برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

🐾 مهدی صباغ

 🐾 مهدی صباغ

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

251 من باهات قهرم. ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

252 صد تا یک غاز
چیز بی ارزش
١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

253 Verb-transitive :
ذخیره کردن آدرس یک سایت یا پیج در اینترنت، به طوری که بتوان آن را به سادگی مجددا پیدا کرد.
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

254 Passionate about something :
به چیزی علاقه ی زیاد و شدید داشتن
چیزی را خیلی دوست داشتن
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

255 Noun-countable :
وبلاگ نویس
١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

256 Noun-countable-informal:
وبلاگ های شخصی که مالک آن، آن را با دیگران به اشتراک گذاشته و به آنها اجازه ی انتشار مطالب، بازگویی نظرات، درج اطلاعات و ...
١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

257 Phrase of long :
اخیرا
به تازگی
زمانی نه چندان دور
Recently
١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

258 اصطلاح :

To be in the doghouse : دچار مشکل بودن

به عنوان مثال:

.I'm in the doghouse at work : من در کارم دچار مشکل شده ام.
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

259 Noun - counrable :
کتابِ کاغذی (در برابر کتاب الکترونیکی)
کتابِ چاپی
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

260 Noun - uncountable :

سابقه کار (به مدتی مشخص و در شغلی مشخص)

کاروَرزی (کاری که جوانان جهت کسب تجربه در شغلی، برای مدتی به آن می پردازند ...
١٣٩٩/٠٤/٢١
|

261 Adjective-informal :
Tight-fisted
خسیس
پول پرست
ناخن خشک
١٣٩٩/٠٤/٢١
|

262 Noun - countable :
بَدَل کار
کسی که در هنگام ساختن فیلم های سینمایی، در صحنه های خطرناک، به جای بازیگر اصلی ایفای نقش می کند.
١٣٩٩/٠٤/٢٠
|

263 Noun-countable :
ریسک پذیر
اهل ریسک
اهل خطر کردن
Adventurer
Stuntman
Madcap
١٣٩٩/٠٤/٢٠
|

264 Proverb :

تلاش کردن به نتیجه خواهد رسید.

با کار و تلاش کردن به همه چیز می توان رسید.

معادل با ضرب المثل فارسی :

ز ...
١٣٩٩/٠٤/٢٠
|

265 Noun-countable :

اردوی تفریحی - آموزشی

اردویی که از طرف مدرسه برای دانش آموزان برگزار می شود، و دانش آموزان ضمن تفریح کردن، مطالب جدید ...
١٣٩٩/٠٤/١٨
|

266 Noun-uncountable :
رشته تحصیلی دندان پزشکی
شغل دندان پزشکی
١٣٩٩/٠٤/١٨
|

267 Phrase :
اشتیاق و علاقه زیاد داشتن به سفر رفتن
١٣٩٩/٠٤/١٨
|

268 افزایش دادن/یافتن گستره ی دانش، تجربیات، درک و تشخیص فردی

باز شدن ذهن کسی
افزایش یافتن قدرت فکری یک شخص
١٣٩٩/٠٤/١٨
|

269 Noun-plural :
خود زندگی نامه
کتاب، مقاله، نوشته و ... که فردی درباره ی زندگی خودش می نویسد.
Autobiography

نکته: اختلاف و تفاوت ظریفی ...
١٣٩٩/٠٤/١٨
|

270 نویسنده ی کتاب، مقاله و ..... بودن ١٣٩٩/٠٤/١٨
|

271 Noun-countable :
نگاه از روی عصبانیت و یا تنفر
نگاهِ خشمگینانه
نگاهِ پر از نفرت
١٣٩٩/٠٤/١٧
|

272 مواظب کسی یا چیزی بودن
کسی را تحت نظر داشتن/گرفتن
١٣٩٩/٠٤/١٧
|

273 Expression :
تلاشت را بکن.
تمام سعی خود را بکن.
١٣٩٩/٠٤/١٦
|

274 کسب صلاحیت کردن
مهارت پیدا کردن
صلاحیت بدست آوردن
تخصص پیدا کردن
١٣٩٩/٠٤/١٥
|

275 Phrasal verb :
کاندیدای یک انتخابات شدن
نامزد یک انتخابات شدن
به عنوان یک کاندید در یک انتخابات شرکت کردن
١٣٩٩/٠٤/١٥
|

276 Adverb :
بدون خستگی
خستگی ناپذیرانه
بی وقفه
١٣٩٩/٠٤/١٥
|

277 Phrase :

Again
یکبار دیگر
دوباره
باز دوباره
١٣٩٩/٠٤/١٥
|

278 Noun-countable :

چکش یخ شکن (که کوهنوردان از آن در صعود به قله ها استفاده می کنند.)

یخ شکن (وسیله ی مورد استفاده در آشپزخانه جهت خُرد ک ...
١٣٩٩/٠٤/١٠
|

279 Noun-plural :
پارا المپیک
مسابقات ورزشی ویژه ی معلولین
المپیک معلولین
١٣٩٩/٠٤/١٠
|

280 اسکی ویژه ی معلولین و کسانی که دارای ناتوانی های جسمانی خاص هستند.
برای این گونه افراد، با تغییر در وسایل اسکیِ معمولی، وسایل مورد نیاز برای اسکی ...
١٣٩٩/٠٤/١٠
|

281 Noun-countable :

قهرمان جهان (در مسابقات ورزشی یا علمی یا .... جهانی)
نفر اول در جهان
١٣٩٩/٠٤/١٠
|

282 Phrase :
این عبارت برای نشان دادن موافقت کامل خود با حرف طرف مقابل مان، به کار می رود. بنابراین آن را می توان به این گونه معادل سازی و ترجمه کرد:< ...
١٣٩٩/٠٤/١٠
|

283 با احتیاط و ملاحظه با کسی صحبت کردن (به خاطر این که می دانیم طرف مقابل خیلی زود ناراحت و عصبانی می شود.) ١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

284 از چه طریقی؟
چگونه؟
به چه صورت؟
به چه روشی؟
١٣٩٩/٠٤/٠٥
|

285 چیزی را شانسی پیدا کردن ١٣٩٩/٠٤/٠٥
|

286 چیزی را تصادفا پیدا کردن
چیزی را بدون پیش بینی قبلی و شانسی، پیدا کردن
١٣٩٩/٠٤/٠٥
|

287 هدر دادن وقت با انجام دادن کارهای غیر مهم و بیهوده ١٣٩٩/٠٤/٠٥
|

288 Noun-uncountable :
تُند خوانی
مهارتِ سریع خواندنِ متون و نوشته ها
١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

289 Noun-countable :
ذهنِ مودب
ذهنی که به عقاید و احساسات دیگران احترام گذاشته و آن ها را جدی می گیرد.
١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

290 آبی که از لوله می آید (نه دقیقا به این معنی که این آب آشامیدنی است، بلکه به این معنی که منبع به دست آمدن این آب، لوله و لوله کشی و شیر آب موجود در مح ... ١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

291 Noun-countable :
ذهنِ منضبط
ذهنی که به سختی کار می کند تا در زمینه ای که در حال فعالیت است، به نهایت تسلط و کمال دست پیدا کرده و به خوبی بر آن ...
١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

292 Noun-countable :
ذهنِ اخلاق گرا
ذهنِ اخلاق مدار
ذهنی که تمرکز آن بر روی انجام دادن کارها بر اساس موازین اخلاقی جامعه و به بهترین نحو ممکن، م ...
١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

293 اخلاق مدار
اخلاق گرا
رفتارکننده بر اساس اخلاق
١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

294 Noun-countable :
ذهنِ ترکیب کننده
ذهن ِ تلفیقی
ذهنی که قدرت پردازش حجم وسیعی از اطلاعات را دارد و می تواند با کنار هم قرار دادن آنها، اطلاعا ...
١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

295 Noun-countable :
ذهن علمی
مُخِ پرسشگر و دوستدار علم و دانش
ذهنی که همیشه در حال طرح پرسش درباره ی چیزهای اطراف خودش است و همواره به دنبال کش ...
١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

296 noun-countable :
داستان افشا کننده ای که در روزنامه ها یا رادیو و تلویزیون، حقایق را درباره ی چیزی بد یا فردی که کاری را خلاف قانون انجام داده است ...
١٣٩٩/٠٣/٢٩
|

297 به دلیلِ
در نتیجه ی
به خاطرِ
به علتِ
به سببِ
زیرا
١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

298 Noun-plural :
Marriage vows
Wedding vows
قول هایی که عروس و داماد در طی برگزاری مراسم ازدواجشان به یکدیگر می دهند.
مانند برخی جملات رایج ...
١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

299 Noun-plural :
زنگهای عروسی
اشاره می کند به رسم مسیحیان در نواختن و به صدا درآوردن زنگ های (ناقوس های) کلیساها در طی برگزاری مراسم عروسی در کل ...
١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

300 اقدام کردن
چاره اندیشیدن
کاری برای رفع مشکلی انجام دادن
عکس العمل نشان دادن
واکنش نشان دادن
١٣٩٩/٠٣/٢٨
|