش به استثنای لبه های بالا و چپ پنجره ها تمامی قسمتهای دیگر آنها به وسیله پنجره جلویی پنهان می شود ( شکل زیر ) وقتی پنجره ها به این شکل پشت سر هم چیده شده باشند . می توانید سر تیتر آنها را مشاهده کنید بر خلاف overlade windows: tiled windows
[برق و الکترونیک] زنجیره ای، آبشاری، متوالی
[زمین شناسی] کاسکید، آبشار آبشار کوچک و یا یک سری از آبشارهای کوچک که در طول مسیر از ارتفاع آنها کاسته می شود.
[بهداشت] آبشار - آبشاری
[ریاضیات] معلق
[پلیمر] سیستم آبشاری
[آب و خاک] شرشره آبشار

به انگلیسی

• waterfall; waves, billows (of fabric or hair); (internet) addition of quoted text to a follow-up message on the internet
fall, pour out, flow (as in a waterfall)
a cascade is a waterfall; a literary use.
when water cascades, it pours downwards very fast and in large quantities.
a cascade of things is a large amount of them.

پیشنهاد کاربران

کاهش یافتن، تنزل کردن ، کم شدن
مجموعه
یک سری
مجموعه ای از آبشار های کوچک
متوالی
روی سرازیری قرار داشتن

یک رشته، سلسله
سراریز شدن
فراز و فرود ها
شارش
انتقال اطلاعات به افرادی که در سطوح پایین تر یک سازمان هستند یا انتقال بالا به پایینِ اطلاعات. به پایین فرستادن اطلاعات، توزیع اطلاعات و. . .

*لطفا اگه در سازمان ها اسم خاصی داره و می دونید به اشتراک بزارید.
متوالی
cascade of emails
ایمیل های متوالی
فروریز
بخشی ازسیکل تولیدانرژی هسته ای
فرآیند
cascade ( رایانه و فنّاوری اطلاعات )
واژه مصوب: آبشاره
تعریف: سلسله فعالیت های پیوسته در پردازش داده‏ها که در آن انجام هر مرحله وابسته به وقوع مرحلۀ قبل است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما